با چاپ ترجمه رمان «دریای زمردین»[The emerald sea] نوشته ریچل مید [Richelle Mead] توسط انتشارات کتابسرای تندیس، مجموعه سه‌گانه «دربار درخشان» برای مخاطبان ایرانی تکمیل شد.

دریای زمردین[The emerald sea] ریچل مید [Richelle Mead]

به گزارش کتاب نیوز به نقل از مهر، «دربار درخشان» و «گوهر نیمه‌شب» عناوین دو جلد ابتدایی این‌مجموعه هستند که پیش از «دریای زمردین»‌ منتشر شده‌اند. مجموعه مذکور در گروه آثار فانتزی رمانتیک جا دارد. «دربار درخشان» در سال ۲۰۱۶ چاپ شد و داستانش درباره کنتسی آسفریدیایی به نام آدلاید است که خود را به‌جای خدمتکارش جا می‌زند تا از ازدواجی ناخواسته فرار کند. او با این فرار، زندگی جدیدی در آدوریا شروع می‌کند. اما برای این‌کار باید به دربار درخشان ملحق شود. داستان این رمان، از قصرهای پیراسته آسفرید تا خاک طلا و جنگل‌های بکر آدوریا را شامل می‌شود.

ریچل مید، نویسنده ۴۳ ساله آمریکایی ادبیات فانتزی است و «دربار درخشان» یکی از مجموعه‌کتاب‌های این نویسنده است که با چاپ «جواهر نیمه‌شب» و «دریای زمرد» تبدیل به یک سه‌گانه شد. ریچل مید به نوشتن مجموعه‌کتاب‌هایی چون «آکادمی خون آشام»، «قوی سیاه» و «دودمان‌ها» شناخته می‌شود.

در سومین جلد سه‌گانه «دربار درخشان» یعنی «دریای زمردین» صحبت از تمسین، زمرد تراش‌خورده‌ دربار درخشان است. آرمان‌های فوق‌العاده این‌شخصیت او را تبدیل به رقیبی سرسخت برای دیگران می‌کند. وقتی تمسین سوار کشتی می‌شود تا به دنیای جدید برود، در دریا گم و از مسیر خود خارج می‌شود...

این‌کتاب با ۵۹۲ صفحه و قیمت ۱۰۰ هزار تومان منتشر شده است.

................ هر روز با کتاب ...............

بی‌فایده است!/ باد قرن‌هاست/ در کوچه‌ها/ خیابان‌ها/ می‌چرخد/ زوزه می‌کشد/ و رمه‌های شادی را می‌درد./ می‌چرخم بر این خاک/ و هرچه خون ماسیده بر تاریخ را/ با اشک‌هایم می‌شویم/ پاک نمی‌شود... مانی، وزن و قافیه تنها اصولی بودند که شعر به وسیلهء آنها تعریف می‌شد؛ اما امروزه، توجه به فرم ذهنی، قدرت تخیل، توجه به موسیقی درونی کلمات و عمق نگاه شاعر به جهان و پدیده‌های آن، ورای نظام موسیقایی، لازمه‌های شعری فاخرند ...
صدای من یک خیشِ کج بود، معوج، که به درون خاک فرومی‌رفت فقط تا آن را عقیم، ویران، و نابود کند... هرگاه پدرم با مشکلی در زمین روبه‌رو می‌شد، روی زمین دراز می‌کشید و گوشش را به آنچه در عمق خاک بود می‌سپرد... مثل پزشکی که به ضربان قلب گوش می‌دهد... دو خواهر در دل سرزمین‌های دورافتاده باهیا، آنها دنیایی از قحطی و استثمار، قدرت و خشونت‌های وحشتناک را تجربه می‌کنند ...
احمد کسروی به‌عنوان روشنفکری مدافع مشروطه و منتقد سرسخت باورهای سنتی ازجمله مخالفان رمان و نشر و ترجمه آن در ایران بود. او رمان را باعث انحطاط اخلاقی و اعتیاد جامعه به سرگرمی و مایه سوق به آزادی‌های مذموم می‌پنداشت... فاطمه سیاح در همان زمان در یادداشتی با عنوان «کیفیت رمان» به نقد او پرداخت: ... آثار کسانی چون چارلز دیکنز، ویکتور هوگو و آناتول فرانس از ارزش‌های والای اخلاقی دفاع می‌کنند و در بروز اصلاحات اجتماعی نیز موثر بوده‌اند ...
داستان در زاگرب آغاز می‌شود؛ جایی که وکیل قهرمان داستان، در یک مهمانی شام که در خانه یک سرمایه‌دار برجسته و بانفوذ، یعنی «مدیرکل»، برگزار شده است... مدیرکل از کشتن چهار مرد که به زمینش تجاوز کرده بودند، صحبت می‌کند... دیگر مهمانان سکوت می‌کنند، اما وکیل که دیگر قادر به تحمل بی‌اخلاقی و جنایت نیست، این اقدام را «جنایت» و «جنون اخلاقی» می‌نامد؛ مدیرکل که از این انتقاد خشمگین شده، تهدید می‌کند که وکیل باید مانند همان چهار مرد «مثل یک سگ» کشته شود ...
معلمی بازنشسته که سال‌های‌سال از مرگ همسرش جانکارلو می‌گذرد. او در غیاب دو فرزندش، ماسیمیلیانو و جولیا، روزگارش را به تنهایی می‌گذراند... این روزگار خاکستری و ملا‌ل‌آور اما با تلألو نور یک الماس در هم شکسته می‌شود، الماسی که آنسلما آن را در میان زباله‌ها پیدا می‌کند؛ یک طوطی از نژاد آمازون... نامی که آنسلما بر طوطی خود می‌گذارد، نام بهترین دوست و همرازش در دوران معلمی است. دوستی درگذشته که خاطره‌اش نه محو می‌شود، نه با چیزی جایگزین... ...