ترجمه‌ای از رمان «بروکلین» [Brooklyn] که پیش از این برگزیده جایزه ادبی بوکر نیز بوده است به فارسی منتشر شد.

بروکلین» [Brooklyn] کولم توبین کالم

به گزارش مهر، انتشارات مروارید ترجمه‌ای از رمان بروکلین نوشته «کولم توبین» را که توسط دنیس آژیری انجام شده است منتشر کرد.

بروکلین داستان زندگی دختر جوانی با نام آیلیش است که به همراه مادر و خواهرش در ایرلند زندگی‌می‌کند. زمانی که یک کشیش ایرلندی ساکن بروکلین نیویورک به او پیشنهاد مهاجرت می‌کند، او تصمیم می‌گیرد خانه‌و خانواده را ترک و به آمریکا برود. این رمان که داستان آن در اوایل دهه ۵۰ می‌گذرد روایتی است از زندگی این دختر در کشوری غریبه که با فقدان، مرگ، عشق و استقامت برای وی همراه است.

این رمان در سال ۲۰۰۹ منتشر و در همان سال در فهرست اولیه جایزه ادبی بوکر جای گرفت و در ادامه جایزه ادبی بریتانیایی کوستا را نیز از آن خود کرد. روزنامه بریتانیایی ابزرور در سال ۲۰۱۲ این رمان را یکی از ۱۰ رمان برتر تاریخ معرفی و آن را در کنار آثاری چون جنگ و صلح و تالار گرگ‌ قرار داد و همین نقدها آن را در سال ۲۰۰۹ برگزیده جایزه ادبی بوکر نیز کرد.

در سال ۲۰۱۵ بر اساس این رمان فیلمی سینمایی نیز ساخته شده که این اثر سینمایی جایزه بفتا را نیز به دست آورد و نامزد دریافت جایزه اسکار برای بهترین فیم، بهترین فیلمنامه اقتباسی و بهترین بازیگر نقش اول زن شد.

این ترجمه در ۲۸۲ صفحه با قیمت ۴۳ هزار تومان منتشر شده است.

................ هر روز با کتاب ...............

همه‌ جنبش‌های توده‌وار در طرفدارانشان نوعی جان‌برکفی و گرایش به عمل و اقدام مشترک برمی‌انگیزند؛ همه‌ آنها فارغ از آموزه‌هایی که می‌پراکنند و برنامه‌ای که ارائه می‌دهند تعصب، شور، امید، نفرت و نابردباری تب‌آلود را می‌پرورند... ایمان کور و پایبندی و وفاداری همه‌جانبه و با تمام وجود را طلب می‌کنند... میزان قدرت بالقوه‌ یک ملت در حکم گنجینه‌ آرزوهای دست‌نیافتنی آن است ...
چنان جزئیات حرفه‌ای یک جیب‌بر را باز کرده که اگر نگوييم خود ناکامورا یک جیب‌بر واقعی است، دست‌کم می‌توانیم مطمئن باشیم ساعت‌ها کار یک جیب‌بر واقعی را تماشا کرده است... جهان به سه دسته خدایان، بردگان و انسان‌ها تقسیم شده و متاسفانه بردگان از همه بیشترند... جیب‌برها و دله‌دزدها که تنها انسان‌های عادی این جهان‌اند و درنهایت اینها شاید بتوانند کاری خلاف اراده خدایان انجام دهند ...
در نقش پدر دوقلوها ... فیلمنامه‌ی این اثر اقتباسی بومی شده از رمان اریش کستنر است... هنرنمایی مرحوم ناصر چشم آذر در مقام نویسنده‌ی ترانه‌های متن... دغدغه‌های ذهنی خانواده‌ها و روش حل مساله به سبک ایرانی؛ مخصوصا حضور پررنگ مادربزرگ بچه‌ها در داستان، از تفاوت‌های مثبت فیلمنامه با رمان مبدا است... استفاده‌ی به‌جا و جذاب کارگردان از ترانه‌های کودکانه در پرورش شخصیت آهنگساز ایرانی از دیگر نقاط قوت اقتباس پوراحمد است ...
حتی اندکی نظرمان را در مورد پسر ولنگار داستان که روابطی نامتعارف و از سر منفعت با زنان اطرافش دارد، تغییر نمی‌دهد... دورانی که دانشجویان در پی یافتن اتوپیا روانه شهرهای مختلف می‌شدند و «دانشجو بودن» را فضیلتی بزرگ می‌شمردند. دورانی که تخطی از ابرساختارهای فرهنگی مسلط بر روابط بین جنس مخالف تقبیح می‌شد و زیرپوست شهر نوعی دیگر از زیستن جاری بود... در مواجهه با این رمان با پدیده‌‌ی تمام‌‌عیار اجتماعی روبه‌رو هستیم ...
حتی ناسزاهایی که بر زبان او جاری می‌شود از کتاب‌هایی می‌آید که خواندن‌شان برای کودکی هفت‌ساله دشوار است... معلم سرخانه‌ی او، نویسنده‌ای است که از فعالیت‌های روشنفکری سرخورده شده و در کلام او می‌توان رگه‌هایی از تفکر یک اصلاح طلبِ ناامید از بهبود اوضاع را مشاهده کرد... توی کتاب‌ها هیچ‌چیزی درباره‌ی امروز نیست، فقط گذشته است و آینده. یکی از بزرگ‌ترین نواقص کتاب‌ها همین است. یکی باید کتابی اختراع کند که همان موقع خواندن، به آدم بگوید در همین لحظه چه اتفاقی دارد می‌افتد ...