رمان «خانم دَلُوِی» [Mrs. Dalloway] نوشته‌ ویرجینیا وولف با ترجمه فرزانه طاهری توسط نشر نیلوفر به چاپ پنجم رسید.

به گزارش مهر، داستان این‌رمان، یک روز از زندگی زنی اشرافی به نام کلاریسا دلوی را در انگلستان پس از جنگ جهانی اول روایت می‌کند. داستان «خانم دلوی» از دل دو داستان کوتاه به وجود آمد که در روایت آن، کلاریسا به‌عنوان شخصیت اصلی دارد برای برای یک مهمانی آماده می‌شود که بناست عصر همان روز به میزبانی خودش برگزار شود.

داستان «خانم دلوی»[خانم دالووی] برای ایجاد تصویری از زندگی کلاریسا و ساختار اجتماعی انگلستان بین دو جنگ جهانی، به‌صورت مکرر در زمان به جلو و عقب می‌رود و از ذهن و زبان شخصیت‌های گوناگونی روایت می‌شود. کتاب مذکور به عقیده بسیاری از منتقدین، دربردارنده برخی از زیباترین، پیچیده‌ترین و بدیع‌ترین جملاتی است که تا به حال به زبان انگلیسی نوشته‌شده‌است. از این رمان در سال ۱۹۹۷ فیلمی سینمایی به نام «خانم دلوی» ساخته‌شد.

رمان خانم دلوی در فهرست برترین کتاب‌های انگلیسی گاردین قرار دارد. نشر نیلوفر از ویرجینیا وولف، نویسنده فمینیست انگلیسی کتاب‌های دیگری با عناوین «اتاقی از آن خود» و «به سوی فانوس دریایی» به چاپ رسانده است.

در بخشی از «خانم دلوی» می‌خوانیم:

خانم دلوی گفت که گل را خودش می‌خرد. آخر لوسی خیلی گرفتار بود. قرار بود درها را از پاشنه درآورند، قرار بود کارگران رامپلمیر بیایند. خانم دلوی در دل گفت: عجب صبحی، دل‌انگیز از آن صبح‌هایی که در ساحل نصیب کودکان می‌شود. چه چکاوکی! چه شیرجه‌ای! آخر همیشه وقتی، همراه با جیرجیر ضعیف لولاها، که حال می‌شنید، پنجره‌های قدی را باز می‌کرد و در بورتن به درون هوای آزاد شیرجه می‌زد، همین احساس به او دست‌می‌داد.

چاپ پنجم این‌کتاب با ۴۳۰ صفحه و قیمت ۵۸ هزار تومان عرضه شده است.

................ هر روز با کتاب ...............

از تهران آغاز و به استانبول و سپس پاریس ختم می‌شود... در مواجهه با زن‌ها دچار نوعی خودشیفتگی است... ثریا تقریبا هیچ نقش فعالی در رمان ندارد... کِرم کمک‌کردن به دیگران را دارد خاصه که عشقی هم در میان باشد... اغلب آدم‌هایی که زندگی‌شان روایت می‌شود، آدم‌های ته خطی‌اند. حتی انقلابیون و آنان که در حال جنگ و مبارزه هستند... مثل نسلی در ایران و مهاجرانی در خارج... ...
اتی(احترام) به جهان می‌گوید: «تو هم بدبختی! از تو هم بدم میاد!» آری جهان(جهانگیر) هم بدبخت است، اما نه از آن رو که جنوبِ شهر زندگی می‌کند؛ یا پدر و برادرش در قبرستان، کتاب دعا و شمع می‌فروشند؛ یا «پراید» ندارد تا صدای ضبطش را تا ته! بلند کند... بلکه جهان بدبخت است، چرا که دختری را دوست دارد که جهانِ او را دوست ندارد. جهان برای «نجات» دختری دست و پا می زند، که خودش به جای اراده به تغییر، خیالِ «فرار» در سر می‌پرورد... ...
انسان تا عاشق نشود از خودمحوری و انانیت رهایی ندارد... باورهای زندگی‌ساز... وقتی انسان خودش را با یک باور یا یک تئوری یکی بداند، این موجب می‌شود هر که به نظر او حمله کرد، فکر کند به او حمله شده ... باورهای ما باید آزموده باشند نه ارثی... چون حقیقت تلخ است، انسان برای شیرین‌کردن زندگی به تعمیم‌های شتاب‌زده روی می‌آورد... مجموعه درس گفتارهای ملکیان درباره اخلاق کاربستی ...
در تور دار و دسته فاگین پیر می‌افتد. یهودی دزدی که در محله‌‌های فقیرنشین لندن بر دزدان و فواحش پادشاهی می‌کند... تا امروز، نزدیک به 20 بار و با فیلمنامه‌های متفاوت بر روی پرده سینما و تلویزیون رفته است... الیور به اشتباه به جای دزد دستگیر شده است و مالباخته که شخصی فرهیخته است با قاضی دادگاه درباره‌ی حقوق متهم جدل می‌کند. طنز تلخ دیکنز در نقد دستگاه قضایی... خدا رو شکر کن که این کتابفروش ازت شکایت نکرد! ...
فیلمنامه‌ بر اساس رمان جین هنف کورلیتز نگاشته شده... زوج میانسالی با بازی نیکول کیدمن در نقش «گریس فریزر» تراپیست و روانکاور و هیو گرانت در نقش «جاناتان سش فریزر» پزشک و جراح بیماری‌های سرطانی... سانتی‌مانتالیسم رایج در فیلم ترغیبی است برای به رخ کشیدن لایف استایلی از زندگی لاکچری... هنرپیشه و آوازه‌خوان ایتالیایی به عنوان راس سوم مثلث عشقی... زنی نقاش با درونیات مالیخولیایی که به دنبال گمشده درون خود است ...