«افسون‌زدگی جدید: هویت چهل‌تکه و تفکر سیار» داریوش شایگان با ترجمه فاطمه ولیانی از سوی نشر فرزان روز به چاپ یازدهم رسید.

افسون‌زدگی جدید: هویت چهل‌تکه و تفکر سیار» داریوش شایگان

به گزارش کتاب نیوز به نقل از ایلنا، «افسون‌زدگی جدید: هویت چهل‌تکه و تفکر سیار» داریوش شایگان با ترجمه فاطمه ولیانی از سوی نشر فرزان روز به چاپ یازدهم رسید.

این کتاب در هفت فصل شامل «سطوح متعدد آگاهی»، «چندگانگی فرهنگی»، «هویت چهل تکه»، «حوزه اختلاط»، «طیف تفسیرها»، «شبح‌سازی جهان» و «قاره گم‌شده روح» و همچنین یک نتیجه‌گیری منتشر شده است.

جهان امروز دستخوش تغییرات شگرف و تحولات بنیادی است. هستی‌شناسی صلب و سخت گذشته جای به هستی در هم شکسته و فروپاشیده‌ای داده است که تنها به صورت لمعات حضور و لحظات برق آسای هوشیاری خود را به ما می‌نمایاند.

سطوح مختلف آگاهی و وجوه متعدد شناخت در علم و فلسفه و روانشناسی و جامعه‌شناسی با هم برخورد می‌کنند. و نوعی آهنگ ناموزون و چند نوایی ایجاد می‌کنند. در کنار افسون‌زدایی دنیای مدرن اینک شاهد ظهور افسون‌زدگی جدیدی هستیم که دنیای پست مدرن را گویی از نو جادویی کرده است.

به راستی در شرف تکوین انسان چهل تکه‌ای هستیم با تفکری سیار و سیال که دیگر به هویتی خاص تعلق ندارد و مالا چند هویتی است. کتاب «افسون‌زدگی جدید: هویت چهل تکه و تفکر سیار» سیر و سفری است در دل این آشفتگی و دگرگونی که می‌کوشد شاید از پس این پراکندگی، نظامی منسجم بیابد و در دل این چند گونگی به گونه‌ای همبستگی متقابل همه جانبه دست یابد.

این کتاب که به چاپ یازدهم رسیده، در ۵۱۶ صفحه و قیمت ۱۴۰ هزار تومان در دسترس علاقه‌مندان قرار دارد.

................ هر روز با کتاب ...............

سند در ژاپن، قداست دارد. از کودکی به مردم می‌آموزند که جزئیات را بنویسند... مستند کردن دانش و تجربه بسیار مهم است... به شدت از شگفت‌زده شدن پرهیز دارند و همیشه دوست دارند همه چیز از قبل برنامه‌ریزی شده باشد... «هانسه» به معنای «خودکاوی» است یعنی تأمل کردن در رفتاری که اشتباه بوده و پذیرفتن آن رفتار و ارزیابی کردن و تلاش برای اصلاحش... فرایند تصمیم‌سازی در ژاپن، نظام رینگی ست. نظام رینگی، نظام پایین به بالا است... این کشور را در سه کلمه توصیف می‌کنم: هارمونی، هارمونی، هارمونی! ...
دکتر مصدق، مهندس بازرگان را مسئول لوله‌کشی آب تهران کرده بود. بعد کودتا می‌شود اما مهندس بازرگان سر کارش می‌ماند. اما آخر هفته‌ها با مرحوم طالقانی و دیگران دور هم جمع می‌شدند و از حکومت انتقاد می‌کردند. فضل‌الله زاهدی، نخست‌وزیر کودتا می‌گوید یعنی چه، تو داری برای من کار می‌کنی چرا از من انتقاد می‌کنی؟ بازرگان می‌گوید من برای تو کار نمی‌کنم، برای مملکت کار می‌کنم، آب لوله‌کشی چه ربطی به کودتا دارد!... مجاهدین بعد از انقلاب به بازرگان ایراد گرفتند که تو با دولت کودتا همکاری کردی ...
توماس از زن‌ها می‌ترسد و برای خود یک تز یا نظریه ابداع می‌کند: دوستی بدون عشق... سابینا یک‌زن نقاش و آزاد از هر قیدوبندی است. اما ترزا دختری خجالتی است که از خانه‌ای آمده که زیر سلطه مادری جسور و بی‌حیا قرار داشته... نمی‌فهمید که استعاره‌ها خطرناک هستند. نباید با استعاره‌ها بازی کرد. استعاره می‌تواند به تولد عشق منجر شود... نزد توماس می‌رود تا جسمش را منحصر به فرد و جایگزین‌ناپذیر کند... متوجه می‌شود که به گروه ضعیفان تعلق دارد؛ به اردوی ضعیفان، به کشور ضعیفان ...
شاید بتوان گفت که سینما غار پیشرفته‌ افلاطون است... کاتلین خون‌آشامی است که از اعتیادش به خون وحشت‌زده شده است و دیگر نمی‌خواهد تسلیم آن شود. به‌عنوان یک خون‌آشام، می‌داند که چگونه خود را از بین ببرد. اما کازانووا می‌گوید: «به این راحتی هم نیست»... پدر خانواده در همان آغاز شکل‌گیری این بحران محل را به‌سرعت ترک کرده و این مادر خانواده است که بچه‌ها را با مهر به آغوش کشیده است. اینجاست که ما با آغاز یک چالش بزرگ اخلاقی مواجه می‌شویم ...
فنلاند امروز زنده است بخاطر آن وسط‌باز. من مخلص کسی هستم که جام زهر [پذیرش قطعنامه برای پایان جنگ 8ساله] را به امام نوشاند. من به همه وسط‌بازها ارادت دارم. از مرحوم قوام تا مرحوم هاشمی. این موضوع روشنی است که در یک جایی از قدرت حتما باید چنین چیزهایی وجود داشته باشد و اصلا نمی‌توان بدون آنها کشور را اداره کرد... قدرت حرف زدن من امروز از همان معترض است و اگر الان داریم حرف می‌زنیم به خاطر آن آدم است که به خیابان آمده است ...