رمان «لوکا پوک و ارباب موش‌ها» [luca puck und der herr der ratten] به قلم میشائیل کِلِبِرگ [michael kleeberg] با ترجمه آزاده نیازاده توسط انتشارات ذکر منتشر شد.

لوکا پوک و ارباب موش‌ها» [luca puck und der herr der ratten] به قلم میشائیل کلبرگ [michael kleeberg]

به گزارش کتاب نیوز به نقل از مهر، میشائیل کِلِبِرگ از آن دسته نویسندگان مطرحی است که پیشتر هم آثارشان به دست مخاطبان کتابخوان ایرانی رسیده است. او اگرچه برای بزرگسالان قلم می‌زند، اما در سال ۲۰۱۲ اولین رمان نوجوانانه خود را با عنوان لوکا پوک و ارباب موش‌ها روانه بازار کرد و در همان سال موفق به کسب جایزه کتاب کودکان و نوجوانان زارلند شد.

قهرمان این رمان جذاب و پر فرازونشیب کسی نیست بجز لوکای ۱۱ ساله که همراه پدر نویسنده‌اش و گربه‌ای پیر به نام اسکوتی در شهر پاریس زندگی می‌کند. آپارتمان لوکا و پدرش مشرف به گورستان بزرگی است که مادر لوکا در آن به خاک سپرده شده است.

همه چیز در زندگی لوکا عادی به نظر می‌رسد. پدرش دوباره برای امضای قراردادی تازه با ناشرش به سفری طولانی می‌رود و او را مثل همیشه به خانم پوپینِل که در آپارتمان روبه‌رو زندگی می‌کند، می‌سپارد. خانم پوپینل پسری به نام آریستید دارد که هم سن لوکاست. پسری عجیب و کم‌حرف که دلش می‌خواهد در آینده راننده تاکسی بشود و تمام نقشه شهر را از حفظ است.

تا اینکه یک شب لوکا متوجه می‌شود که اسکوتی پیر در خانه نیست. او ترسان و هراسان گربه‌ی پیر را جستجو می‌کند و از همین‌جا داستان هیجان‌انگیز لوکا آغاز می‌شود. لوکا می‌فهمد که اسکوتی زبان آدم‌ها را بلد است و اسم واقعی او جناب تامیو است و ارباب موش‌ها دوباره در این شهر در حال به قدرت رسیدن است...

آزاده نیازاده دانش‌آموخته زبان و ادبیات آلمانی از دانشگاه تهران است. از این مترجم پیش از این رمان‌های «خون و سنگ معدن» و «خون و فولاد» توسط انتشارات کتابسرای تندیس، مجموعه چهار جلدی «گلفروشی جادویی» توسط انتشارات آفرینگان و مجموعه ۶ جلدی کتاب‌های مینی توسط انتشارات پیک ادبیات منتشر شده است.

«لوکا پوک و ارباب موش‌ها» با ترجمه آزاده نیازاده در ۳۰۴ صفحه و بهای ۹۲ هزار تومان توسط نشر ذکر منتشر شده است.

................ هر روز با کتاب ...............

غالباً خشونتِ خود را زیر نام «دفاع از خود» پنهان می‌کنند. باتلر می‌پرسد: این «خود» کیست که حق دارد برای دفاع از بقای خود، دیگری را نابود کند؟ او پیشنهاد می‌دهد که ما باید «خود» را نه به عنوان یک فردِ مجزا، بلکه به عنوان بخشی از یک کلِ پیوسته تعریف کنیم. اگر من به تو آسیب بزنم، درواقع به ساختاری که بقای خودم به آن وابسته است آسیب زده‌ام ...
20 سال پیش خانه در دامنه‌ی آتشفشان کردیم؛ بدان امید که چشم بر حقیقت بگشاییم... شرح همسایگی خاکستر و دود و آتش؛ نه گفتنی ست، نه خواندنی؛ که ما این خانه‌ی دور از نفت! به شوق و رغبت برگزیده بودیم و هیچ منت و ملامتی بر هیچ دولت و صنف و حزب و نماینده‌ای نداشتیم و نداریم ...
او اگرچه همچون «همینگوی»، روایتگری را مقدم بر توصیف‌گری «زولا» قرار می‌دهد، اما این روایتگری کاملا «ایرانیزه» و بومی شده است... نویسنده با تشخص‌بخشی به کلیسای «تارگمانچاتس» از این بنا، یک شخصیت تاریخی در داستان می‌آفریند، شخصیتی ارمنی! در قلب تهران... ملک بدرقه، شکارچی کلمات مقدس و فاتحه‌های سرگردان است، ملکی که مأمور است فاتحه‌های فرستاده‌شده و سرگردان را برای افراد بی‌وارث و بد‌وراث شکار کند ...
او «آدم‌های کوچک کوچه»ــ عروسک‌ها، سیاه‌ها، تیپ‌های عامیانه ــ را از سطح سرگرمی بیرون کشید و در قامت شخصیت‌هایی تراژیک نشاند. همان‌گونه که جلال آل‌احمد اشاره کرد، این عروسک‌ها دیگر صرفاً ابزار خنده نبودند؛ آنها حامل شکست، بی‌جایی و ناکامی انسان معاصر شدند. این رویکرد، روایتی از حاشیه‌نشینی فرهنگی را می‌سازد: جایی که سنت‌های مردمی، نه به عنوان نوستالژی، بلکه به عنوان ابزاری برای نقد اجتماعی احیا می‌شوند ...
زمانی که برندا و معشوق جدیدش توطئه می‌کنند تا در فرآیند طلاق، همه‌چیز، حتی خانه و ارثیه‌ خانوادگی تونی را از او بگیرند، تونی که درک می‌کند دنیایی که در آن متولد و بزرگ شده، اکنون در آستانه‌ سقوط به دست این نوکیسه‌های سطحی، بی‌ریشه و بی‌اخلاق است، تصمیم می‌گیرد که به دنبال راهی دیگر بگردد؛ او باید دست به کاری بزند، چراکه همانطور که وُ خود می‌گوید: «تک‌شاخ‌های خال‌خالی پرواز کرده بودند.» ...