رمان «سفر به شرق» هرمان هسه اثر نویسنده آلمانی - سوئیسی که 20 سال پیش با ترجمه محمد بقایی ماکان در ایران منتشرشده بود مجدداً چاپ می‌شود.

سفر به شرق» هرمان هسه

به گزارش مهر، مترجم این کتاب در ترجمه چاپ جدید رمان هسه تجدید‌نظرهایی کرده و در واقع کتاب را با ویرایشی تازه به انتشارات تهران سپرده است.

«سفر به شرق» از آثار در خور تامل این نویسنده نامدار است که در قالب رمان نوشته شده و حال و هوای عرفانی دنیای شرق را به خواننده ایرانی القاء می کند و در واقع هسه در این کتاب می‌خواهد اثبات کند کشف حقیقت کار دل است نه عقل.

هسه در کتابش انجمنی را به تصویر می‌کشد که برای رسیدن به تعالی معنوی سفری را به سوی شرق که به گفته او سرچشمه نور و مهد عرفان و معنویت است برمی‌گزیند. البته این شرق مورد اشاره سرزمین و محدوده جغرافیایی خاصی را شامل نمی‌شود بلکه سرمنزل نور است.

مضمون این داستان قابل تطبیق با دیدگاههای عارفان و اندیشمندان ایرانی به ویژه خیام، عطار و مولوی است و می‌توان به لحاظ محتوایی آن را برگرفته از کتاب مائده‌های زمینی آندره ژید دانست. این اثر را منتقدان شخصی‌ترین و پر رمز و راز‌ترین یادگار هسه می‌دانند.

هرمان هسه «سفر به شرق» را در سال 1932 و در سن 55 سالگی نوشت و پس از آن گویی که بار خود را به مقصد رسانده، آسوده خاطر به استراحت پرداخت و به جز نگارش وصیتنامه پر حجم ادبی، فلسفی خود ـ " بازی مهره شیشه‌ای"-  و نوشتن چند داستان کوتاه و سرودن چند شعر کار مهم دیگری انجام نداد.

انتشارات تهران ترجمه فارسی «سفر به شرق» را در نزدیک به 200 صفجه برای اخذ مجوز به ارشاد سپرده است.

انسان‌ها با ترس، طمع، امید، حسرت و مقایسه زندگی می‌کنند و همین احساسات، حتی در آگاه‌ترین افراد، تصمیم‌های مالی را شکل می‌دهد. از این منظر، «روان‌شناسی پول» بیش از آنکه درباره پول باشد، کتابی درباره انسان معاصر و رابطه پرتنش او با مفهوم ثروت و دارایی است... اوزل به‌جای ارائه نسخه‌های مستقیم یا توصیه‌های دستوری، تجربه زندگی سرمایه‌گذاران، کارآفرینان، میلیاردرها و حتی افراد عادی را روایت می‌کند و از دل این داستان‌ها روایت خود را برمی‌سازد و بحث را به پیش می‌راند ...
جنگیدن با فرهنگ کار عبثی است... این برادران آریایی ما و برادران وایکینگ، مثل اینکه سحرخیزتر از ما بوده‌اند و رفته‌اند جاهای خوب دنیا مسکن کرده‌اند... ما همین چیزها را نداریم. کسی نداریم از ما انتقاد بکند... استالین با وجود اینکه خودش گرجی بود، می‌خواست در گرجستان نیز همه روسی حرف بزنند...من میرم رو میندازم پیش آقای خامنه‌ای، من برای خودم رو نینداخته‌ام برای تو و امثال تو میرم رو میندازم... به شرطی که شماها برگردید در مملکت خودتان خدمت کنید ...
اگر بخواهم فیلمی بسازم که بگویم دروغ چیز بدی است باور نمی‌کنند، چون دروغ یک امر جاری در این مملکت است. قبحش از بین رفته... ما بچه‌مسلمان بودیم. اما می‌گفتند این مسلمان نیست... وقتی به آدمی که در کار سینماست می‌گویند اجازه کار نداری، یعنی با شکنجه او را می‌کشند... می‌توانند من را زمین بزنند اما نمی‌توانند من را روی زمین نگه دارند، من بلند می‌شوم... فردین عاشقانه مردم را دوست داشت ...
غالباً خشونتِ خود را زیر نام «دفاع از خود» پنهان می‌کنند. باتلر می‌پرسد: این «خود» کیست که حق دارد برای دفاع از بقای خود، دیگری را نابود کند؟ او پیشنهاد می‌دهد که ما باید «خود» را نه به عنوان یک فردِ مجزا، بلکه به عنوان بخشی از یک کلِ پیوسته تعریف کنیم. اگر من به تو آسیب بزنم، درواقع به ساختاری که بقای خودم به آن وابسته است آسیب زده‌ام ...
20 سال پیش خانه در دامنه‌ی آتشفشان کردیم؛ بدان امید که چشم بر حقیقت بگشاییم... شرح همسایگی خاکستر و دود و آتش؛ نه گفتنی ست، نه خواندنی؛ که ما این خانه‌ی دور از نفت! به شوق و رغبت برگزیده بودیم و هیچ منت و ملامتی بر هیچ دولت و صنف و حزب و نماینده‌ای نداشتیم و نداریم ...