با چاپ ترجمه رمان «دریای زمردین»[The emerald sea] نوشته ریچل مید [Richelle Mead] توسط انتشارات کتابسرای تندیس، مجموعه سه‌گانه «دربار درخشان» برای مخاطبان ایرانی تکمیل شد.

دریای زمردین[The emerald sea] ریچل مید [Richelle Mead]

به گزارش کتاب نیوز به نقل از مهر، «دربار درخشان» و «گوهر نیمه‌شب» عناوین دو جلد ابتدایی این‌مجموعه هستند که پیش از «دریای زمردین»‌ منتشر شده‌اند. مجموعه مذکور در گروه آثار فانتزی رمانتیک جا دارد. «دربار درخشان» در سال ۲۰۱۶ چاپ شد و داستانش درباره کنتسی آسفریدیایی به نام آدلاید است که خود را به‌جای خدمتکارش جا می‌زند تا از ازدواجی ناخواسته فرار کند. او با این فرار، زندگی جدیدی در آدوریا شروع می‌کند. اما برای این‌کار باید به دربار درخشان ملحق شود. داستان این رمان، از قصرهای پیراسته آسفرید تا خاک طلا و جنگل‌های بکر آدوریا را شامل می‌شود.

ریچل مید، نویسنده ۴۳ ساله آمریکایی ادبیات فانتزی است و «دربار درخشان» یکی از مجموعه‌کتاب‌های این نویسنده است که با چاپ «جواهر نیمه‌شب» و «دریای زمرد» تبدیل به یک سه‌گانه شد. ریچل مید به نوشتن مجموعه‌کتاب‌هایی چون «آکادمی خون آشام»، «قوی سیاه» و «دودمان‌ها» شناخته می‌شود.

در سومین جلد سه‌گانه «دربار درخشان» یعنی «دریای زمردین» صحبت از تمسین، زمرد تراش‌خورده‌ دربار درخشان است. آرمان‌های فوق‌العاده این‌شخصیت او را تبدیل به رقیبی سرسخت برای دیگران می‌کند. وقتی تمسین سوار کشتی می‌شود تا به دنیای جدید برود، در دریا گم و از مسیر خود خارج می‌شود...

این‌کتاب با ۵۹۲ صفحه و قیمت ۱۰۰ هزار تومان منتشر شده است.

................ هر روز با کتاب ...............

در آغاز دهه‌ی 60 انتشار یافت که خود شاهد جنبش فرهنگی نیرومندی بود: در امریکای شمالی، نخستین نسلی که با تلویزیون بزرگ شده بود، به سن رشد می‌رسید... گسترش فرهنگ کتاب اندیشه‌ی فردیت و ساختار اجتماعی دولت ملی را پدید آورد... با کشف الکتریسیته در مرحله‌ی چهارم تحول، جریان جایگزینی یک «کهکشان» تازه، با «کهکشان گوتنبرگ» آغاز می‌شود... نسل‌هایی که با تلویزیون و دیگر رسانه‌های نوین بزرگ شده‌اند، این توانایی را می‌یابند که آن یکپارچگی روانی جامعه‌ی قبیله‌ای را در «دهکده‌ی جهانی» برقرار سازند ...
مرد جوانی که همیشه در میان بومیان امریکایی زندگی کرده است... آنچه را می‌اندیشد ساده‌دلانه می‌گوید و آنچه را می‌خواهد انجام می‌دهد... داوری‌هایی به‌اصطلاح «ساده‌لوحانه» ولی آکنده از خردمندی بر زبانش جاری می‌شود... او را غسل تعمید می‌دهند... به مادر تعمیدی خود دل می‌بندد... یک کشیش یسوعی به او چنین تفهیم می‌کند که به هربهایی شده است، ولو به بهای شرافتش، باید او را از زندان رها سازد... پزشکان بر بالین او می‌شتابند و در نتیجه، او زودتر می‌میرد! ...
او کاملا در اختیار توست می‌توانی همه خوابها و خیالهایت را عملی کنی‌... او همان دکتری‌ است که سالها پیش در حکومت‌ دیکتاتوری نظامی، پائولینا را مورد شکنجه و تجاوز قرار داده است... بچه‌هاشان و نوه‌هاشان‌ می‌پرسند که‌ راست‌ است که‌ تو‌ این‌ کار را کرده‌ای و اتهام‌هایی که به‌ تو‌ می‌زنند راست است‌ و آنها مجبور می‌شوند دروغ بگویند... چگونه‌ می‌توان کشوری‌ را‌ التیام بخشید که از سرکوب، آسیب بسیار دیده و ترس از فاش سخن گفتن‌‌ بر‌ همه‌ جای آن سایه افکنده است؟ ...
خانواده‌ای تاجر در شهرکی نیمه‌روستایی نیمه‌صنعتی... ناشنواست و زنش فریبش می‌دهد... کنسروهای مشکوک، مواد غذایی فاسد و به‌خصوص شراب قاچاق می‌فروشد... زنی است بلندبالا و باریک‌اندام، با چشم‌هایی خاکستری، معصوم و رفتاری پر قر و فر... لبخندزنان نگاه می‌کرد، همچون یک مار ماده که در بهار از لای گندم‌زار زردرنگ سر بلند کند تا گذار کارگر راه‌آهنی را از جاده تماشا کند... حال دیگر دوران سلطنت آکسینیا شروع می‌شود ...
کلیسای کاتولیک نگران به‌روزشدن علوم و انحراف مردم از عقاید کلیسا بود... عرب‌ها میانجی انتقال مجدد فرهنگ یونان باستان به اروپا شدند... موفق شد از رودررویی مستقیم با کلیسای کاتولیک بپرهیزد... رویای دکارت یافتن روشی برای تبیین کلیه پدیده‌های طبیعی در چارچوب چند اصل بنیادی بود... ماده ماهیتاً چیزی جز امتداد یا بعد مکانی نیست... شناخت یا معرفت را به درختی تشبیه کرد که ریشه‌هایش متافیزیک هستند، تنه‌اش فیزیک و شاخه‌هایش، علوم دیگر ...