جامعه، خانواده، مذهب | سازندگی


ادبیات معاصر پاکستان امروزه در غرب جایگاهی ویژه پیدا کرده است. یکی از نام‌های درخشان ادبیات داستانی پاکستان، کامیلا شمسی است. کامیلا شمسی [Kamila Shamsie] با پنجمین و هفتیمن رمانش «سایه‌های سوخته» و «آتشی در خانه» [Home fire] مورد تحسین گسترده منتقدان و نویسندگانی چون سلمان رشدی، جویس کارول اوتس، آنیتا دسای، اِما تامپسون و محسن حمید قرار گرفت.

کامیلا شمسی [Kamila Shamsie] خلاصه کتاب معرفی آتشی در خانه» [Home fire]

«آتشی در خانه» در سال 2017 منتشر شد و برنده جایزه ادبیات داستانی زنان شد، به مرحله نهایی جایزه بوکر و جایزه بین‌الملی دابلین راه یافت، و در سال 2019 از سوی سرویس جهانی بی‌بی‌سی به فهرست 100 رمان تاثیرگذار جهان یا رمان‌هایی که جهان را شکل داده‌اند راه یافت. این رمان با ترجمه سولماز دولت‌زاده از سوی نشر خوب منتشر شده است.

در نمایشنامه سوفوکل، آنتیگونه (دختر جوان) مجبور می‌شود بین اطاعت از قانون سرزمینش (پادشاه تبس، عمویش که دفن جنازه خیانتکار را ممنوع کرده است) و قوانین مذهبی (خائن، برادر آنتیگونه، پولینیکوس است،کسی که با شهر خود اعلام جنگ کرده و برادر خودش، اتئوکلس را در این راه کشته است)، جنازه برادرِ «خوبِ» آنتیگونه به خاک سپرده می‌شود، جنازه برادر «بد» رها می‌شود تا بپوسد. در یونان باستان دفن‌نشدن یکی از خویشاوندان گناه است، پس آنتیگونه باید تصمیم بگیرد: آیا به وجدان خود گوش می‌دهد و پولینیکوس را دفن می‌کند که مجازات آن اعدام است یا به قانون عمل می‌کند و جنازه برادرش را رها می‌کند تا طعمه سگ‌ها شود؟

درواقع این همان دوراهی است که آنیکا قلب تپنده رمان «آتشی در خانه» شاهکار کامیلا شمسی در بازآفرینی آزاد معاصر از «آنتیگونه» با آن مواجه است. برادر او پرویز پس از اینکه متوجه شد پدر غایبش در مسیر گوانتانامو جان خود را از دست داده، لندن را ترک کرد و برای گروه رسانه‌ای داعش مشغول کار شد. خواهرش اسما به پلیس می‌گوید که برادرش کجا رفته و آنیکا وحشت‌زده است: «تو به ما خیانت کردی، به هردوی ما خیانت کردی. و بعد سعی کردی که آن را از من پنهان کنی. به من زنگ نزن، پیغام نفرست، هیچ عکسی برای من نفرست، هرگز به اینجا نیا و از من انتظار نداشته باش که بخواهم دوباره تو را ببینم. ما هیچ خواهری نداریم.» اینکه آنیکا از خواهرش به‌خاطر خیانت به برادرش عصبانی‌تر است تا از خیانت برادرش به هردوی آنها، اشاره‌ای زیبا به سوفوکل است.

