چنگ در این کتاب با به چالش کشیدن بسیاری از فرضیات محوری و جزمیات نظریه‌پردازی‌های علم اقتصاد رایج که تحت تسلط آموزه‌های نئولیبرالی بوده است، بی‌پایگی بسیاری از گزاره‌های نظریه‌پردازان بازار آزاد را شرح می‌دهد.

ها-جون چانگ» [Ha-Joon Chang] «۲۳ نکته مکتوم سرمایه‌داری» [23 things they don’t tell you about capitalism]

به گزارش کتاب نیوز به نقل از ایبنا، اسطوره‌ای به نام اقتصاد آزاد امروزه به ذهنیت بسیاری از افراد در جامعه جهانی تبدیل شده است. این گزاره که اگر بازار را به حال خود بگذاریم همه چیز به بهترین نحو ممکن پیش می‌رود و به این ترتیب سرمایه‌داری و اقتصاد آزاد تنها و یگانه راه نظام اقتصادی برای نوع بشر می‌تواند باشد، باوری است که در بسیاری از شهروندان نهادینه شده است. اما این اسطوره تا چه حد پایه در حقیقت دارد و اگر اشکالاتی به آن وارد است، باید آن‌ها را در کجا جست و جو کرد؟ کتاب «۲۳ نکته مکتوم سرمایه‌داری» [23 things they don’t tell you about capitalism] سعی دارد به زبانی ساده به اسطوره‌زدایی از نئولیبرالیسم دست زده و دیدگاه‌های خود در مورد اقتصادشناسی توسعه را برای مخاطب عام بیان ‌کند.

نویسنده این اثر «ها-جون چانگ» [Ha-Joon Chang]، استاد کره‌ای اقتصاد در دانشگاه کمبریج و عمده تخصصش در اقتصاد رشد و اقتصاد رفاه است. علاوه بر این او سابقه حضور و فعالیت در نهادهایی اقتصادی چون بانک جهانی، بانک توسعه آسیا و بانک سرمایه گذاری اروپا را نیز در کارنامه خود دارد. چانگ تا به حال آثار متعددی را در این حوزه منتشر کرده که از جمله آن‌ها می‌توان به «مالکیت معنوی و توسعه اقتصادی»، «انداختن نردبان»، «نیکوکاران نابکار» و «چرا کشورهای درحال توسعه به تعرفه نیاز دارند؟» اشاره کرد. این کتاب را نیز باید مکمل کتاب بسیار پر طرفدار او یعنی «نیکوکاران نابه‌کار» دانست. این اقتصادادان کرده‌ای از پرچم‌داران نقد جدی و همه‌جانبه اقتصاد نئولیبرالی و یا به عبارتی سرمایه‌داری بازار آزاد است که با ارائه نظریاتی صریح و متفاوت با اندیشه‌های رسوب یافته درباره تجارت آزاد مقابله می‌کند. او تا به حال توانسته است برای آثار خود جوایزی مانند «گورنار میردال» در سال 2003 و «لئونتیف برای پیشبرد مرزهای تفکر اقتصادی» در سال 2005 را به دست بیاورد.

جون چنگ در این کتاب با به چالش کشیدن بسیاری از فرضیات محوری و جزمیات نظریه‌پردازی‌های علم اقتصاد رایج که تحت تسلط آموزه‌های نئولیبرالی بوده است، بی‌پایگی بسیاری از گزاره‌های نظریه‌پردازان بازار آزاد را شرح می‌دهد. بدین ترتیب او بحث خود را در 23 نکته اصلی بیان می‌کند که چرا و چگونه باید در ذهنیت ما تغییر کنند. خلاصه نکاتی که چنگ کتاب خود را بر پایه آن‌ها سامان داده‌ است عبارتند از: چیزی به نام بازار آزاد وجود ندارد، شرکت‌ها نباید در راستای منافع صاحبانشان اداره شوند، به اکثر مردم کشورهای ثروتمند بیش از استحقاقشان پرداخت می‌شود، ماشین لباسشویی بیش از اینترنت جهان را تغییر داده است، باور به بدترین خصیصه‌ها درباره رفتار مردم بدترین نتیجه را به باور می‌آورد،ثبات بیشتر اقتصادکاران، اقتصاد جهانی را باثبات‌تر نکرده است، سیاست‌های بازار آزاد کشورهای تنگدست را به ندرت غنی می‌کند، سرمایه ملیت دارد، ما در عصر پساصنعتی زندگی نمی‌کنیم، ایالات متحده بالاترین سطح زندگی را ندارد، توسعه نیافتگی تقدیر آفریقا نیست، پروژه‌های انتخابی دولت موفق از کار درمی‌آیند، ثروتمند کردن ثروتمندان بقیه ما را ثروتمندتر نمی‌کند، مدیران آمریکایی فزون از حدّ ارزش‌گذاری می‌شوند، مردم کشورهای تنگدست بیشتر اهل کسب وکارند تا مردم کشورهای ثروتمند، آن قدرها هم زیرک نیستیم که بتوانیم همه چیز را به بازار واگذار کنیم، صرف تحصیلاتِ بیشتر کشورها را ثروتمندتر نخواهد کرد، آنچه به نفع «جنرال موتورز» است لزوماً به نفع ایالات متحده نیست، به رغم سقوط کمونیسم، هنوز در اقتصادهایی برنامه‌ریزی شده زندگی می‌کنیم، برای برپایی جامعه ای منصفانه، برابری فرصت‌ها شاید به تنهایی کفایت نکند، دولتِ بزرگ مردم را بیشتر پذیرای تغییرات می‌کند، لازم است کارایی بازارهای مالی کمتر شود، نه بیشتر و سیاست اقتصادی خوب نیازی به اقتصاددانان خوب ندارد.

