دختران پدر | فرهیختگان


در وجود زن لطافت‌هایی هست که او را از جنس مخالف متمایز می‌کند. در جریان دفاع مقدس و جهاد از منظر کلی انتظار می‌رود زمانی که دشمن هجوم می‌‌آورد و خاک وطن اشغال می‌‌شود، چه در سال‌های دفاع مقدس و چه الان در مورد مدافعین حرم، زن‌ها شکننده‌تر رفتار کنند، ولی وقتی پای صحبت‌هایشان می‌‌نشینیم یا از نزدیک عملکردشان را می‌‌بینیم، متوجه می‌‌شویم جایی که قرار بوده تصمیم‌گیری کنند یا کنشی از خود نشان دهند بحث عاطفی را کنار گذاشتند و خوب درخشیدند. برای زنانی که آن زمان سن‌وسالی هم نداشتند جنگ ویترینی بود که آنها را گلچین کرد و با همه مشکلاتش بار سنگینی بر دوش‌شان گذاشت؛ باری که تا الان هم از آن حرف می‌زنند و احساس می‌‌کنند که زنده است. قبل از شروع جنگ امام فرمان تشکیل جهاد سازندگی را داده بودند که آمادگی اولیه را برای خدمت‌رسانی در جامعه به وجود آورده بود. بخشی از اعضای جهاد دختران و زنان بودند که فعالانه در بخش‌های مختلف جهاد سازندگی مثل بهداشت، امور فرهنگی و آموزشی نقش داشتند و این خود مقدمه‌ای برای حضور بعضی از خانم‌ها در فعالیت در جنگ بود و آنها توانستند به‌سرعت به فضای جنگ وصل شده و فعالیت‌شان را شروع کنند.

خاطرات  صدیقه منصوری«دختر حاجی

اوایل شروع جنگ بعضی خانم‌ها قبل از شکل‌گیری رسمی ستادهای پشتیبانی جنگ فعالیت خود را در خانه‌هایشان شروع کردند و خدمت‌رسانی به جبهه را با توجه به ارتباطات‌شان و مطلع شدن از نیازهای جبهه آغاز کرده و در ادامه به ستادهای پشتیبانی رسمی جنگ وصل شدند.

یکی از این بانوان امدادگر در دوران دفاع مقدس، صدیقه منصوری است که خاطرات وی دستمایه تالیفی کتابی با عنوان «دختر حاجی» به قلم زهره محمدی شده است. بانوی امدادگر دوران دفاع مقدس از دیگر زنانی پیشی‌گرفته که نقش بسیاری در جریان انقلاب داشته‌اند؛ برای اثبات اینکه تاریخ انقلاب اسلامی، زنانی قهرمان در دل این مملکت پرورانده است. منصوری پشتوانه‌ای محکم برای اعتقادات خود ساخت که کسی جرئت آسیب رساندن به اعتقاداتش را نداشت. ایمان و شجاعت را از همان دوران ابتدایی در وجود دختر حاجی می‌بینیم.

قلبی نترس که او را از دیگر دانش‌آموزان متمایز می‌ساخت. قلب صدیقه با اعتقادات و حساسیت‌های پدر برای دفاع از اسلام نترس شده بود. کتاب دختر حاجی که به گونه‌ای سرگذشت‌نامه اوست در پنج فصل؛ «توجه پدر»، «جسارت»، «خدمت اجباری»، «جدال با مجاهدین خلق» و «اعزام» روایتگر زندگی او از زمان تولد تا حضور در جبهه‌های جنگ برای امدادرسانی است. در فصل نخست به نقش پدر و حمایتگری وی از صدیقه منصوری و در فصل دوم به جسارت و شهامت این بانوی ایرانی پرداخته شده است. فصل سوم با عنوان «خدمت اجباری» شامل خاطرات وی در دوره خدمت سربازی و حضور در سپاه دانش است. بخش «جدال با مجاهدین» نیز به خاطرات صدیقه منصوری در دوره پس از پیروزی انقلاب اسلامی اختصاص دارد که وی چندین خرابکار و منافق را شناسایی کرده است. تزریق آمپول هوا به رزمندگان زخمی ازجمله جنایت‌های رایجی بود که در آن دوره اتفاق می‌افتاد و صدیقه منصوری در شناسایی و جلوگیری از وقوع آن نقش داشته است. در فصل پایانی «دختر حاجی» هم صدیقه منصوری به خاطراتی اشاره می‌کند که با اینکه در دوره نامزدی بوده همراه با همسر خود عازم جبهه می‌شود و درحالی‌که حتی از حضور همسر در آن منطقه خبر نداشت، تمام تلاش و انرژی خود را صرف امداد مجروحان جنگی می‌کرد. در این گونه کتاب‌ها درکنار بازنمایی شخصیت باید از عوامل شخصیت‌ساز نیز سخن به میان آورد. مروری بر ابعاد شخصیتی بازنمایی شده سوژه نشان می‌دهد که می‌توان شخصیت را به سه‌گانه بینش، گرایش و کنش تقسیم کرد.

