هیات داوران جایزه مدیسی ۲۰۲۰ اسامی رقبایی را که به دور دوم این جایزه ادبی راه یافتند، معرفی کردند.

به گزارش کتاب نیوز به نقل از مهر به نقل از لیورابدو، اعضای هیات داوران جایزه ادبیات مدیسی دیروز جمعه بار دیگر گرد هم آمدند تا از میان فهرست اولیه رقبای سال ۲۰۲۰، گروهی را که به دور دوم این رقابت راه یافتند معرفی کنند.

از میان ۱۵ رمان فرانسوی فهرست اول این بار ۱۰ رمان و از میان ۱۳ رمان خارجی در فهرست اول این بار ۷ رمان برای دور دوم این رقابت انتخاب شدند.

همچنین فهرست اول نامزدهای جایزه کتاب‌های غیرداستانی مدیسی نیز دیروز دربرگیرنده نام ۱۴ اثر مستند اعلام شد.

۱۰ رمان فرانسوی دور دوم عبارتند از:

«قلب مصنوعی» نوشته کلویی دلوم، انتشارات ترشولد
«سرگیجه بزرگ» نوشته پیر دوکروزه، انتشارات اکته سود
«دخترِ پدر» نوشته لور گورژ، انتشارات پی‌اوال
«ناهنجاری» نوشته ارو لو تلیه، انتشارات گاییمارد
«دباغ‌خانه» نوشته سلیا لوی، انتشارات تریسترم
«دیوانه‌های من» نوشته ژان-پیر مارتن، انتشارات لولیویه
«یک استخر شنا در صحرا» نوشته دایان مازلوم، انتشارات جی‌سی لاته
«داستان‌های شب» نوشته لوران مووینیه، انتشارات میدنایت
«کمدی‌های فرانسوی» نوشته اریک رینهارت، انتشارات گاییمار
«تسئوس، زندگی جدیدش» نوشته کامیل دو تولدو، انتشارات وردیه

لیست ۷ رمان خارجی به این شرح است:

«همیشه منجمد» نوشته اوا بالتازار، انتشارات وردیه، ترجمه آنی بتس
«نیمه دیگر خودت» نوشته بریت بنت، انتشارات اوترمان، ترجمه کارین لالشر
«بی‌نهایت‌ضلعی» نوشته کالوم مک‌کن، انتشارات بلفوند، ترجمه کلمان بود
«پیاده‌ای تنها در جمعیت» نوشته آنتونیو مونیوز مولینا، انتشارات سویل، ترجمه ایزابل گونیون
«پسران عشق» نوشته قاضی ربیحاوی، انتشارات سرژ سفران، ترجمه کریستوف بالایی
«نور تابستان، بعد شب می‌آید» نوشته یون کلمان استفانسون، انتشارات گرست، ترجمه اریک بوری
«چایناتاون، ناحیه داخلی» نوشته شارل یو، انتشارات او فورژ دو وولکن، ترجمه اورلی تیریا-مولمان

«وسوسه» نوشته لوک لانگ، «میس ایسلند» نوشته اوا اولاً فسدوتیر و «فراموش کرده‌ام» نوشته بول اوژیه برندگان سال پیش (۲۰۱۹) این رقابت در بخش رمان فرانسوی، غیرفرانسوی و غیرداستانی بودند.

................ هر روز با کتاب ...............

جنگیدن با فرهنگ کار عبثی است... این برادران آریایی ما و برادران وایکینگ، مثل اینکه سحرخیزتر از ما بوده‌اند و رفته‌اند جاهای خوب دنیا مسکن کرده‌اند... ما همین چیزها را نداریم. کسی نداریم از ما انتقاد بکند... استالین با وجود اینکه خودش گرجی بود، می‌خواست در گرجستان نیز همه روسی حرف بزنند...من میرم رو میندازم پیش آقای خامنه‌ای، من برای خودم رو نینداخته‌ام برای تو و امثال تو میرم رو میندازم... به شرطی که شماها برگردید در مملکت خودتان خدمت کنید ...
اگر بخواهم فیلمی بسازم که بگویم دروغ چیز بدی است باور نمی‌کنند، چون دروغ یک امر جاری در این مملکت است. قبحش از بین رفته... ما بچه‌مسلمان بودیم. اما می‌گفتند این مسلمان نیست... وقتی به آدمی که در کار سینماست می‌گویند اجازه کار نداری، یعنی با شکنجه او را می‌کشند... می‌توانند من را زمین بزنند اما نمی‌توانند من را روی زمین نگه دارند، من بلند می‌شوم... فردین عاشقانه مردم را دوست داشت ...
غالباً خشونتِ خود را زیر نام «دفاع از خود» پنهان می‌کنند. باتلر می‌پرسد: این «خود» کیست که حق دارد برای دفاع از بقای خود، دیگری را نابود کند؟ او پیشنهاد می‌دهد که ما باید «خود» را نه به عنوان یک فردِ مجزا، بلکه به عنوان بخشی از یک کلِ پیوسته تعریف کنیم. اگر من به تو آسیب بزنم، درواقع به ساختاری که بقای خودم به آن وابسته است آسیب زده‌ام ...
20 سال پیش خانه در دامنه‌ی آتشفشان کردیم؛ بدان امید که چشم بر حقیقت بگشاییم... شرح همسایگی خاکستر و دود و آتش؛ نه گفتنی ست، نه خواندنی؛ که ما این خانه‌ی دور از نفت! به شوق و رغبت برگزیده بودیم و هیچ منت و ملامتی بر هیچ دولت و صنف و حزب و نماینده‌ای نداشتیم و نداریم ...
او اگرچه همچون «همینگوی»، روایتگری را مقدم بر توصیف‌گری «زولا» قرار می‌دهد، اما این روایتگری کاملا «ایرانیزه» و بومی شده است... نویسنده با تشخص‌بخشی به کلیسای «تارگمانچاتس» از این بنا، یک شخصیت تاریخی در داستان می‌آفریند، شخصیتی ارمنی! در قلب تهران... ملک بدرقه، شکارچی کلمات مقدس و فاتحه‌های سرگردان است، ملکی که مأمور است فاتحه‌های فرستاده‌شده و سرگردان را برای افراد بی‌وارث و بد‌وراث شکار کند ...