محدثه رضایی | قدس


رمان «تل‌آویو سقوط کرد» یا «تل أبيب سقطت نداء الوحدة 1001» روایت مردمانی است که دفاع از مظلوم را فارغ از هر جهت‌گیری سیاسی، سرلوحه زندگیشان می‌دانند. این رمان نوشته سمیه علی هاشم به تازگی با ترجمه سعیده سادات حسینی توسط انتشارات کتابستان معرفت به چاپ چهارم رسیده است. به سراغ سعیده سادات حسینی، مترجم و ویراستار کتاب رفتیم تا درباره چالش‌های کار ترجمه و دلایل کم‌توجهی ادبیات کودک و نوجوان ایران به مسئله فلسطین با او گپ بزنیم:

تل‌آویو سقوط کرد» یا «تل أبيب سقطت نداء الوحدة 1001»

«تل‌آویو سقوط کرد» آرمان مردمان آزادی‌خواه است
سعیده سادات حسینی، مترجم کتاب «تل‌آویو سقوط کرد» با بیان اینکه این اثر سناریو آزادی قدس، از میان بردن موجودیت اسرائیل و تل‌آویو و بازگشتن فلسطین به دست صاحبان اصلی‌اش است، در توضیح بیشتر درباره داستان کتاب گفت: این کتاب آرمانی است که شاید آرزوی بسیاری از مردم آزادی‌خواه باشد. داستان از یک کافه شروع می‌شود که در این کافه فرهنگی عده‌ای اجازه نمی‌دهند این آرمان در وجود جوانان خاموش شود و آن را شعله‌ور نگه می‌دارند و در انتها جوانان را با یکدیگر متحد می‌کنند. همچنین از طریق جنگ سایبری می‌توانند تل‌آویو را به سقوط بکشانند و این حرکت موجب می‌شود بسیاری از مردم به راحتی تل‌آویو را ترک کنند و به کشور خود بازگردند.

وی در خصوص چگونگی همکاری با نویسنده این کتاب بیان کرد: مهر ماه پارسال بود که استادم خانم دکتر علوی من را به بخش ترجمه انتشارات کتابستان معرفی کرد و کار ترجمه رمان «تل‌ابیب سقطت» اثر سمیه علی هاشم، نویسنده لبنانی را شروع کردم. هنوز نمی‌دانستم این کتاب، همانی است که استاد آذرشب - استاد زبان و ادبیات عرب - آن را در نمایشگاه کتاب به رهبر معظم انقلاب معرفی و تقدیم کرده است. اواسط کار، وقتی برای ترجمه اصطلاحی به مشکل برخوردم و به‌ جست‌وجوی اینترنتی پرداختم، فیلم تقدیم کتاب به رهبر معظم انقلاب در نمایشگاه را دیدم و احساس کردم مسئولیتم چقدر نسبت به چند لحظه قبل بیشتر است. خدا را شکر می‌کنم که این کتاب دیده شد و مورد استقبال قرار گرفت.

حسینی در پاسخ به این پرسش که دنیا چقدر علاقه دارد از فلسطین و اتفاق‌هایی که در آنجا رخ می‌دهد از راه آثار مکتوب اطلاعات کسب کند، خاطرنشان کرد: من نسبت به بیداری‌هایی که مردم جهان بدست می‌آورند، اطلاعی ندارم اما از طریق فضای مجازی می‌بینم کشورهای اروپایی، آمریکا و... عَلَم عدالت‌خواهی را برداشتند و پررنگ‌تر و غیرتمندانه‎‌تر از کشورهای عربی از فلسطین و مردمانش حمایت می‌کنند. اثر این اتفاق می‌تواند از طریق خواندن و آگاهی باشد.

نویسندگان باید مشکلات مردم غزه را از نزدیک لمس کنند
این مترجم در خصوص ضرورت توجه ادبیات کودک و نوجوان به ادبیات مقاومت گفت: باید بگویم تعداد کتاب‌های ادبیات مقاومت در حوزه کودک و نوجوان در ایران بسیار است و کیفیت بالایی دارند اما ترجمه خوبی از آن‌ها به چشم نمی‌خورد. شاید علتش این باشد که نویسندگان آشنایی زیادی با جزئیات زندگی فعلی کودکان غزه ندارند در حالی که لازمه نوشتن درباره غصه‌ها و مشکلاتی که در حال حاضر کودکان غزه با آن روبه‌رو هستند، این است که نویسندگان از نزدیک آن‌ها را ببینند و مشکلاتشان را لمس کنند. شاید عده‌ای بگویند چه ضرورتی دارد برای کودکان از جنگ بگوییم اما به نظر من باید کودکان براساس فطرت عدالت‌خواهی و ظلم‌ستیزی تربیت شوند. ما باید به کودکان یاد بدهیم که در مقابل ظلم بی‌تفاوت نباشند. اگر ما بتوانیم آرمان عدالت‌خواهی را از کودکی در وجود فرزندانمان بپرورانیم، آن‌ها یاد می‌گیرند که هیچ وقت در مقابل ظلم سکوت نکنند.

وی در خصوص وجه تمایز این کتاب با سایر آثاری که با محوریت فلسطین منتشر می‌شود، اظهار کرد: بیشتر کتاب‌های تخصصی در حوزه فلسطین و غزه مربوط به زمان گذشته یا حال هستند اما این کتاب درباره آینده و آرمان است. اگر جوان‌ها دست به دست یکدیگر دهند و خودباوری داشته باشند و بخواهند برای وطن خود تلاش کنند، می‌توانند به آرزو و هدف خود و پدر و مادرانشان که از گذشته تاکنون داشته‌اند، برسند.

