رِیون لیلانی [Raven Leilani] نویسنده 29 ساله آمریکایی برای اولین داستانش برنده جایزه ادبی دیلان توماس [Dylan Thomas Prize 2021] شد.

ریون لیلانی [Raven Leilani] لاستر» [Luster]

به گزارش کتاب نیوز به نقل از ایبنا، رِیون لیلانی، نویسنده سیاه‌پوست آمریکایی برای داستان «لاستر» [Luster] برنده جایزه ادبیات دیلن توماس شد.

«لاستر» سال گذشته توسط باراک اوباما به عنوان یکی از بهترین آثار سال هم معرفی شد. اوباما درباره اولین اثر نویسنده آمریکایی نوشته بود: «رمانی متهورانه و موفق که دردی را حمل می‌کند و آسیب‌پذیری یک زن سیاه‌پوست را استادانه روایت می‌کند.»

هیئت داوران درباره «لاستر» گفته بود: «انتخاب برنده انتخاب سختی بود زیرا آثار حاضر در فهرست نهایی عالی بودند و می‌توانستند برنده باشند. پس از گفت و گوهای فراوان و تفکر زیاد همه به اتفاق تصمیم گرفتند که «لاستر» برنده این رقابت است.»

جایزه ادبی دیلان توماس [Dylan Thomas Prize 2021]

جایزه «دیلن توماس» توسط دانشگاه «سوانسی» بنیان‌گذاری شده است و از سال ۲۰۰۶ به عنوان یکی از گران‌ترین و معتبرترین جوایز ادبی جهان شناخته می‌شود.
این جایزه به آثار چاپ‌شده به زبان انگلیسی از نویسندگان نوقلم زیر 39 سال تعلق می‌گیرد و گونه‌های ادبی رمان، شعر و نمایشنامه را مورد تقدیر قرار می‌دهد. دیلن توماس در سن ۳۹ سالگی درگذشت و اکثر کارهایش را از ۲۰ تا ۳۰ سالگی به نگارش درآورده بود.

................ هر روز با کتاب ...............

جنگیدن با فرهنگ کار عبثی است... این برادران آریایی ما و برادران وایکینگ، مثل اینکه سحرخیزتر از ما بوده‌اند و رفته‌اند جاهای خوب دنیا مسکن کرده‌اند... ما همین چیزها را نداریم. کسی نداریم از ما انتقاد بکند... استالین با وجود اینکه خودش گرجی بود، می‌خواست در گرجستان نیز همه روسی حرف بزنند...من میرم رو میندازم پیش آقای خامنه‌ای، من برای خودم رو نینداخته‌ام برای تو و امثال تو میرم رو میندازم... به شرطی که شماها برگردید در مملکت خودتان خدمت کنید ...
اگر بخواهم فیلمی بسازم که بگویم دروغ چیز بدی است باور نمی‌کنند، چون دروغ یک امر جاری در این مملکت است. قبحش از بین رفته... ما بچه‌مسلمان بودیم. اما می‌گفتند این مسلمان نیست... وقتی به آدمی که در کار سینماست می‌گویند اجازه کار نداری، یعنی با شکنجه او را می‌کشند... می‌توانند من را زمین بزنند اما نمی‌توانند من را روی زمین نگه دارند، من بلند می‌شوم... فردین عاشقانه مردم را دوست داشت ...
غالباً خشونتِ خود را زیر نام «دفاع از خود» پنهان می‌کنند. باتلر می‌پرسد: این «خود» کیست که حق دارد برای دفاع از بقای خود، دیگری را نابود کند؟ او پیشنهاد می‌دهد که ما باید «خود» را نه به عنوان یک فردِ مجزا، بلکه به عنوان بخشی از یک کلِ پیوسته تعریف کنیم. اگر من به تو آسیب بزنم، درواقع به ساختاری که بقای خودم به آن وابسته است آسیب زده‌ام ...
20 سال پیش خانه در دامنه‌ی آتشفشان کردیم؛ بدان امید که چشم بر حقیقت بگشاییم... شرح همسایگی خاکستر و دود و آتش؛ نه گفتنی ست، نه خواندنی؛ که ما این خانه‌ی دور از نفت! به شوق و رغبت برگزیده بودیم و هیچ منت و ملامتی بر هیچ دولت و صنف و حزب و نماینده‌ای نداشتیم و نداریم ...
او اگرچه همچون «همینگوی»، روایتگری را مقدم بر توصیف‌گری «زولا» قرار می‌دهد، اما این روایتگری کاملا «ایرانیزه» و بومی شده است... نویسنده با تشخص‌بخشی به کلیسای «تارگمانچاتس» از این بنا، یک شخصیت تاریخی در داستان می‌آفریند، شخصیتی ارمنی! در قلب تهران... ملک بدرقه، شکارچی کلمات مقدس و فاتحه‌های سرگردان است، ملکی که مأمور است فاتحه‌های فرستاده‌شده و سرگردان را برای افراد بی‌وارث و بد‌وراث شکار کند ...