فرشاد لواف پور نوری گفت: آنچه ترجمه این اثر را ضروری ساخته، این واقعیت است که ما در عصری قرار داریم که بیش از هر زمان دیگر، وجود درمان­‌های مبتنی بر شواهد تجربی و دارای پشتوانه علمی بیش از پیش ضروری به نظر می‌­رسد. درمان­‌هایی که فرایند‌های تغییر در آن به‌خوبی ترسیم شده باشند و اثربخشی آن برای جمعیت­‌های مختلف تأیید شده باشد.

کاربست زوج ­درمانی هیجان­ مدار: پیوندآفرینی» [The Practice of Emotionally Focused Couple Therapy] سوزان جانسون [Sue Johnson]

به گزارش کتاب نیوز به نقل از ایبنا، فرشاد لواف پور نوری مترجم «کاربست زوج ­درمانی هیجان­ مدار: پیوندآفرینی» [The Practice of Emotionally Focused Couple Therapy] که از سوی انتشارات ارجمند به تازگی منتشر شده درباره این اثر توضیح داد: آخرین و به‌روزترین نسخه از راهنمای درمان­ هیجان‌مدار برای زوج­‌‌ها است که در سال 2019 توسط دکتر سوزان جانسون [Sue Johnson] منتشر شده است. بدون اغراق، زوج‌درمانی هیجان­ مدار سوزان جانسون تا به امروز تن‌ها رویکردی به زوج‌درمانی است که در فهرست درمان­‌های دارای شواهد تجربی APA با درجه نیرومند، مورد تأیید قرار گرفته است. به علاوه، برخورداری از منابع درمانی متعدد، راهنما‌های درمانی، دوره­‌ها و کارگاه­‌ها آموزشی، کتاب­‌های خودیاری، ویدئو‌های آموزشی، پایگاه­‌های پژوهشی غنی، مقیاس­‌های ارزیابی پایبندی به درمان، آن را در صدر فهرست رویکرد‌های زوج‌درمانی قرار داده و به جذابیت و قابل دسترس بودن آن افزوده است. بدون شک یکی از مهمترین دلایل مؤثر بودن این رویکرد درمان زوج­‌ها، یکپارچگی نظری این مدل و ترکیب اندیشه­‌های غنی بالبی، راجرز، و مینوچین باشد.

او ادامه داد: مخاطبان اصلی کتاب، تمامی درمانگران و مشاورانی هستند که دغدغه ارتقاء امنیت و پیوند عاطفی در میان زوج­‌ها هستند. به طور خاص این کتاب راهنمای اصلی زوج‌درمانی هیجان‌مدار است که در سراسر جهان با فرهنگ­‌ها مختلف نقشه راه تقویت امنیت و دلبستگی میان زوج­‌ها را فراهم می‌­سازد. البته نسخه خودیاری این کتاب نیز تحت عنوان «محکم درآغوشم بگیر» نیز در دسترس قرار داد که دانش درمان هیجان مدار را برای بهسازی و تقویت رابطه زناشویی زوج‌ها به کار می­‌گیرد.

او با بیان اینکه از دیرباز، هیجان، ابراز عواطف، و وابستگی مؤلفه­‌هایی بودند که در میان درمانگران و نیز در میان عموم افراد دیدگاه چندان مثبتی به آن وجود نداشته است افزود: در سطح تخصصی، سال­‌ها سیطره خِرد و عقلانیت باعث شده بود تا درمانگران نه‌تنها به هیجان به عنوان بعدی از ساخت وجودی انسان، اولویتی ثانویه بدهند؛ بلکه آن را بی ­فایده و حتی مضر نیز تلقی کنند. به همین ترتیب، در نظر عامه مردم نیز تصور غالب رایج این بوده و هست که فرد باید هیجانات خود را سرکوب کند و به آن­‌ها اجازه بروز ندهد و در بحث استقلال و وابستگی نیز به استقلال برتری دهند.

درحالی‌که تحقیقات جدید نشان می­‌دهد که هیجان منبعی غنی از اطلاعات است و فرایند‌های حل مسئله را تسهیل می­‌کند. در واقع، وابستگیِ سازنده ایمن، مکمل خودمختاری است. طبق نظریه دلبستگی، چیزی بنام استقلال کامل از دیگران یا وابستگی افراطی وجود ندارد. وابستگی یا مؤثر است یا غیرمؤثر. وابستگی ایمن و خودمختاری دو روی یک سکه هستند؛ نه اینکه دو مقوله جدا از هم باشند. کوتاه سخن اینکه شواهد گویای آن است که هرچه دلبستگی ایمن‌تری داشته باشیم، تحمل تفاوت‌‌ها در ما بیشتر می‌شود و می‌توانیم همدل‌تر و نوع‌دوست‌تر عمل کنیم. علم دلبستگی یک طرح کلی نه‌تن‌ها برای رشد بهینه روان‌درمانی، بلکه برای یک جامعه انسانی بهتر است.

