به گزارش ایسنا، «ناظم حکمت در قلب پیرایه» (نامه‌ها و عاشقانه‌های بانوی گیسوحنایی) شامل نامه‌های پیرایه، همسر سوم ناظم حکمت، شاعر ترک، که به همت نازان آریسوی منتشر شده، با ترجمه یاسمن پوری در ۱۵۰ صفحه و با قیمت ۱۶ هزار تومان توسط نشر سنگ به چاپ رسیده است.

در معرفی ناشر از این کتاب عنوان شده است: این کتاب که نامه‌های بانوی گیسوحنایی ادبیات ترکیه به ناظم حکمت است تاکنون در این کشور ۱۲۱ بار تجدید چاپ شده و ازجمله محبوب‌ترین آثار حال حاضر در ترکیه است. آریسوی علاوه بر این نامه‌ها، نکاتی را از زندگی ناظم و پیرایه به متن افزوده که واجد اطلاعات جدید و جالبی از رابطه‌ این دوست. پیرایه که در ترکیه به بانوی گیسوحنایی مشهور است، این نامه‌ها را عمیقاً صادقانه و با احساساتی به‌شدت زنانه نوشته است و از این رو نوشته‌هایش سخت به دل می‌نشینند.

همچنین رمان «سادی» نوشته کورتنی سامرز با ترجمه‌ رضا اسکندری آذر در ۳۲۰ صفحه و با قیمت ۳۴ هزار تومان توسط نشر یادشده منتشر شده است.

در معرفی این کتاب هم آمده است: این رمان نخستین‌بار اواخر سال ۲۰۱۸ در آمریکا منتشر شد و خیلی زود به فهرست پرفروش‌ترین آثار نیویورک تایمز راه یافت. «سادی» داستان انتقام دختری رنج‌کشیده است که تنها خواهرش را به قتل رسانده‌اند. کورتنی سامرز برای روایت این داستان جنایی متفاوت، با ترکیب دو شیوه روایی متفاوت، ساختار تازه‌ای به وجود آورده است که رمان را از نظر تکنیکی نیز برجسته می‌کند. این نویسنده‌ ۳۲ ساله، پیش‌تر جایزه‌ سیبل را در حوزه‌ داستان جوانان دریافت کرده است.

«سادی» سال گذشته در رأی‌گیری سایت گودریدز، رتبه‌ی دوم بهترین کتاب سال را در گروه داستان جوانان به دست آورد.

................ هر روز با کتاب ...............

جنگیدن با فرهنگ کار عبثی است... این برادران آریایی ما و برادران وایکینگ، مثل اینکه سحرخیزتر از ما بوده‌اند و رفته‌اند جاهای خوب دنیا مسکن کرده‌اند... ما همین چیزها را نداریم. کسی نداریم از ما انتقاد بکند... استالین با وجود اینکه خودش گرجی بود، می‌خواست در گرجستان نیز همه روسی حرف بزنند...من میرم رو میندازم پیش آقای خامنه‌ای، من برای خودم رو نینداخته‌ام برای تو و امثال تو میرم رو میندازم... به شرطی که شماها برگردید در مملکت خودتان خدمت کنید ...
اگر بخواهم فیلمی بسازم که بگویم دروغ چیز بدی است باور نمی‌کنند، چون دروغ یک امر جاری در این مملکت است. قبحش از بین رفته... ما بچه‌مسلمان بودیم. اما می‌گفتند این مسلمان نیست... وقتی به آدمی که در کار سینماست می‌گویند اجازه کار نداری، یعنی با شکنجه او را می‌کشند... می‌توانند من را زمین بزنند اما نمی‌توانند من را روی زمین نگه دارند، من بلند می‌شوم... فردین عاشقانه مردم را دوست داشت ...
غالباً خشونتِ خود را زیر نام «دفاع از خود» پنهان می‌کنند. باتلر می‌پرسد: این «خود» کیست که حق دارد برای دفاع از بقای خود، دیگری را نابود کند؟ او پیشنهاد می‌دهد که ما باید «خود» را نه به عنوان یک فردِ مجزا، بلکه به عنوان بخشی از یک کلِ پیوسته تعریف کنیم. اگر من به تو آسیب بزنم، درواقع به ساختاری که بقای خودم به آن وابسته است آسیب زده‌ام ...
20 سال پیش خانه در دامنه‌ی آتشفشان کردیم؛ بدان امید که چشم بر حقیقت بگشاییم... شرح همسایگی خاکستر و دود و آتش؛ نه گفتنی ست، نه خواندنی؛ که ما این خانه‌ی دور از نفت! به شوق و رغبت برگزیده بودیم و هیچ منت و ملامتی بر هیچ دولت و صنف و حزب و نماینده‌ای نداشتیم و نداریم ...
او اگرچه همچون «همینگوی»، روایتگری را مقدم بر توصیف‌گری «زولا» قرار می‌دهد، اما این روایتگری کاملا «ایرانیزه» و بومی شده است... نویسنده با تشخص‌بخشی به کلیسای «تارگمانچاتس» از این بنا، یک شخصیت تاریخی در داستان می‌آفریند، شخصیتی ارمنی! در قلب تهران... ملک بدرقه، شکارچی کلمات مقدس و فاتحه‌های سرگردان است، ملکی که مأمور است فاتحه‌های فرستاده‌شده و سرگردان را برای افراد بی‌وارث و بد‌وراث شکار کند ...