ویکنت مدرادو ترالبای سالم و ساده‌دل و پرشور به جنگ میان اتریش و ترکیه می‌رود و گلوله توپی او را به دو نیم می‌کند. و این «نیمه مداردو» است که به گونه‌ای معجزه‌آسا، زنده به قلمرو خود بازمی‌گردد... تا اینکه «نیمه دیگر» او، که آن نیز پس از جدایی زنده مانده است، سرزده از راه می‌رسد. از آن پس نیمه «خوب» و نیمه «بد» با سلاحهای نابرابر باهم می‌جنگند.

ویکنت دو نیم شده | ایتالو کالوینو
ویکنت دو نیم شده (شقه شده)
[Il Visconte dimezzato]. (The Cloven Viscount) رمانی از ایتالو کالوینو(1) (1923-1985)، نویسنده ایتالیایی،‌ که در 1952 منتشر شد. این رمان به همراه بارون درخت‌نشین (2) (1957) و شهسوار غیرموجود (3) (1959) سه‌گانه «نیاکان ما» (4) را تشکیل می‌دهد. این گردآوری به سبب مشابهت‌های بسیار توجیه شده است: شیوه‌های روایی به کار رفته، وجود طنزی که از داستان «واقعیت‌زدایی می‌کند»، وجود ساخت و کار واحدی در تعبیر نمادها. به علاوه شیوه بسط و پرورش بافت داستانی تابع رویه مشترکی است: موقعیت اولیه «غیر واقع‌گرایانه»، تصویر بنیانگذار غالباً نزدیک به داستان مصور و سپس از مبنای این انگیزش بصری، داستانی که به شکل منطقی بسط و پرورش می‌یابد تا پیامدهای آن که غالباً به دلیل غیرقابل پیش‌بینی بودن طنزآمیز است، وضعیتهای متناقض را بنمایاند. ویکنت مدرادو ترالبا(5)ی سالم و ساده‌دل و پرشور به جنگ میان اتریش و ترکیه می‌رود و گلوله توپی او را به دو نیم می‌کند. و این «نیمه مداردو» است که به گونه‌ای معجزه‌آسا، زنده به قلمرو خود بازمی‌گردد. از آن پس اعمال و گفتارهایش نشان از حالت او دارد: ‌بی‌انصاف و بی‌رحم و نحس است و انسانها و اشیا را دو نیم می‌کند و (نیمه) وحشتی در همه‌جا می‌پراکند. تا اینکه (در فصل 7) «نیمه دیگر» او، که آن نیز پس از جدایی زنده مانده است، سرزده از راه می‌رسد. از آن پس نیمه «خوب» و نیمه «بد» با سلاحهای نابرابر باهم می‌جنگند. در برابر قدرت ویرانگری مؤثر یکی ناتوانی دستهای پاک آن دیگری قرار دارد. در پایان کتاب، به کمک دکتر ترلاونی (6) و جراحی ماهرانه او، هویت مدرادو به وحدت می‌رسد. اما، راوی چنین نتیجه می‌گیرد: «برای آنکه دنیا کامل باشد، یک ویکنت کامل کفایت نمی‌کند.»

کالوینو، در اوایل سالهای 1950، با شور و شوق بسیار به مقابله قصه‌های ایتالیایی (7) با نسخه‌های خطی پرداخت و در این اثر، شخصیتهای فاقد روانشناسی و وضعیتهایی که به کمک ریخت‌شناسی کاربردی مشخص شده است؛ نشان‌دهنده دنیای قصه‌اند. داستانی است به ظاهر آزاد از هرگونه قید و بند واقع‌گرایانه و هرگونه بار عقیدتی برای پرداختن به لذت کتابخوانی تفریحی: این «شیوه دورزدن» است که کالوینو بدان آغاز می‌کند و خواننده را بر آن می‌دارد که کتابخوانی کلمه به کلمه را، بدون نفی آن، کنار بگذارد و به نگرشی نمادین متوسل شود. بدین ترتیب، بخشهایی چون «قارچ‌زار»، «دره بوریا» (دنیای پروتستانهای عارف پیرو کالون (8) که دین در نظرشان به مجموعه‌ای از آیینهای بی‌معنی تبدیل شده است) و البته داستان مرکزی مردی دو نیم شده معنایی متناسب با دنیای معاصر می‌یابد.

