رمان نوجوان «برای شروع منتظر کسی نباش» [All alone in the universe] نوشته لین ری‌پرکینز [Lynne Rae Perkins] با ترجمه تینا غراب از سوی انتشارات پیدایش روانه بازار نشر شد.

برای شروع منتظر کسی نباش» [All alone in the universe] نوشته لین ری‌پرکینز [Lynne Rae Perkins]

به گزارش کتاب نیوز به نقل از ایبنا، این رمان اولین رمان این نویسنده است که در سال ۱۹۹۹ چاپ شده است. لین ری‌پرکینز (زاده ۳۱ ژوئیه ۱۹۵۶) نویسنده و تصویرگر آمریکایی کتاب‌های کودکان است.

دبی و مورین دوستانی صمیمی هستند و همه‌چیز خوب پیش می‌رود تا اینکه سروکله گلنا فیلبر پیدا می‌شود. طولی نمی‌کشد که دبی متوجه می‌شود گلنا همیشه و همه‌جا حضور دارد و کم‌کم مورین او را نادیده می‌گیرد.
دبی سعی می‌کند گلنا را در برنامه‌هایشان راه ندهد تا دوباره رابطه دوستی‌اش با مورین به حالت قبل برگردد؛ ولی مورین و گلنا جدایی‌ناپذیرند. دبی احساس خوبی ندارد و گاهی عصبانی و گاهی غمگین می‌شود و کم‌کم احساس می‌کند توی دنیا تک‌وتنهاست تا اینکه اتفاق‌های دیگری برایش می‌افتد.

قسمتی از متن کتاب:
«در مدتی که مورین و گلنا برای تعطیلات به دریاچه‌ی بورث رفته بودند، من به آن بعدازظهرِ در کنار رودخانه فکر می‌کردم. به مورین که از ماشین فلیپر پیاده شده بود و این کارش برایم باارزش بود. بهم قول داده بود که وقتی برگردد، خبرم می‌کند. برای همین می‌دانستم که این کار را می‌کند. شاید آنها چند روز بیشتر مانده باشند. بنابراین حتما دارد چمدانش را باز می‌کند. این کار زمان می‌برد و قطعا خانواده‌ی برک برنامه‌های خانوادگی داشتند. می‌دانستنم که زنگ می‌زند.».

انتشارات پیدایش، کتاب «برای شروع منتظر کسی نباش» نوشته لین ری‌پرکینز با ترجمه تینا غراب را در ۱۳۲ صفحه و به بهای ۹۵ هزار تومان منتشر کرده است.

................ هر روز با کتاب ...............

جنگیدن با فرهنگ کار عبثی است... این برادران آریایی ما و برادران وایکینگ، مثل اینکه سحرخیزتر از ما بوده‌اند و رفته‌اند جاهای خوب دنیا مسکن کرده‌اند... ما همین چیزها را نداریم. کسی نداریم از ما انتقاد بکند... استالین با وجود اینکه خودش گرجی بود، می‌خواست در گرجستان نیز همه روسی حرف بزنند...من میرم رو میندازم پیش آقای خامنه‌ای، من برای خودم رو نینداخته‌ام برای تو و امثال تو میرم رو میندازم... به شرطی که شماها برگردید در مملکت خودتان خدمت کنید ...
اگر بخواهم فیلمی بسازم که بگویم دروغ چیز بدی است باور نمی‌کنند، چون دروغ یک امر جاری در این مملکت است. قبحش از بین رفته... ما بچه‌مسلمان بودیم. اما می‌گفتند این مسلمان نیست... وقتی به آدمی که در کار سینماست می‌گویند اجازه کار نداری، یعنی با شکنجه او را می‌کشند... می‌توانند من را زمین بزنند اما نمی‌توانند من را روی زمین نگه دارند، من بلند می‌شوم... فردین عاشقانه مردم را دوست داشت ...
غالباً خشونتِ خود را زیر نام «دفاع از خود» پنهان می‌کنند. باتلر می‌پرسد: این «خود» کیست که حق دارد برای دفاع از بقای خود، دیگری را نابود کند؟ او پیشنهاد می‌دهد که ما باید «خود» را نه به عنوان یک فردِ مجزا، بلکه به عنوان بخشی از یک کلِ پیوسته تعریف کنیم. اگر من به تو آسیب بزنم، درواقع به ساختاری که بقای خودم به آن وابسته است آسیب زده‌ام ...
20 سال پیش خانه در دامنه‌ی آتشفشان کردیم؛ بدان امید که چشم بر حقیقت بگشاییم... شرح همسایگی خاکستر و دود و آتش؛ نه گفتنی ست، نه خواندنی؛ که ما این خانه‌ی دور از نفت! به شوق و رغبت برگزیده بودیم و هیچ منت و ملامتی بر هیچ دولت و صنف و حزب و نماینده‌ای نداشتیم و نداریم ...
او اگرچه همچون «همینگوی»، روایتگری را مقدم بر توصیف‌گری «زولا» قرار می‌دهد، اما این روایتگری کاملا «ایرانیزه» و بومی شده است... نویسنده با تشخص‌بخشی به کلیسای «تارگمانچاتس» از این بنا، یک شخصیت تاریخی در داستان می‌آفریند، شخصیتی ارمنی! در قلب تهران... ملک بدرقه، شکارچی کلمات مقدس و فاتحه‌های سرگردان است، ملکی که مأمور است فاتحه‌های فرستاده‌شده و سرگردان را برای افراد بی‌وارث و بد‌وراث شکار کند ...