سعیده سادات حسینی

چالش ‌های ترجمه زبان عربی به فارسی
نویسنده کتاب «چشم لشکر» با تأکید بر اینکه کار ترجمه مثل سایر کارها با چالش‌ها و سختی‌های خاص خود روبه‌رو است، عنوان کرد: شاید مقداری ترجمه عربی به فارسی سخت‌تر باشد زیرا زبان عربی زبان استعاره، کنایه و آرایه‌های ادبی است. البته می‌توانیم بگوییم زبان فارسی هم در این قضیه چیزی کم ندارد و استعاره و کنایه جزو شاخصه‌های اصلی این زبان است. همین موضوع هم نیازمند تجربه زیاد است و باید وقت زیادی را صرف این موضوع کرد. زبان عربی دارای گویش‌ها و لهجه‌های مختلفی است و هر کشوری گویش خاص خود را دارد. سادات حسینی افزود: آشنایی با این گویش و لهجه‌ها را می‌توان یکی از چالش‌های ترجمه محسوب کرد. یکی دیگر از مشکلاتی که در حوزه ترجمه وجود دارد، تحول معنایی کلماتی است که از عربی به فارسی وارد شده‌ و دستخوش تغییراتی شده‌اند. مثلاً ممکن است واژه‌ای در عربی یک معنا داشته باشد ولی زمانی که وارد زبان فارسی شده با یک تحول عظیمی روبه‌رو شده باشد. اما چالش برانگیزترین بخش ترجمه مربوط به اصطلاحات و ضرب‌المثل‌هاست که در این کتاب نیز با موارد زیادی مواجه شدم. برای ترجمه این موارد باید ابتدا به دنبال ریشه، معادل و دلیل استفاده از آن رفت. علاوه بر اینکه در ترجمه باید با زبان مبدأ و مقصد آشنا بود و به فرهنگ مردم آن منطقه یا کشور نیز توجه کرد. در زبان عربی جملات طولانی است و مرجع ضمیرهای بسیاری وجود دارد. برای همین پیدا کردن و ترجمه این ضمیرها زمانبر است. کسی که مترجم و ویراستار است بهتر می‌تواند از پس ترجمه این جملات بربیاید. بنده تقریباً ۱۰ سال است که ویراستار هستم و اطلاعاتی که از ویرایش و ویراستاری دارم و آن را به صورت حرفه‌ای انجام می‌دهم، کمک زیادی به من در رسا کردن جمله‌ها کرده است.

................ تجربه‌ی زندگی دوباره ...............

غالباً خشونتِ خود را زیر نام «دفاع از خود» پنهان می‌کنند. باتلر می‌پرسد: این «خود» کیست که حق دارد برای دفاع از بقای خود، دیگری را نابود کند؟ او پیشنهاد می‌دهد که ما باید «خود» را نه به عنوان یک فردِ مجزا، بلکه به عنوان بخشی از یک کلِ پیوسته تعریف کنیم. اگر من به تو آسیب بزنم، درواقع به ساختاری که بقای خودم به آن وابسته است آسیب زده‌ام ...
20 سال پیش خانه در دامنه‌ی آتشفشان کردیم؛ بدان امید که چشم بر حقیقت بگشاییم... شرح همسایگی خاکستر و دود و آتش؛ نه گفتنی ست، نه خواندنی؛ که ما این خانه‌ی دور از نفت! به شوق و رغبت برگزیده بودیم و هیچ منت و ملامتی بر هیچ دولت و صنف و حزب و نماینده‌ای نداشتیم و نداریم ...
او اگرچه همچون «همینگوی»، روایتگری را مقدم بر توصیف‌گری «زولا» قرار می‌دهد، اما این روایتگری کاملا «ایرانیزه» و بومی شده است... نویسنده با تشخص‌بخشی به کلیسای «تارگمانچاتس» از این بنا، یک شخصیت تاریخی در داستان می‌آفریند، شخصیتی ارمنی! در قلب تهران... ملک بدرقه، شکارچی کلمات مقدس و فاتحه‌های سرگردان است، ملکی که مأمور است فاتحه‌های فرستاده‌شده و سرگردان را برای افراد بی‌وارث و بد‌وراث شکار کند ...
او «آدم‌های کوچک کوچه»ــ عروسک‌ها، سیاه‌ها، تیپ‌های عامیانه ــ را از سطح سرگرمی بیرون کشید و در قامت شخصیت‌هایی تراژیک نشاند. همان‌گونه که جلال آل‌احمد اشاره کرد، این عروسک‌ها دیگر صرفاً ابزار خنده نبودند؛ آنها حامل شکست، بی‌جایی و ناکامی انسان معاصر شدند. این رویکرد، روایتی از حاشیه‌نشینی فرهنگی را می‌سازد: جایی که سنت‌های مردمی، نه به عنوان نوستالژی، بلکه به عنوان ابزاری برای نقد اجتماعی احیا می‌شوند ...
زمانی که برندا و معشوق جدیدش توطئه می‌کنند تا در فرآیند طلاق، همه‌چیز، حتی خانه و ارثیه‌ خانوادگی تونی را از او بگیرند، تونی که درک می‌کند دنیایی که در آن متولد و بزرگ شده، اکنون در آستانه‌ سقوط به دست این نوکیسه‌های سطحی، بی‌ریشه و بی‌اخلاق است، تصمیم می‌گیرد که به دنبال راهی دیگر بگردد؛ او باید دست به کاری بزند، چراکه همانطور که وُ خود می‌گوید: «تک‌شاخ‌های خال‌خالی پرواز کرده بودند.» ...