«والریا لوئیزلی» [Valeria Luiselli] به عنوان برنده جایزه ادبی «دوبلین» [Dublin Literary Award]، یکی از گران‌ترین جایره‌های ادبی در جهان انتخاب شد.

والریا لوئیزلی» [Valeria Luiselli] آرشیو کودکان گمشده» [Lost Children Archive]

به گزارش کتاب نیوز به نقل از ایسنا، «والریا لوئیزلی» نویسنده مکزیکی به عنوان برنده جایزه ۱۰۰هزار یورویی «دوبلین»، گران‌ترین جایزه ادبی جهان برای رمان‌های منتشرشده به زبان انگلیسی، معرفی شد.

برای مشخص شدن برنده این جایزه ادبی از کتابخانه‌های سراسر جهان خواسته شده بود رمان‌هایی با ارزش ادبی بالا را به عنوان نامزد معرفی کنند. اوایل سال جاری یک کتابخانه در بارسلونا کتاب «آرشیو کودکان گمشده» [Lost Children Archive] را به عنوان کتاب محبوب سال از نظر این کتابخانه به عنوان نامزد جایزه دوبلین معرفی کرد و امسال ۴۹ اثر برای کسب این جایزه ادبی با یکدیگر به رقابت پرداختند.

کتاب «آرشیو کودکان گمشده» که در فهرست نامزدهای اولیه «بوکر» نیز قرار گرفته بود، پیش‌تر به عنوان برنده جایزه ۳۰هزار پوندی «فولیو» هم انتخاب شده بود.

داوران جایزه ادبی «دوبلین» این کتاب را از بین فهرست نامزدهای نهایی انتخاب کردند که رمان «پسران نیکل» نوشته «کولسون وایتهد» و «دختر، زن، دیگر» اثر «برناردین اواریستو» را هم شامل می‌شد. رمان‌ «وایتهد» از سوی کتابخانه‌هایی در بلژیک و ایالت متحده آمریکا و اثر «اواریستو» توسط کتابخانه‌هایی در ایرلند و آلمان به عنوان نامزد معرفی شده بودند.

«آرشیو کودکان گمشده» که داستان خانواده‌ای را روایت می‌کند که از آمریکا به سمت مرز مکزیک حرکت می‌کنند و روایت‌هایی از کودکان مکزیکی را که سعی دارند به آمریکا بروند نیز شامل می‌شود توسط داوران این جایزه ادبی به عنوان اثری توصیف شده که مرزهای ادبیات داستانی معاصر را به چالش کشیده است و در عین حال داستانی تاثیرگذار را روایت می‌کند.

سال گذشته «آنا برنز» برای رمان «مرد شیرفروش» به عنوان برنده این جایزه ادبی که توسط شورای شهر دوبلین حمایت می‌شود انتخاب شده بود.

................ هر روز با کتاب ...............

او «آدم‌های کوچک کوچه»ــ عروسک‌ها، سیاه‌ها، تیپ‌های عامیانه ــ را از سطح سرگرمی بیرون کشید و در قامت شخصیت‌هایی تراژیک نشاند. همان‌گونه که جلال آل‌احمد اشاره کرد، این عروسک‌ها دیگر صرفاً ابزار خنده نبودند؛ آنها حامل شکست، بی‌جایی و ناکامی انسان معاصر شدند. این رویکرد، روایتی از حاشیه‌نشینی فرهنگی را می‌سازد: جایی که سنت‌های مردمی، نه به عنوان نوستالژی، بلکه به عنوان ابزاری برای نقد اجتماعی احیا می‌شوند ...
زمانی که برندا و معشوق جدیدش توطئه می‌کنند تا در فرآیند طلاق، همه‌چیز، حتی خانه و ارثیه‌ خانوادگی تونی را از او بگیرند، تونی که درک می‌کند دنیایی که در آن متولد و بزرگ شده، اکنون در آستانه‌ سقوط به دست این نوکیسه‌های سطحی، بی‌ریشه و بی‌اخلاق است، تصمیم می‌گیرد که به دنبال راهی دیگر بگردد؛ او باید دست به کاری بزند، چراکه همانطور که وُ خود می‌گوید: «تک‌شاخ‌های خال‌خالی پرواز کرده بودند.» ...
پیوند هایدگر با نازیسم، یک خطای شخصی زودگذر نبود، بلکه به‌منزله‌ یک خیانت عمیق فکری و اخلاقی بود که میراث او را تا به امروز در هاله‌ای از تردید فرو برده است... پس از شکست آلمان، هایدگر سکوت اختیار کرد و هرگز برای جنایت‌های نازیسم عذرخواهی نکرد. او سال‌ها بعد، عضویتش در نازیسم را نه به‌دلیل جنایت‌ها، بلکه به این دلیل که لو رفته بود، «بزرگ‌ترین اشتباه» خود خواند ...
دوران قحطی و خشکسالی در زمان ورود متفقین به ایران... در چنین فضایی، بازگشت به خانه مادری، بازگشتی به ریشه‌های آباواجدادی نیست، مواجهه با ریشه‌ای پوسیده‌ است که زمانی در جایی مانده... حتی کفن استخوان‌های مادر عباسعلی و حسینعلی، در گونی آرد کمپانی انگلیسی گذاشته می‌شود تا دفن شود. آرد که نماد زندگی و بقاست، در اینجا تبدیل به نشان مرگ می‌شود ...
تقبیح رابطه تنانه از جانب تالستوی و تلاش برای پی بردن به انگیره‌های روانی این منع... تالستوی را روی کاناپه روانکاوی می‌نشاند و ذهنیت و عینیت او و آثارش را تحلیل می‌کند... ساده‌ترین توضیح سرراست برای نیاز مازوخیستی تالستوی در تحمل رنج، احساس گناه است، زیرا رنج، درد گناه را تسکین می‌دهد... قهرمانان داستانی او بازتابی از دغدغه‌های شخصی‌اش درباره عشق، خلوص و میل بودند ...