آماده‌شدن برای مصیبت با تنش بسیار زیادی بیان می‌شود. با اسما، خواهر بزرگ‌تر دوقلوها، ندای سازش و توافق شروع می‌کنیم. زیرکی غیرعادی او به قدری مجاب‌کننده است که نمی‌توان برای حضورنداشتنش در قسمت‌های بعدی رمان ناراحت نبود (ایسمنه در نسخه اسطوره سوفوکل، تنها در 60 سطر ناچیز حضور دارد.) ایمون، پسر غیرمذهبی وزیری بریتانیایی است که پدرش سعی می‌کند تا اعتقاد مسلمانان کشور خود را پشت سر بگذارد، هنگامی که اسما برای اولین‌بار با ایمون ملاقات می‌کند، در ایالات متحده تحصیل می‌کند و برای تعطیلات در آنجا به‌سر می‌برد. ایمون درمورد توربانی که اسما به سر دارد از او می‌پرسد «آیا توربان مد است یا نشان مسلمانی است؟» اسما پاسخ می‌دهد «راستش تنها دو نفر در ماساچوست در این مورد از من سوال کردند و می‌خواستند بدانند که به‌خاطر مُد توربان به سر دارم یا به‌خاطر شیمی‌درمانی.»

رابطه غیرقابل انکاری بین اسما و ایمون وجود دارد. اما ایمون در بازگشت به لندن، عاشق آنیکا خواهر اسما می‌شود کسی که ایمون را به چشم برگ برنده برای برگشت برادر گم‌شده‌اش می‌بیند. آنیکا بابت نحوه معامله‌اش با ایمون پشیمان نیست: «من می‌خواستم تا ایمون خودش بخواهد برای من هر کاری انجام دهد قبل از اینکه از او تقاضا کنم تا کاری برای برادرم انجام دهد. چرا نباید قبول کنم؟ شما برای کمک به افرادی که دوستشان دارید از چه چیزی دست می‌کشید؟»

از برخی جهات کامیلا شمسی بیشتر مدیون اقتباس ژان آنوی از «آنتیگونه» است تا نسخه سوفوکل: برای سوفوکل، آنتیگونه خواهر بزرگ‌تری است که همان‌گونه که هست رفتار می‌کند، چون شخصی افراطی است. اما او هم شخص دینداری است. اگر نمایشنامه سوفوکل پیام ساده‌ای داشته باشد، این است که نسل‌های قدیمی همیشه هم بهتر از فرزندان خود نمی‌دانند و وظیفه دینی بر تعهدات ما در قبال جامعه مدنی غلبه می‌کند. از دیدگاه بحث فلسفی که در زمان اولین اجرای نمایشنامه در آتن بسیار مورد بحث قرار گرفت، فوزیس - قانون طبیعی – از نوموس – قانون ساخت بشر – بسیار مهم‌تر است. اما آنوی که در طول جنگ جهانی دوم می‌نوشت، دید متفاوتی داشت. او ترتیب تولد دو خواهر را تغییر داد: برای او، آنتیگونه خواهر بزرگ‌تر وظیفه‌شناس نبود، بلکه جوانی شورشی بود. و در رمان «آتشی در خانه»، اسما خواهر بزرگ‌تر است. اسما درمورد آنیکا می‌گوید: «او خواهر من است.»

«درواقع فرزند من است.» نامشخص‌شدن نقش‌ها، تقلیدی خالص و مدرن از نسل خونی آشفته آنتیگونه و ایسمنه است که اودیپوس هم پدر و هم برادر ناتنی آن‌ها بود و یوکاستا که هم مادرشان و هم مادربزرگشان بود.

به‌خاطر این فاصله‌گرفتن‌ها از اولین مظهرهای اسطوره است که رمان کامیلا شمسی موفق‌ترین است: او از ماهیت زنای با محارم والدین فرزندان دست می‌کشد، و برادر دوم را رها می‌کند، پس پرویز در همه‌چیز مقصر است جز برادرکُشی. این رهایی برای او به قیمت تردید در چیزی تمام می‌شود که خواننده باید درمورد پرویز احساس کند و متقابلا مقداری از قدرت فداکاری آنیکا بکاهد. اما همین موضوع، رمان را در اینجا و در همین لحظه نگه می‌دارد، به‌جای آنکه به آن اجازه دهد به ملودرام تبدیل شود، ریسکی غیرقابل انکار با داستانی که به تراژدی تبدیل شده، گرچه ممکن است اندکی در نقش بر‌آب‌کردن آخر رمان اثر داشته باشد.