در نگاهی کلی، بینش همان اعتقادات ریشه‌ای و نهادینه فرد است که چهارچوب اصلی شخصیت را شکل می‌دهد. به عبارتی بینش درونی‌ترین سطح شخصیت یک انسان به حساب می‌آید و کنش بیرونی‌ترین سطح شخصیتی انسان یعنی رفتار و اعمالی است که از او ظهور و بروز می‌کند. در این میان، احساسات و حالات روحی فرد نیز که با عنوان گرایش نامیده می‌شود، نقشی بسیار مهم دارد و لایه‌ میانی بین بینش و کنش قرار می‌گیرد. برای شناخت و تبیین شخصیت بررسی بینش گرایش و کنش شرط لازم است، ولی کافی نیست، زیرا عامل زمینه‌ای دیگری هم وجود دارد که بر بینش گرایش و کنش به طور مستقیم یا غیرمستقیم اثر می‌گذارد که به آن عوامل شخصیت‌ساز گفته می‌شود. یکی از مضامین گسترده‌ای که در حیطه بینش قرار می‌گیرد التزام به رعایت احکام شرعی است. اعتقاد قلبی و شناخت و آگاهی فرد به احکام شرعی با توجه به‌تازگی پیروزی انقلاب نشان می‌دهد که تا چه اندازه این شخصیت‌ها به آگاه‌سازی خود و دیگران با مطالعه و حضور در کلاس‌های اعتقادی سعی کرده‌اند اطلاعات و آگاهی خود را درخصوص احکام شرعی افزایش دهند و خود را مقید به رعایت کنند. در این میان عوامل شخصیت‌ساز نقش بسیار پررنگی در ایجاد بستر اعتقادی فرد دارند. خانواده مقید به مکتب عاشورا و انقلاب اسلامی اهتمام ورزیدن به تربیت فرزند صالح است و برای رسیدن به این مهم از تقویت باورهای اعتقادی می‌گیرد.

رعایت حجاب اسلامی در سخت‌ترین وضعیت مانند امدادگری یا هنگام اسلحه دست گرفتن و خدمت‌رسانی به رزمندگان در میدان نبرد و همچنین تقید به حفظ حریم محرم و نامحرم در این شرایط از اعتقاد قلبی و ریشه‌ای شخصیت‌ها ناشی می‌شود، زیرا حضور یک رزمنده و مدافع زن درکنار مردان رزمنده باعث از بین رفتن حریم میان زن و مرد در عین همکاری نمی‌شود. در نمونه‌ای از کتاب می‌خوانیم که «روحیه‌ خودم از یک طرف و توصیه‌ پدر که موقع خداحافظی گفت: «مواظب حجابت باش» از طرف دیگر مدام در گوشم تکرار می‌شد یا باید این شرایط و قوانین سخت را می‌پذیرفتم و تحمل می‌کردم یا راهی پیدا می‌کردم و برای همیشه از صبحگاه و قوانین دردآورش خلاص می‌شدم.»