مهشید نونهالی. فرهنگ آثار. سروش

1.Italo Calvino 2.Il Barone rampante 3.Il Cavaliere inesistente
4.Nostri Antenati 5.Medard de Terralba 6.Trelawney
7.Fiabe italiane 8.Calvin

................ تجربه‌ی زندگی دوباره ...............

اگر جنگ برای مردم خاصه مردمِ رشت -که داستان در آنجا روایت می‌شود- فقر و بدبختی و قحط‌سالی به بار آورده است، اما این دو برادر سرشار از نعمت‌اند... احمدگل با رفتنش به دیدار ارباب دختر خودش را هم قربانی می‌دهد... کوته‌بینی و خودرأیی میرزا کوچک خان مانع این می‌شود که جنبش جنگل به انقلاب منجر شود... وارثان بی‌ثباتی‌های سیاسی و جنبش‌های ناکام بیش از هرکس فقرا هستند... داستان پُر از سبک زندگی است؛ سبک زندگی اواخر قرن گذشته ...
هیچ خبری از حجاب راهبه‌ها و سوگند خوردنشان نیست، درعوض آیرا از سنت روایت پیکارسک استفاده می‌کند... مرا آماده کرده‌اند که فرشته‌ باشم، فرشته‌ نگهبان همه‌ مجرمان، دزدها و قاتلان... این کارهای خوبی که در تنهایی و خیالاتش انجام می‌دهد، سزار را تبدیل به راهبه می‌کند. ولی، در زندگی واقعی، او یک دروغگوی قهار است... رمز و راز دروغگوی خوب‌ بودن را فاش می‌کند: «باید خیلی قانع‌کننده وانمود کنی که چیزهای واضح را نمی‌دانی.» ...
متوجه ماده‌مگس جوانی شد که در مرز میان پوره و سس نشسته بود... پوست آبدار و سبزش، بانشاط زیر نور خورشید می‌درخشید... دور کمرش چنان شکننده و ظریف بود که گویا می‌توانست با سبک‌ترین نسیم بشکند... جابه‌جایی حشره و انسان و توصیفات آبدار و تنانه از مگس علاوه بر شوخی شیطنت‌آمیز پلوین با توصیفات رمان‌‌های احساساتی و حتی کلاسیک، کاریکاتورگونه‌ای است گروتسک از وضعیت بشر ...
سیر آفاق و انفس مردی جوان و آمریکایی به‌نام لاری برای یافتن معنای زندگی است که از غرب تا شرق عالم را طی می‌کند... تحت تاثیر زیبایی او نمی‌تواند بدی‌هایش را ببیند... زنی سطحی، حسود و کینه‌توز است... به نظر من آن‌ها که می‌گویند عشق بدون شهوت می‌تواند وجود داشته باشد، چرند می‌گویند. وقتی مردم می‌گویند بعد از آنکه شهوت مرد، عشق هنوز زنده است، دارند از چیز دیگری صحبت می‌کنند که عشق نیست، انس و مهر و همخویی و عادت است ...
بسیاری از مردم اطلاعات گسترده‌ای پیرامون انسان و جهان و طبیعت و شریعت در ذهن جمع‌آوری می‌کنند اما در برابر ساده‌ترین آسیب‌های نفسانی؛ تمایلات ناصواب درونی زانو می‌زنند... برخی رنج‌ها آدمی را از پای در می‌آورند؛ از ارزش و آرامش جان می‌کاهند و اثری تلخ و گاهی جبران‌ناپذیر در زندگی از خود به جای می‌گذارند. رنج دلبستگی‌های حقیر؛ رنج برخاسته از جهل و نادانی و رنج وابستگی به تایید و تکذیب دیگران از این جنس است. ...