به گفته لواف‌پور، آنچه ترجمه این اثر را ضروری ساخته این واقعیت است که ما در عصری قرار داریم که بیش از هر زمان دیگر، وجود درمان­‌های مبتنی بر شواهد تجربی و دارای پشتوانه علمی بیش از پیش ضروری به نظر می‌­رسد. درمان­‌هایی که فرایند‌های تغییر در آن به خوبی ترسیم شده باشند و اثربخشی آن برای جمعیت­‌های مختلف تأیید شده باشد. از طرف دیگر در طول چند سال گذشته رویکرد هیجان­ مدار سوزان جانسون در ایران محبوبیت زیادی پیدا کرده و با تلاش درمانگران ایرانی مقیم امریکا و همکاری درمانگران مقیم ایران، جامعه درمان هیجان ­مدار ایران نیز تأسیس شده است. سالانه کارگاه­‌هایی در سطوح مقدماتی، پیشرفته به همراه نظارت تخصصی برگزار می‌­شود و در ن‌هایت تاکنون پروانه تخصصی این رویکرد نیز تحت نظر مرکز بین‌­المللی درمان هیجان مدار (آیسفت) در کانادا به متقاضیان در داخل ایران اعطا شده است. لذا ترجمه تازه‌ترین نسخه از راهنمای نهایی درمان هیجان مدار، دسترسی زوج ­درمانگران را به این منبع عالی و به روز فراهم می‌کند.

او در پایان گفت: ترجمه این اثر، با تلاش‌های دوساله مترجم این کتاب و دقت فراوان در انتخاب واژگان و اصطلاحات تخصصی آن و معادل یابی بر اساس فرهنگ ایران انجام شده است. به خاطر همین چالش­‌ها و نیز تأثیری که دیدگاه و بازخورد مخاطب کتاب می­تواند بر اعتبار یک کتاب داشته باشد، سعی بر این بوده که از یک رویه مشخص و جامع برای انتخاب معادل­‌های فارسی استفاده شود تا هم از نظر معنایی و هم از نظر گوش­نوازی، مورد پسند مخاطب و مورد تأیید جامعه علمی باشد و از طرفی از زبان فارسی نیز پاسداری شده باشد. در همین راستا در جای‌جای کتاب، توضیحاتی در پانویس­‌ها ذکر شده است تا روند آشناسازی و خوگرفتن مخاطبین عزیز با زبان EFT با راحتی بیشتری صورت بگیرد.

................ تجربه‌ی زندگی دوباره ...............

غالباً خشونتِ خود را زیر نام «دفاع از خود» پنهان می‌کنند. باتلر می‌پرسد: این «خود» کیست که حق دارد برای دفاع از بقای خود، دیگری را نابود کند؟ او پیشنهاد می‌دهد که ما باید «خود» را نه به عنوان یک فردِ مجزا، بلکه به عنوان بخشی از یک کلِ پیوسته تعریف کنیم. اگر من به تو آسیب بزنم، درواقع به ساختاری که بقای خودم به آن وابسته است آسیب زده‌ام ...
20 سال پیش خانه در دامنه‌ی آتشفشان کردیم؛ بدان امید که چشم بر حقیقت بگشاییم... شرح همسایگی خاکستر و دود و آتش؛ نه گفتنی ست، نه خواندنی؛ که ما این خانه‌ی دور از نفت! به شوق و رغبت برگزیده بودیم و هیچ منت و ملامتی بر هیچ دولت و صنف و حزب و نماینده‌ای نداشتیم و نداریم ...
او اگرچه همچون «همینگوی»، روایتگری را مقدم بر توصیف‌گری «زولا» قرار می‌دهد، اما این روایتگری کاملا «ایرانیزه» و بومی شده است... نویسنده با تشخص‌بخشی به کلیسای «تارگمانچاتس» از این بنا، یک شخصیت تاریخی در داستان می‌آفریند، شخصیتی ارمنی! در قلب تهران... ملک بدرقه، شکارچی کلمات مقدس و فاتحه‌های سرگردان است، ملکی که مأمور است فاتحه‌های فرستاده‌شده و سرگردان را برای افراد بی‌وارث و بد‌وراث شکار کند ...
او «آدم‌های کوچک کوچه»ــ عروسک‌ها، سیاه‌ها، تیپ‌های عامیانه ــ را از سطح سرگرمی بیرون کشید و در قامت شخصیت‌هایی تراژیک نشاند. همان‌گونه که جلال آل‌احمد اشاره کرد، این عروسک‌ها دیگر صرفاً ابزار خنده نبودند؛ آنها حامل شکست، بی‌جایی و ناکامی انسان معاصر شدند. این رویکرد، روایتی از حاشیه‌نشینی فرهنگی را می‌سازد: جایی که سنت‌های مردمی، نه به عنوان نوستالژی، بلکه به عنوان ابزاری برای نقد اجتماعی احیا می‌شوند ...
زمانی که برندا و معشوق جدیدش توطئه می‌کنند تا در فرآیند طلاق، همه‌چیز، حتی خانه و ارثیه‌ خانوادگی تونی را از او بگیرند، تونی که درک می‌کند دنیایی که در آن متولد و بزرگ شده، اکنون در آستانه‌ سقوط به دست این نوکیسه‌های سطحی، بی‌ریشه و بی‌اخلاق است، تصمیم می‌گیرد که به دنبال راهی دیگر بگردد؛ او باید دست به کاری بزند، چراکه همانطور که وُ خود می‌گوید: «تک‌شاخ‌های خال‌خالی پرواز کرده بودند.» ...