مجموعه هفت جلدی شرح محمد استعلامی بر «مثنوی معنوی»، اثر ارزشمند مولوی، توسط نشر سخن برای یازدهمین‌بار بازچاپ و در دسترس علاقه‌مندان قرار گرفت.

هفت جلدی محمد استعلامی مثنوی معنوی

به گزارش کتاب نیوز به نقل از تسنیم، این اثر که به عنوان برگزیده کتاب سال جمهوری اسلامی نیز مورد تجلیل قرار گرفته، حاصل تلاش 20 ساله استعلامی است.

در شش جلد از این کتاب ابتدا متن تصحیح‌شده و تقریباً اصل هر دفتر از آن که براساس نسخه‌ی مورخ 677ق (موزه مولانا، قونیه) و مطابق با نسخه‌های 668 ق و 715 ق (نسخه دوم قونیه) و مثنوی تصحیح نیکلسون گردآوری و نوشته شده، آمده و بعد تعلیقات همان دفتر قرار گرفته که در آن یادداشت‌ها، هر توضیح با یک شماره آغاز می شود.

بنابراین برای یافتن توضیح هر بیت شماره‌ی آن را در آن یادداشت‌ها باید دنبال کرد و جلد هفتم در دو بخش است که بخش اول آن در هفت فصل شامل تعبیرات ویژه‌ی مولانا، مباحث، اصطلاحات، نام اشخاص، نام کتاب‌ها، رساله‌ها، نام جاها، آیه‌های قران در متن، حدیث‌ها و سخنان پیران، ماخذ و منابع، مقدمه و تعلیقات شش دفتر گنجانده شده است و بخش دوم آغاز بیت‌های مثنوی کشف‌الابیات است.

عبدالله انوار، نسخه‌شناس و پژوهشگر، پیش‌تر در یادداشتی درباره اهمیت شرح استعلامی بر مثنوی نوشته است: آشنایی ایشان با نظرها و سلوک‎های صوفیان ایشان را به شرح ابیات کتاب بسیار مشهور صوفی کشاند و ایشان با قلم مشکل گشای خود از خیلی از فروبستگی‎های مولانا مشکل گشوده تا به این کار توجه نکنید و غریق زیبایی مثنوی نشوید و دست نجات‎گر ایشان را در پشت خود نبینید که چگونه شما را از لجه‎های پر خطر این اثر بس سترگ به راحتی می‎رهاند، قدر این شرح برای شخص معلوم نمی‎شود. خوشبختانه چاپ‎های متعدد آن به خوبی گواه اقبال عمومی به این شرح است مضافاً آن که مثنوی مورد شرح یکی از قدیمی‎ترین دست نوشته‌ها و به اصطلاح فهرست‌نگاران اقدم النسخ است.

نشر سخن چاپ یازدهم این اثر را به قیمت 950 هزار تومان در دسترس علاقه‌مندان به ادبیات کلاسیک و ادبیات عرفانی قرار داده است.

................ هر روز با کتاب ...............

20 سال پیش خانه در دامنه‌ی آتشفشان کردیم؛ بدان امید که چشم بر حقیقت بگشاییم... شرح همسایگی خاکستر و دود و آتش؛ نه گفتنی ست، نه خواندنی؛ که ما این خانه‌ی دور از نفت! به شوق و رغبت برگزیده بودیم و هیچ منت و ملامتی بر هیچ دولت و صنف و حزب و نماینده‌ای نداشتیم و نداریم ...
او اگرچه همچون «همینگوی»، روایتگری را مقدم بر توصیف‌گری «زولا» قرار می‌دهد، اما این روایتگری کاملا «ایرانیزه» و بومی شده است... نویسنده با تشخص‌بخشی به کلیسای «تارگمانچاتس» از این بنا، یک شخصیت تاریخی در داستان می‌آفریند، شخصیتی ارمنی! در قلب تهران... ملک بدرقه، شکارچی کلمات مقدس و فاتحه‌های سرگردان است، ملکی که مأمور است فاتحه‌های فرستاده‌شده و سرگردان را برای افراد بی‌وارث و بد‌وراث شکار کند ...
او «آدم‌های کوچک کوچه»ــ عروسک‌ها، سیاه‌ها، تیپ‌های عامیانه ــ را از سطح سرگرمی بیرون کشید و در قامت شخصیت‌هایی تراژیک نشاند. همان‌گونه که جلال آل‌احمد اشاره کرد، این عروسک‌ها دیگر صرفاً ابزار خنده نبودند؛ آنها حامل شکست، بی‌جایی و ناکامی انسان معاصر شدند. این رویکرد، روایتی از حاشیه‌نشینی فرهنگی را می‌سازد: جایی که سنت‌های مردمی، نه به عنوان نوستالژی، بلکه به عنوان ابزاری برای نقد اجتماعی احیا می‌شوند ...
زمانی که برندا و معشوق جدیدش توطئه می‌کنند تا در فرآیند طلاق، همه‌چیز، حتی خانه و ارثیه‌ خانوادگی تونی را از او بگیرند، تونی که درک می‌کند دنیایی که در آن متولد و بزرگ شده، اکنون در آستانه‌ سقوط به دست این نوکیسه‌های سطحی، بی‌ریشه و بی‌اخلاق است، تصمیم می‌گیرد که به دنبال راهی دیگر بگردد؛ او باید دست به کاری بزند، چراکه همانطور که وُ خود می‌گوید: «تک‌شاخ‌های خال‌خالی پرواز کرده بودند.» ...
پیوند هایدگر با نازیسم، یک خطای شخصی زودگذر نبود، بلکه به‌منزله‌ یک خیانت عمیق فکری و اخلاقی بود که میراث او را تا به امروز در هاله‌ای از تردید فرو برده است... پس از شکست آلمان، هایدگر سکوت اختیار کرد و هرگز برای جنایت‌های نازیسم عذرخواهی نکرد. او سال‌ها بعد، عضویتش در نازیسم را نه به‌دلیل جنایت‌ها، بلکه به این دلیل که لو رفته بود، «بزرگ‌ترین اشتباه» خود خواند ...