هر چند کتاب جون چنگ اثری کاملا تخصصی است اما نویسنده سعی کرده با هوشمندی مطالب پیچیده اقتصادی را به زبانی ساده اما شیوا و مؤثر بیان کند و به موضوعاتی چون توسعه نیافتگی، دولت، سرمایه داری بازار آزاد، شرکت‌های بزرگ و تأثیر آنان در فقر و ثروت کشورها و... از زوایای مختلف بنگرد و تحلیل خود را ارائه دهد.

کتاب اساس شهرت خود را مدیون انتقاد تند از اوضاع کنونی اقتصاد جهانی و روندی است که کشورهایی با اقتصاد سرمایه‌داری در پیش گرفته‌اند. اما در این مسیر آیا می‌توان امید به راه‌حلی داشت؟ نویسنده در بخش نتیجه‌گیری سخن خود را این طور به پایان می‌رساند: «لازم است نظام اقتصادی جهان کاملا بازنگری شود تا برای سیاست‌های اقتصادی کشورهای در حال توسعه فضای بازتری فراهم شود و بتوانند سیاست‌هایی را دنبال کنند که برایشان مناسبت‌تر است... از جمله نیازهای کشورهای در حال توسعه، یک نظام حمایتی آسان‌گیر در رابطه با به کارگیری سیاست‌های حمایت‌گرایی، ضابطه‌مند کردن سرمایه‌گذاری خارجی و حقوق مالکیت معنوی است. این‌ها همان سیاست‌هایی است که کشورهای ثروتمند وقتی خودشان در حال توسعه بودند به کار می‌بستند.»

«23 نکته مکتوم سرمایه‌داری» به قلم «ها-جون چنگ» با ترجمه «میر محمد نبوی» و «مهرداد(خلیل) شهابی» در 382 صفحه، شمارگان 550 نسخه و قیمت 75 هزار تومان توسط «نشر اختران» در اختیار علاقه‌مندان قرار گرفته است.

[این ترجمه پیش از این توسط نشر آمه منتشر شده بود.]

................ هر روز با کتاب ...............

بی‌فایده است!/ باد قرن‌هاست/ در کوچه‌ها/ خیابان‌ها/ می‌چرخد/ زوزه می‌کشد/ و رمه‌های شادی را می‌درد./ می‌چرخم بر این خاک/ و هرچه خون ماسیده بر تاریخ را/ با اشک‌هایم می‌شویم/ پاک نمی‌شود... مانی، وزن و قافیه تنها اصولی بودند که شعر به وسیلهء آنها تعریف می‌شد؛ اما امروزه، توجه به فرم ذهنی، قدرت تخیل، توجه به موسیقی درونی کلمات و عمق نگاه شاعر به جهان و پدیده‌های آن، ورای نظام موسیقایی، لازمه‌های شعری فاخرند ...
صدای من یک خیشِ کج بود، معوج، که به درون خاک فرومی‌رفت فقط تا آن را عقیم، ویران، و نابود کند... هرگاه پدرم با مشکلی در زمین روبه‌رو می‌شد، روی زمین دراز می‌کشید و گوشش را به آنچه در عمق خاک بود می‌سپرد... مثل پزشکی که به ضربان قلب گوش می‌دهد... دو خواهر در دل سرزمین‌های دورافتاده باهیا، آنها دنیایی از قحطی و استثمار، قدرت و خشونت‌های وحشتناک را تجربه می‌کنند ...
احمد کسروی به‌عنوان روشنفکری مدافع مشروطه و منتقد سرسخت باورهای سنتی ازجمله مخالفان رمان و نشر و ترجمه آن در ایران بود. او رمان را باعث انحطاط اخلاقی و اعتیاد جامعه به سرگرمی و مایه سوق به آزادی‌های مذموم می‌پنداشت... فاطمه سیاح در همان زمان در یادداشتی با عنوان «کیفیت رمان» به نقد او پرداخت: ... آثار کسانی چون چارلز دیکنز، ویکتور هوگو و آناتول فرانس از ارزش‌های والای اخلاقی دفاع می‌کنند و در بروز اصلاحات اجتماعی نیز موثر بوده‌اند ...
داستان در زاگرب آغاز می‌شود؛ جایی که وکیل قهرمان داستان، در یک مهمانی شام که در خانه یک سرمایه‌دار برجسته و بانفوذ، یعنی «مدیرکل»، برگزار شده است... مدیرکل از کشتن چهار مرد که به زمینش تجاوز کرده بودند، صحبت می‌کند... دیگر مهمانان سکوت می‌کنند، اما وکیل که دیگر قادر به تحمل بی‌اخلاقی و جنایت نیست، این اقدام را «جنایت» و «جنون اخلاقی» می‌نامد؛ مدیرکل که از این انتقاد خشمگین شده، تهدید می‌کند که وکیل باید مانند همان چهار مرد «مثل یک سگ» کشته شود ...
معلمی بازنشسته که سال‌های‌سال از مرگ همسرش جانکارلو می‌گذرد. او در غیاب دو فرزندش، ماسیمیلیانو و جولیا، روزگارش را به تنهایی می‌گذراند... این روزگار خاکستری و ملا‌ل‌آور اما با تلألو نور یک الماس در هم شکسته می‌شود، الماسی که آنسلما آن را در میان زباله‌ها پیدا می‌کند؛ یک طوطی از نژاد آمازون... نامی که آنسلما بر طوطی خود می‌گذارد، نام بهترین دوست و همرازش در دوران معلمی است. دوستی درگذشته که خاطره‌اش نه محو می‌شود، نه با چیزی جایگزین... ...