نثر کامیلا شمسی معرکه و مهیج است. «آتشی در خانه» نمایشی متعادل و عالی را با موفقیت به انجام می‌رساند: این کشفی قوی از تضاد بین جامعه، خانواده و ایمان در دنیای مدرن است، هرچند که همان معضل در دنیای باستان را تحسین می‌کند.

................ تجربه‌ی زندگی دوباره ...............

بی‌فایده است!/ باد قرن‌هاست/ در کوچه‌ها/ خیابان‌ها/ می‌چرخد/ زوزه می‌کشد/ و رمه‌های شادی را می‌درد./ می‌چرخم بر این خاک/ و هرچه خون ماسیده بر تاریخ را/ با اشک‌هایم می‌شویم/ پاک نمی‌شود... مانی، وزن و قافیه تنها اصولی بودند که شعر به وسیلهء آنها تعریف می‌شد؛ اما امروزه، توجه به فرم ذهنی، قدرت تخیل، توجه به موسیقی درونی کلمات و عمق نگاه شاعر به جهان و پدیده‌های آن، ورای نظام موسیقایی، لازمه‌های شعری فاخرند ...
صدای من یک خیشِ کج بود، معوج، که به درون خاک فرومی‌رفت فقط تا آن را عقیم، ویران، و نابود کند... هرگاه پدرم با مشکلی در زمین روبه‌رو می‌شد، روی زمین دراز می‌کشید و گوشش را به آنچه در عمق خاک بود می‌سپرد... مثل پزشکی که به ضربان قلب گوش می‌دهد... دو خواهر در دل سرزمین‌های دورافتاده باهیا، آنها دنیایی از قحطی و استثمار، قدرت و خشونت‌های وحشتناک را تجربه می‌کنند ...
احمد کسروی به‌عنوان روشنفکری مدافع مشروطه و منتقد سرسخت باورهای سنتی ازجمله مخالفان رمان و نشر و ترجمه آن در ایران بود. او رمان را باعث انحطاط اخلاقی و اعتیاد جامعه به سرگرمی و مایه سوق به آزادی‌های مذموم می‌پنداشت... فاطمه سیاح در همان زمان در یادداشتی با عنوان «کیفیت رمان» به نقد او پرداخت: ... آثار کسانی چون چارلز دیکنز، ویکتور هوگو و آناتول فرانس از ارزش‌های والای اخلاقی دفاع می‌کنند و در بروز اصلاحات اجتماعی نیز موثر بوده‌اند ...
داستان در زاگرب آغاز می‌شود؛ جایی که وکیل قهرمان داستان، در یک مهمانی شام که در خانه یک سرمایه‌دار برجسته و بانفوذ، یعنی «مدیرکل»، برگزار شده است... مدیرکل از کشتن چهار مرد که به زمینش تجاوز کرده بودند، صحبت می‌کند... دیگر مهمانان سکوت می‌کنند، اما وکیل که دیگر قادر به تحمل بی‌اخلاقی و جنایت نیست، این اقدام را «جنایت» و «جنون اخلاقی» می‌نامد؛ مدیرکل که از این انتقاد خشمگین شده، تهدید می‌کند که وکیل باید مانند همان چهار مرد «مثل یک سگ» کشته شود ...
معلمی بازنشسته که سال‌های‌سال از مرگ همسرش جانکارلو می‌گذرد. او در غیاب دو فرزندش، ماسیمیلیانو و جولیا، روزگارش را به تنهایی می‌گذراند... این روزگار خاکستری و ملا‌ل‌آور اما با تلألو نور یک الماس در هم شکسته می‌شود، الماسی که آنسلما آن را در میان زباله‌ها پیدا می‌کند؛ یک طوطی از نژاد آمازون... نامی که آنسلما بر طوطی خود می‌گذارد، نام بهترین دوست و همرازش در دوران معلمی است. دوستی درگذشته که خاطره‌اش نه محو می‌شود، نه با چیزی جایگزین... ...