«الهه دهم» [The tenth muse] اثر کاترین چانگ [Catherine Chung] رمانی با مضامین انسانی است و داستان زنی بلندپرواز که می‌کوشد جایگاه واقعی‌اش را به دست آورد.

الهه دهم» [The tenth muse] اثر کاترین چانگ [Catherine Chung]

به گزارش کتاب نیوز به نقل از ایبنا، «الهه دهم» رمانی است که در آن بسیاری از مسائل و سوالات فلسفی و انسانی با ترکیب ادبیات و ریاضیات روایت می‌شود؛ داستانی که با محوریت حل یک مساله پیچیده ریاضی و به قلم نویسنده‌ای نوشته شده که خودش در رشته ریاضیات تحصیل کرده است.

داستان درباره شخصیت اصلی داستان به نام کاترین است و رویای او برای حل‌کردن بزرگترین مساله مجهول علم ریاضیات در عصری که او زندگی می‌کند. گرچه تلاش کاترین برای حل این مساله حل‌نشدنی که «فرض ریمان» نام دارد یکی از موضوعات محوری داستان است؛ اما «الهه دهم» درباره ریاضیات نیست، بلکه نویسنده از این موضوع بهره برده تا با تامل و دقت بیشتری به موضوعات انسانی بپردازد.

این رمان داستان دختری است که کودکی‌اش در دهه 1950 میلادی می‌گذرد و از همان کودکی می‌داند که با بقیه متفاوت است. او دختری با هوش سرشار و استثنایی است که به رشته ریاضیات علاقمند می‌شود و برای ادامه تحصیل به اروپا می‌رود.

او که در تلاش برای حل فرضیه ریمان است، وارد دنیایی مملو از مشکلات انسانی می‌شود و حالا باید به سوالات ذهنی خود پاسخ دهد: او کیست؟ هزینه عشق و جاه‌طلبی در زندگی‌ چقدر است؟
از سوی دیگر وقتی کاترین تلاش می‌کند جایگاه واقعی‌اش را در دنیای ریاضیات به دست آورد، با یک استاد کاریزماتیک آشنا ‌می‌شود و هرچه داستان بیشتر به پیش می‌رود، دغدغه‌های ذهنی‌اش هم زیاد و زیادتر می‌شوند.
نویسنده در خلال روایت داستان، به موضوعاتی مانند هویت، میراث خانوادگی، برابری زن و مرد و حتی جنگ جهانی دوم می‌پردازد.

در بخشی از متن این کتاب آمده است: «الهه دهم از مقام خویش و نیز از نبوغ و نامیرایی خویش محروم شد. من می‌گویم محروم، اما درواقع این او بود که آن‌همه را به سبُکی لباسی از خود واتکانید و در گوشه‌ای آرام رهایشان کرد؛ و آنچه او به‌دست آورد، بی‌کم‌و‌کاست همان چیزی بود که طلب کرده بود: صدایی برای بیان هر‌آنچه می‌خواست.
...حالا دانشجوها می‌خواستند برای قربانیان یک ترور و به‌خاطر دانشجویی که سال گذشته در تحصنی علیه دیدار شاه ایران از آلمان کشته شده بود، شمع روشن کنند و شب‌زنده‌داری کنند. جمعیت در حال حرکت به‌سوی ساختمان مجلس بود، جایی که همین حالا هم هزاران دانشجو در آنجا دور هم جمع شده بودند؛ دستان یکدیگر را گرفته بودند و شمع‌ها را در هوا تکان می‌دادند و سرود می‌خواندند و فریاد می‌کشیدند.»

کاترین چانگ، نویسنده‌ای آمریکایی است که نخستین رمانش با عنوان «کشور فراموش‌شده» در جایزه بنیاد پن/ همینگوی سال 2013 مورد تقدیر قرار گرفت.
این نویسنده در رشته ریاضیات از دانشگاه شیکاگو فارغ‌التحصیل شده؛ اما به دلیل علاقه‌اش به ادبیات، وارد این حوزه شد. داستان‌های کوتاه و مقالات وی در چندین مجله معتبر از جمله نیویورک تایمز نیز به چاپ رسید و حتی یکبار هم در یک جایزه ادبی برگزیده بخش شعر شد.

کتاب «الهه دهم» اثر کاترین چانگ با ترجمه هستی خداکرمی در 290 صفحه با قیمت 58 هزار تومان از سوی نشر ناهید راهی کتابفروشی‌ها شده است.
 

................ تجربه‌ی زندگی دوباره ...............

20 سال پیش خانه در دامنه‌ی آتشفشان کردیم؛ بدان امید که چشم بر حقیقت بگشاییم... شرح همسایگی خاکستر و دود و آتش؛ نه گفتنی ست، نه خواندنی؛ که ما این خانه‌ی دور از نفت! به شوق و رغبت برگزیده بودیم و هیچ منت و ملامتی بر هیچ دولت و صنف و حزب و نماینده‌ای نداشتیم و نداریم ...
او اگرچه همچون «همینگوی»، روایتگری را مقدم بر توصیف‌گری «زولا» قرار می‌دهد، اما این روایتگری کاملا «ایرانیزه» و بومی شده است... نویسنده با تشخص‌بخشی به کلیسای «تارگمانچاتس» از این بنا، یک شخصیت تاریخی در داستان می‌آفریند، شخصیتی ارمنی! در قلب تهران... ملک بدرقه، شکارچی کلمات مقدس و فاتحه‌های سرگردان است، ملکی که مأمور است فاتحه‌های فرستاده‌شده و سرگردان را برای افراد بی‌وارث و بد‌وراث شکار کند ...
او «آدم‌های کوچک کوچه»ــ عروسک‌ها، سیاه‌ها، تیپ‌های عامیانه ــ را از سطح سرگرمی بیرون کشید و در قامت شخصیت‌هایی تراژیک نشاند. همان‌گونه که جلال آل‌احمد اشاره کرد، این عروسک‌ها دیگر صرفاً ابزار خنده نبودند؛ آنها حامل شکست، بی‌جایی و ناکامی انسان معاصر شدند. این رویکرد، روایتی از حاشیه‌نشینی فرهنگی را می‌سازد: جایی که سنت‌های مردمی، نه به عنوان نوستالژی، بلکه به عنوان ابزاری برای نقد اجتماعی احیا می‌شوند ...
زمانی که برندا و معشوق جدیدش توطئه می‌کنند تا در فرآیند طلاق، همه‌چیز، حتی خانه و ارثیه‌ خانوادگی تونی را از او بگیرند، تونی که درک می‌کند دنیایی که در آن متولد و بزرگ شده، اکنون در آستانه‌ سقوط به دست این نوکیسه‌های سطحی، بی‌ریشه و بی‌اخلاق است، تصمیم می‌گیرد که به دنبال راهی دیگر بگردد؛ او باید دست به کاری بزند، چراکه همانطور که وُ خود می‌گوید: «تک‌شاخ‌های خال‌خالی پرواز کرده بودند.» ...
پیوند هایدگر با نازیسم، یک خطای شخصی زودگذر نبود، بلکه به‌منزله‌ یک خیانت عمیق فکری و اخلاقی بود که میراث او را تا به امروز در هاله‌ای از تردید فرو برده است... پس از شکست آلمان، هایدگر سکوت اختیار کرد و هرگز برای جنایت‌های نازیسم عذرخواهی نکرد. او سال‌ها بعد، عضویتش در نازیسم را نه به‌دلیل جنایت‌ها، بلکه به این دلیل که لو رفته بود، «بزرگ‌ترین اشتباه» خود خواند ...