تلاش نویسنده برای حفظ خط سیر زندگی سوژه کاملا مشهود است و تقریبا همین تلاش هم موجب شده با یک زندگینامه منسجم روبه‌رو باشیم. از جانب دیگر نویسنده با انتخاب زاویه دید اول شخص قاب کار خود را روی دوربین فرضی چشمان خانم منصوری بسته است، این انتخاب قطعی تمام بانوان نویسنده است. هرچند این زاویه دید دارای محاسنی است اما نکته قابل‌توجه این است انتخاب زاویه دید و راوی سوم شخص برای نویسنده یک امکان بسط یافته است تا بتواند از منظر و موضعی بالاتر به سوژه و بستر زندگی و حرکات و اعمال او بنگرد، لکن نویسندگان مشغول در حوزه ادبیات جنگ مایلند در همان وضعیت استخراج اطلاعات از سوژه باقی بمانند و در بهترین حال به‌جای تالیف تدوین کنند. با همه این اوصاف معتقدم نباید رنج زهره محمدی را در خلق این اثر نادیده گرفت.

................ تجربه‌ی زندگی دوباره ...............

بی‌فایده است!/ باد قرن‌هاست/ در کوچه‌ها/ خیابان‌ها/ می‌چرخد/ زوزه می‌کشد/ و رمه‌های شادی را می‌درد./ می‌چرخم بر این خاک/ و هرچه خون ماسیده بر تاریخ را/ با اشک‌هایم می‌شویم/ پاک نمی‌شود... مانی، وزن و قافیه تنها اصولی بودند که شعر به وسیلهء آنها تعریف می‌شد؛ اما امروزه، توجه به فرم ذهنی، قدرت تخیل، توجه به موسیقی درونی کلمات و عمق نگاه شاعر به جهان و پدیده‌های آن، ورای نظام موسیقایی، لازمه‌های شعری فاخرند ...
صدای من یک خیشِ کج بود، معوج، که به درون خاک فرومی‌رفت فقط تا آن را عقیم، ویران، و نابود کند... هرگاه پدرم با مشکلی در زمین روبه‌رو می‌شد، روی زمین دراز می‌کشید و گوشش را به آنچه در عمق خاک بود می‌سپرد... مثل پزشکی که به ضربان قلب گوش می‌دهد... دو خواهر در دل سرزمین‌های دورافتاده باهیا، آنها دنیایی از قحطی و استثمار، قدرت و خشونت‌های وحشتناک را تجربه می‌کنند ...
احمد کسروی به‌عنوان روشنفکری مدافع مشروطه و منتقد سرسخت باورهای سنتی ازجمله مخالفان رمان و نشر و ترجمه آن در ایران بود. او رمان را باعث انحطاط اخلاقی و اعتیاد جامعه به سرگرمی و مایه سوق به آزادی‌های مذموم می‌پنداشت... فاطمه سیاح در همان زمان در یادداشتی با عنوان «کیفیت رمان» به نقد او پرداخت: ... آثار کسانی چون چارلز دیکنز، ویکتور هوگو و آناتول فرانس از ارزش‌های والای اخلاقی دفاع می‌کنند و در بروز اصلاحات اجتماعی نیز موثر بوده‌اند ...
داستان در زاگرب آغاز می‌شود؛ جایی که وکیل قهرمان داستان، در یک مهمانی شام که در خانه یک سرمایه‌دار برجسته و بانفوذ، یعنی «مدیرکل»، برگزار شده است... مدیرکل از کشتن چهار مرد که به زمینش تجاوز کرده بودند، صحبت می‌کند... دیگر مهمانان سکوت می‌کنند، اما وکیل که دیگر قادر به تحمل بی‌اخلاقی و جنایت نیست، این اقدام را «جنایت» و «جنون اخلاقی» می‌نامد؛ مدیرکل که از این انتقاد خشمگین شده، تهدید می‌کند که وکیل باید مانند همان چهار مرد «مثل یک سگ» کشته شود ...
معلمی بازنشسته که سال‌های‌سال از مرگ همسرش جانکارلو می‌گذرد. او در غیاب دو فرزندش، ماسیمیلیانو و جولیا، روزگارش را به تنهایی می‌گذراند... این روزگار خاکستری و ملا‌ل‌آور اما با تلألو نور یک الماس در هم شکسته می‌شود، الماسی که آنسلما آن را در میان زباله‌ها پیدا می‌کند؛ یک طوطی از نژاد آمازون... نامی که آنسلما بر طوطی خود می‌گذارد، نام بهترین دوست و همرازش در دوران معلمی است. دوستی درگذشته که خاطره‌اش نه محو می‌شود، نه با چیزی جایگزین... ...