«فرانکنشتاین» [Frankenstein] اثر مری شلی [Mary Shelley] محبوب‌ترین کتاب داستان در بین دانشجویان آمریکایی در یک سال گذشته بوده است.

فرانکنشتاین» [Frankenstein] اثر مری شلی [Mary Shelley]

به گزارش کتاب نیوز به نقل از ایبنا، طبق آمارها و اطلاعات منتشر شده توسط موسسه و سایت اوپن‌سیلابس (Open Syllabus) فرانکشتاین اثر مری شلی محبوب‌ترین کتاب داستان در بین دانشجویان آمریکایی در یک سال گذشته بوده است. به گفته این موسسه در سال گذشته بیش از 5هزار بار این کتاب در کتابخانه‌های دانشگاهی به امانت گرفته شده است.

سازمان اوپن‌سیلابس یک سازمان خصوصی و غیرانتفاعی آمریکایی است که سال‌ها در حوزه جمع‌آوری اطلاعات و آمارهای مربوط به کتابخانه‌های دانشگاهی در کشور آمریکا فعالیت می‌کند. یکی از برنامه‌های جانبی این سازمان آموزش نویسندگی و تشویق نویسندگان جوان برای نوشتن رمان است.

این موسسه در آخرین آمارهای محبوب‌ترین کتاب‌ها را در بین دانشجویان اعلام کرده است که در فرانکشتاین محبوب‌ترین کتاب داستان بوده است. بر اساس این گزارش محبوب‌ترین کتاب در بین دانش‌آموزان نیز کتاب ویلیام استرانک با عنوان «ضروریات استایل» لقب گرفته است.

طبق اطلاعات منتشر شده توسط موسسه آمریکایی در بین لیست 100 کتاب محبوب دانشجویان و دانش‌آموزان آمریکایی 22 کتاب اثر نویسندگان زن هستند. محبو‌ب‌ترین کتاب علوم کامپیوتر نیز در بین دو قشر کتاب توماس کورمن با عنوان «مقدمه الگوریتم‌ها» است.

................ هر روز با کتاب ...............

غالباً خشونتِ خود را زیر نام «دفاع از خود» پنهان می‌کنند. باتلر می‌پرسد: این «خود» کیست که حق دارد برای دفاع از بقای خود، دیگری را نابود کند؟ او پیشنهاد می‌دهد که ما باید «خود» را نه به عنوان یک فردِ مجزا، بلکه به عنوان بخشی از یک کلِ پیوسته تعریف کنیم. اگر من به تو آسیب بزنم، درواقع به ساختاری که بقای خودم به آن وابسته است آسیب زده‌ام ...
20 سال پیش خانه در دامنه‌ی آتشفشان کردیم؛ بدان امید که چشم بر حقیقت بگشاییم... شرح همسایگی خاکستر و دود و آتش؛ نه گفتنی ست، نه خواندنی؛ که ما این خانه‌ی دور از نفت! به شوق و رغبت برگزیده بودیم و هیچ منت و ملامتی بر هیچ دولت و صنف و حزب و نماینده‌ای نداشتیم و نداریم ...
او اگرچه همچون «همینگوی»، روایتگری را مقدم بر توصیف‌گری «زولا» قرار می‌دهد، اما این روایتگری کاملا «ایرانیزه» و بومی شده است... نویسنده با تشخص‌بخشی به کلیسای «تارگمانچاتس» از این بنا، یک شخصیت تاریخی در داستان می‌آفریند، شخصیتی ارمنی! در قلب تهران... ملک بدرقه، شکارچی کلمات مقدس و فاتحه‌های سرگردان است، ملکی که مأمور است فاتحه‌های فرستاده‌شده و سرگردان را برای افراد بی‌وارث و بد‌وراث شکار کند ...
او «آدم‌های کوچک کوچه»ــ عروسک‌ها، سیاه‌ها، تیپ‌های عامیانه ــ را از سطح سرگرمی بیرون کشید و در قامت شخصیت‌هایی تراژیک نشاند. همان‌گونه که جلال آل‌احمد اشاره کرد، این عروسک‌ها دیگر صرفاً ابزار خنده نبودند؛ آنها حامل شکست، بی‌جایی و ناکامی انسان معاصر شدند. این رویکرد، روایتی از حاشیه‌نشینی فرهنگی را می‌سازد: جایی که سنت‌های مردمی، نه به عنوان نوستالژی، بلکه به عنوان ابزاری برای نقد اجتماعی احیا می‌شوند ...
زمانی که برندا و معشوق جدیدش توطئه می‌کنند تا در فرآیند طلاق، همه‌چیز، حتی خانه و ارثیه‌ خانوادگی تونی را از او بگیرند، تونی که درک می‌کند دنیایی که در آن متولد و بزرگ شده، اکنون در آستانه‌ سقوط به دست این نوکیسه‌های سطحی، بی‌ریشه و بی‌اخلاق است، تصمیم می‌گیرد که به دنبال راهی دیگر بگردد؛ او باید دست به کاری بزند، چراکه همانطور که وُ خود می‌گوید: «تک‌شاخ‌های خال‌خالی پرواز کرده بودند.» ...