«بارت بویارت»، نویسنده بلژیکی به عنوان برنده سال ۲۰۱۹ جایزه «آسترید لیندگرن» به عنوان گران‌ترین جایزه ادبیات کودک و نوجوان جهان معرفی شد.

به گزارش ایسنا به نقل از پابلیشرز ویکلی، این نویسنده بلژیکی در حاشیه برگزاری دومین روز از نمایشگاه بین‌المللی کتاب کودک و نوجوان بولونیا در کشور ایتالیا برنده جایزه بیش از ۵۰۰ هزار دلاری (۵ میلیون کرون سوئد) شد.

«بارت مویارت» اولین اثر خود در سال ۱۹۸۳ با نام «دوئت ناموزون» در حالی که تنها ۱۹ سال داشت، نوشت. جدیدترین کتاب وی نیز با عنوان «این روزها همه متأسف هستند» در سال ۲۰۱۸ میلادی منتشر شد. وی نگارش بیش از ۵۰ عنوان کتاب از جمله کتاب‌های مصور و شعر را در کارنامه دارد و در زمینه فیلمنامه‌نویسی و نمایشنامه‌نویسی کودک و نوجوان در حوزه تلویزیون و تئاتر نیز فعال است و آثارش در بیش از ۲۰ کشور ترجمه شده‌اند.

جایزه ادبیات کودک و نوجوان «آسترید لیندگرن» در تاریخ ۲۷ مه ۲۰۱۹ (ششم خرداد) طی مراسمی در استکهلم سوئد به «بارت مویارت» اعطا می‌شود.

جایزه یادبود «آسترید لیندگرن» به مناسبت بزرگداشت نویسنده محبوب سوئدی و یکی از پرطرفدارترین نویسندگان جهان از سال ۲۰۰۲ توسط دولت سوئد بنیان نهاده است که به عنوان بزرگ‌ترین و گران‌ترین جایزه ادبیات کودکان و نوجوانان و دومین جایزه بزرگ ادبیات در جهان مطرح است. این جایزه ادبی نه تنها به نویسندگان و تصویرگران داده می‌شود، بلکه قصه‌گویان، مروجان و نهادهای حوزه ادبیات کودکان و ترویج کتاب‌خوانی نیز می‌توانند به آن دست یابند. این جایزه سالانه به یک یا بیش از یک هنرمند یا مروج و… صرف نظر از زبان و ملیت آن‌ها اعطا می‌شود. آثار این هنرمندان باید دارای کیفیت بالای هنری و ارزش‌های انسانی‌ باشد که «آسترید لیندگرن» به آن‌ها باور داشت.

امسال علی‌اصغر سیدآبادی، فرهاد حسن‌زاده، جمشید خانیان و هوشنگ مرادی کرمانی به عنوان نامزدهای ایرانی جایزه «آسترید لیندگرن» معرفی شده بودند.

بی‌فایده است!/ باد قرن‌هاست/ در کوچه‌ها/ خیابان‌ها/ می‌چرخد/ زوزه می‌کشد/ و رمه‌های شادی را می‌درد./ می‌چرخم بر این خاک/ و هرچه خون ماسیده بر تاریخ را/ با اشک‌هایم می‌شویم/ پاک نمی‌شود... مانی، وزن و قافیه تنها اصولی بودند که شعر به وسیلهء آنها تعریف می‌شد؛ اما امروزه، توجه به فرم ذهنی، قدرت تخیل، توجه به موسیقی درونی کلمات و عمق نگاه شاعر به جهان و پدیده‌های آن، ورای نظام موسیقایی، لازمه‌های شعری فاخرند ...
صدای من یک خیشِ کج بود، معوج، که به درون خاک فرومی‌رفت فقط تا آن را عقیم، ویران، و نابود کند... هرگاه پدرم با مشکلی در زمین روبه‌رو می‌شد، روی زمین دراز می‌کشید و گوشش را به آنچه در عمق خاک بود می‌سپرد... مثل پزشکی که به ضربان قلب گوش می‌دهد... دو خواهر در دل سرزمین‌های دورافتاده باهیا، آنها دنیایی از قحطی و استثمار، قدرت و خشونت‌های وحشتناک را تجربه می‌کنند ...
احمد کسروی به‌عنوان روشنفکری مدافع مشروطه و منتقد سرسخت باورهای سنتی ازجمله مخالفان رمان و نشر و ترجمه آن در ایران بود. او رمان را باعث انحطاط اخلاقی و اعتیاد جامعه به سرگرمی و مایه سوق به آزادی‌های مذموم می‌پنداشت... فاطمه سیاح در همان زمان در یادداشتی با عنوان «کیفیت رمان» به نقد او پرداخت: ... آثار کسانی چون چارلز دیکنز، ویکتور هوگو و آناتول فرانس از ارزش‌های والای اخلاقی دفاع می‌کنند و در بروز اصلاحات اجتماعی نیز موثر بوده‌اند ...
داستان در زاگرب آغاز می‌شود؛ جایی که وکیل قهرمان داستان، در یک مهمانی شام که در خانه یک سرمایه‌دار برجسته و بانفوذ، یعنی «مدیرکل»، برگزار شده است... مدیرکل از کشتن چهار مرد که به زمینش تجاوز کرده بودند، صحبت می‌کند... دیگر مهمانان سکوت می‌کنند، اما وکیل که دیگر قادر به تحمل بی‌اخلاقی و جنایت نیست، این اقدام را «جنایت» و «جنون اخلاقی» می‌نامد؛ مدیرکل که از این انتقاد خشمگین شده، تهدید می‌کند که وکیل باید مانند همان چهار مرد «مثل یک سگ» کشته شود ...
معلمی بازنشسته که سال‌های‌سال از مرگ همسرش جانکارلو می‌گذرد. او در غیاب دو فرزندش، ماسیمیلیانو و جولیا، روزگارش را به تنهایی می‌گذراند... این روزگار خاکستری و ملا‌ل‌آور اما با تلألو نور یک الماس در هم شکسته می‌شود، الماسی که آنسلما آن را در میان زباله‌ها پیدا می‌کند؛ یک طوطی از نژاد آمازون... نامی که آنسلما بر طوطی خود می‌گذارد، نام بهترین دوست و همرازش در دوران معلمی است. دوستی درگذشته که خاطره‌اش نه محو می‌شود، نه با چیزی جایگزین... ...