چاپ سوم نمایشنامه «قتل غیر عمد» اثر کوبو آبه و ترجمه فردین توسلیان توسط انتشارات کتاب فانوس منتشر شد.

به گزارش مهر، «قتل غیر عمد» با شمارگان ۵۰۰ نسخه، ۱۰۰ صفحه و بهای ۱۵ هزار تومان منتشر شده است.

چاپ نخست این ترجمه در پاییز ۹۶ با شمارگان ۵۰۰ نسخه و بهای ۱۰ هزار تومان و چاپ دوم آن پاییز ۹۷ با شمارگان ۳۰۰ نسخه و بهای ۱۲ هزار تومان در دسترس مخاطبان قرار گرفته بود.

کوبو آبه (۱۹۹۳-۱۹۲۴) یکی از سرشناس‌ترین نویسندگان معاصر ژاپنی است که شهرت مهمی نیز در فیلمنامه نویسی و نمایشنامه ‌نویسی دارد. البته تا پیش از ترجمه‌های توسلیان از نمایشنامه‌های او، در ایران این نویسنده را بیشتر به رمان‌هایش می‌شناختند که البته ترجمه فارسی آن رمان‌ها نیز اما و اگرهایی داشت.

نثر آبه را با کافکا مقایسه کرده‌اند. او یکی از نویسندگان دوران پس از جنگ ژاپن است که تحت تاثیر آن فضا، و الهام گرفته از مکاتب و تفکرات روز ادبی دنیای غرب، به آفرینش ادبی می‌پرداخت‌. نویسنده‌ای که بی‌تردید شهرت جهانی‌اش را مدیون اقتباس سینمایی هیروشی تشیکاهارا، فیلمساز ژاپنی، از رمان «زن در ریگ روان» و جوایز بین المللی کسب شده توسط آن است. اتفاقی که باعث شد تا مترجمان در کشورهای مختلف جهان به برگردان آثار او روی بیاورند.

آبه در نمایشنامه «قتل غیر عمد» که با اقتباس از یک حادثه واقعی نوشته شده، به واکاوی ارتباط فرد با جمع، نظام طبقاتی و نافرمانی مدنی می‌پردازد. آبه به طور کل در نمایشنامه‌هایش استفاده دقیقی از مدیوم تئاتر برای انتقال مفاهیم می‌کند. در واقع او علاوه بر کار روی گفت‌وگوها از میزانسن، نور، بازی‌ها و صحنه نیز کمک می‌گیرد تا فضاسازی مورد نظرش را انجام دهد.

مترجم این نمایشنامه، فردین توسلیان، یکی از معدود مترجمان تخصصی ادبیات و فرهنگ شرق آسیاست. رمان «کشتی ساکورا» و نمایشنامه‌های «دوستان» و «جوراب‌شلواری سبز» جملگی از کوبو آبه، «قصه‌های مهتاب و باران» نوشته اوئدا آکیناری، «آفتاب و فولاد: دیدگاه‌هایی شخصی درباره هنر، عمل و مرگ معنوی» نوشته یوکیو میشیما، «قطار تندروی توکیو – مونتانا» نوشته­ ریچارد براتیگان و «نیروی شاعرانه: شعر پس از کانت» نوشته کوین مک لاکلین از ترجمه‌های منتشر شده اوست.

پدر ویژگی‌های بارز یک آنیموس منفی (سایه مردانه) را در خود حمل می‌کند... در جوانی، خودکامه و جسور و بی‌توجه بوده و تا به امروز، تحقیرگر: به مادرت صد دفعه گفته‌ بودم از این پسر مرد در نمی‌آد... تلاش ناکام پیرمرد در دست‌درازی به معصومیت پسر موجب استقرار حس گناهی است که یک قدم تا «انزجار از خود» فاصله دارد. و این فاصله با تنبیه پدر و تایید مادر طی و تبدیل به زخمی عمیق می‌شود... او یک زخمی است که می‌تواند زخم بزند ...
کتاب سه بخش دارد و در هر بخش ماجرا از دید یکی از سه مرد خانواده روایت می‌شود... سه راوی سه نگاه ولی یک سوژه: مادر... تصویر موج‌های هم‌مرکز که یکی پس از دیگری به حرکت درمی‌آیند ولی هرگز به یک‌دیگر نمی‌رسند... از خاله آیرین می‌شنویم و از زندگی و رابطه‌اش با شوهر سابقش بوید،‌ از سوفی، خدمتکار خانه که دلبسته کارل است، ‌از کارل آلمانی و داستان‌های پدربزرگش،‌ از عمه کلارا و عمو ویلفرد و جزییات خانه‌شان و علایق‌شان... در فصل اول پسری سرکش و برادرآزار به نظر می‌آید ولی در فصل دوم وجوه تازه‌ای از شخصیت ...
مدیر کارخانه خبردار می‌شود که یکی از آشنایانش، به نام مهندس مارکو ماشینی ساخته است به اسم کاربوراتور که می‌تواند از خود ماده، جوهر ازلی آن را بیرون بکشد: «مطلق»... پدیده‌های عجیبی تولید می‌شوند: رخدادهای دینی مانند گرایش‌های مذهبی، وعظ و خطابه، معجزات و حتی انواع تعصبات مذهبی... هواخواهان خدای روی کشتی لایروبی! با طرفداران خدای میدان تربیت اسب! درگیر می‌شوند... کلیسای رومی که از آغاز با مطلق مخالفت داشت، سرانجام آن را می‌پذیرد ...
شناخت و نقد ساختار آموزشی چین... با بهره‌گیری از محدودسازی آموزش به ارزیابی‌های کمی و هم با تاثیرگذاری سیاسی- ایدئولوژیک بر اندیشه‌های نوآموزان، آنها را از خلاقیت و آفرینشگری در گستره‌های گوناگون باز می‌دارد... برخی سیاستمداران و روزنامه‌نگاران نامدار امریکا خواستار الگوبرداری از چین در زمینه آموزش شده‌اند!... در چین نیز عبور از سد کنکور که «گائوکائو» نامیده می‌شود آسان نیست ...
ده دلیل برای امید به آینده... ما همیشه داریم علیه زمانِ حال در آرزوی بازگشت به گذشته طلایی می‌اندیشیم... این نزدیک‌بینی تاریخی برای گونه بشر منافع تکاملی دارد و در طول میلیون‌ها سال شکل گرفته است تا خطرات نزدیک بسیار مهم‌تر و جدی‌تر جلوه کنند و باعث هوشیاری انسان برای فرار یا غلبه بر آنها شوند... این مکانیسم تکاملی محمل مناسبی برای سوءاستفاده افراد و گروه‌ها و حکومت‌هایی می‌شود که برای پیشبرد اهداف خود نیاز به ایجاد ترس یا خلق دشمنان و خطرات خارجی دارند ...