«افسون‌زدگی جدید: هویت چهل‌تکه و تفکر سیار» داریوش شایگان با ترجمه فاطمه ولیانی از سوی نشر فرزان روز به چاپ یازدهم رسید.

افسون‌زدگی جدید: هویت چهل‌تکه و تفکر سیار» داریوش شایگان

به گزارش کتاب نیوز به نقل از ایلنا، «افسون‌زدگی جدید: هویت چهل‌تکه و تفکر سیار» داریوش شایگان با ترجمه فاطمه ولیانی از سوی نشر فرزان روز به چاپ یازدهم رسید.

این کتاب در هفت فصل شامل «سطوح متعدد آگاهی»، «چندگانگی فرهنگی»، «هویت چهل تکه»، «حوزه اختلاط»، «طیف تفسیرها»، «شبح‌سازی جهان» و «قاره گم‌شده روح» و همچنین یک نتیجه‌گیری منتشر شده است.

جهان امروز دستخوش تغییرات شگرف و تحولات بنیادی است. هستی‌شناسی صلب و سخت گذشته جای به هستی در هم شکسته و فروپاشیده‌ای داده است که تنها به صورت لمعات حضور و لحظات برق آسای هوشیاری خود را به ما می‌نمایاند.

سطوح مختلف آگاهی و وجوه متعدد شناخت در علم و فلسفه و روانشناسی و جامعه‌شناسی با هم برخورد می‌کنند. و نوعی آهنگ ناموزون و چند نوایی ایجاد می‌کنند. در کنار افسون‌زدایی دنیای مدرن اینک شاهد ظهور افسون‌زدگی جدیدی هستیم که دنیای پست مدرن را گویی از نو جادویی کرده است.

به راستی در شرف تکوین انسان چهل تکه‌ای هستیم با تفکری سیار و سیال که دیگر به هویتی خاص تعلق ندارد و مالا چند هویتی است. کتاب «افسون‌زدگی جدید: هویت چهل تکه و تفکر سیار» سیر و سفری است در دل این آشفتگی و دگرگونی که می‌کوشد شاید از پس این پراکندگی، نظامی منسجم بیابد و در دل این چند گونگی به گونه‌ای همبستگی متقابل همه جانبه دست یابد.

این کتاب که به چاپ یازدهم رسیده، در ۵۱۶ صفحه و قیمت ۱۴۰ هزار تومان در دسترس علاقه‌مندان قرار دارد.

................ هر روز با کتاب ...............

حکومتی که بنیادش بر تمایز و تبعیض میان شهروندان شکل گرفته است به همان همبستگی اجتماعی نیم‌بند هم لطمات فراوانی وارد می‌کند... «دولت صالحان» همان ارز زبان‌بسته را به نورچشمی‌ها، یا صالحان رده پایین‌تر، اهدا می‌کند... مشکل ایران حتی مقامات فاسد و اصولا فساد نیست. فساد خود نتیجه حکمرانی فشل، نبود آزادی و اقتصاد دولتی است... به فکر کارگران و پابرهنگان و کوخ‌نشینانید؟‌ سلمنا! تورم را مهار کنید که دمار از روزگار همان طبقه درآورده است، وگرنه کاخ‌نشینان که کیف‌شان با تورم کوک می‌شود ...
عشقش او را ترک کرده؛ پدرش دوست ندارد او را ببیند و خودش هم از خودش بیزار است... نسلی که نمی‌تواند بی‌خیال آرمان‌زدگی و شعار باشد... نسلی معلق بین زمین ‌و هوا... دوست دارند قربانی باشند... گذشته‌ای ساخته‌اند برای خودشان از تحقیرها، نبودن‌ها و نداشتن‌ها... سعی کرده زهر و زشتی صحنه‌های اروتیک را بگیرد و به جایش تصاویر طبیعی و بکر از انسان امروز و عشق رقم بزند... ...
دو زن و یک مرد همدیگر را، پس از مرگ، در دوزخ می‌یابند... همجنس‌بازی است که دوستش را به نومیدی کشانده و او خودکشی کرده است... مبارز صلح‌طلبی است که به مسلکِ خود خیانت کرده است... بچه‌ای را که از فاسقش پیدا کرده در آب افکنده و باعث خودکشی فاسقش شده... دژخیم در واقع «هریک از ما برای آن دو نفرِ دیگر است»... دلبری می‌کند اما همدمی این دو هم دوام نمی‌آورد... در باز می‌شود، ولی هیچ‌کدام از آنها توانایی ترک اتاق را ندارد ...
«سم‌پاشی انسان‌ها» برای نجات از آفت‌های ایدئولوژیک اجتناب‌ناپذیر است... مانع ابراز مخالفتِ مخالفین آنها هم نمی‌شویم... در سکانس بعد معلوم می‌شود که منظور از «ابراز مخالفت»، چماق‌کشی‌ و منظور از عناصر سالم و «پادزهرها» نیز «لباس‌شخصی‌ها»ی خودسر!... وقتی قدرت در یک حکومت، مقدس و الهی جلوه داده شد؛ صاحبان قدرت، نمایندگان خدا و مجری اوامر اویند و لذا اصولا دیگر امکانی! برای «سوءاستفاده» باقی نمی‌ماند ...
رفتار جلال را ناشی از قبول پست وزارت از سوی خانلری می‌داند و ساعدی را هم از مریدان آل‌احمد می‌بیند... خودداری سردبیر مجله سخن از چاپ اشعار نیما باعث دشمنی میان این دو شد... شاه از او خواسته بوده در موکب ملوکانه برای افتتاح جاده هراز بروند... «مادر و بچه» را به ترجمه اشرف پهلوی منتشر کرد که درواقع ثمینه باغچه‌بان مترجم آن بود... کتاب «اندیشه‌های میرزافتحعلی آخوندزاده» را نزد شاه می‌برد: «که چه نشسته‌اید؟ دین از دست رفت! این کتاب با ترویج افکار الحادی احساسات مردم مسلمان را جریحه‌دار کرد ...