نمایشگاه "یک قرن داستان علمی تخیلی: از ژول ورن تا کورت ونه گات" با بیش از 25 هزار کتاب، مجله، فیلم و آثار مرجع علمی تخیلی در دانشگاه دلاویر آمریکا برگزار می شود.

خبرگزاری میراث: نمایشگاهی با عنوان "یک قرن داستان علمی تخیلی: از ژول ورن تا کورت ونه گات" با بیش از 25 هزار عنوان کتاب، مجله، فیلم و آثار مرجع علمی تخیلی از 22 اوت تا 15 دسامبر (31 مرداد تا 24 آذر) در گالری مجموعه های ویژه دانشگاه دلاویر آمریکا برگزار می شود.

در این نمایشگاه آثار ادبی بزرگترین نویسندگان داستان های علمی تخیلی جهان نظیر "کورت ونه گات" رمان نویس و هجونویس معروف آمریکایی، "ساموئل دلانی" و "ادگار رایس بروکس" در کتابهای نایاب و چاپهای اول آنها و مجلات و فیلم های علمی تخیلی به نمایش گذاشته می شود.

تنها در بخش آثار کورت ونه گاتِ این نمایشگاه بیش از 80 نسخه از آثار این نویسنده به زبان انگلیسی و زبانهای دیگر علاوه بر نسخه های دست نویس آثار، نامه ها و یادداشتهای او به نمایش گذاشته می شود.

با توجه به تعداد بی شمار نویسندگانی که در این ژانر به خلق آثار خود پرداخته اند، نمایشگاه یک قرن داستان علمی تخیلی بیشتر بر نویسندگانی متمرکز می شود که از مرز بین نسلها عبور کرده و به موضوعاتی جهانی نظیر جایگاه انسان در جهان، امکان وجود دنیاهای دیگر و اهمیت مذهب، محیط و سیاست در جوامع انسانی پرداخته اند.

این نمایشگاه به موضوع سانسور نیز می پردازد که ادبیات علمی تخیلی غالباً از آن مصون نمانده است.

نمایشگاه یک قرن داستان علمی تخیلی شامل آثار علمی تخیلی دهه های 1880 تا 1980 می شود که بیشتر این آثار در دهه های 1920 و 1930 خلق شده اند که به آن لقب "عصر طلایی ادبیات علمی تخیلی" را اطلاق کرده اند.

به منظور نشان دادن تاریخ و انواع ادبیات علمی تخیلی، نمایشگاه شامل بخشهای "آرمان شهرها و شهرهای غیر ایده آل"، "داستانهای علمی تخیلی فمینیستی"، "ادبیات جنسیت" و "دوره های متناوب" می شود.

پوستر طرح جلدهای رنگی کتاب ها و فیلمهای علمی تخیلی که پر از تصاویر هیولاها، سفینه ها و موجودات افسانه ای است، دیوارهای این نمایشگاه را زینت می دهد.

اگر بخواهم فیلمی بسازم که بگویم دروغ چیز بدی است باور نمی‌کنند، چون دروغ یک امر جاری در این مملکت است. قبحش از بین رفته... ما بچه‌مسلمان بودیم. اما می‌گفتند این مسلمان نیست... وقتی به آدمی که در کار سینماست می‌گویند اجازه کار نداری، یعنی با شکنجه او را می‌کشند... می‌توانند من را زمین بزنند اما نمی‌توانند من را روی زمین نگه دارند، من بلند می‌شوم... فردین عاشقانه مردم را دوست داشت ...
غالباً خشونتِ خود را زیر نام «دفاع از خود» پنهان می‌کنند. باتلر می‌پرسد: این «خود» کیست که حق دارد برای دفاع از بقای خود، دیگری را نابود کند؟ او پیشنهاد می‌دهد که ما باید «خود» را نه به عنوان یک فردِ مجزا، بلکه به عنوان بخشی از یک کلِ پیوسته تعریف کنیم. اگر من به تو آسیب بزنم، درواقع به ساختاری که بقای خودم به آن وابسته است آسیب زده‌ام ...
20 سال پیش خانه در دامنه‌ی آتشفشان کردیم؛ بدان امید که چشم بر حقیقت بگشاییم... شرح همسایگی خاکستر و دود و آتش؛ نه گفتنی ست، نه خواندنی؛ که ما این خانه‌ی دور از نفت! به شوق و رغبت برگزیده بودیم و هیچ منت و ملامتی بر هیچ دولت و صنف و حزب و نماینده‌ای نداشتیم و نداریم ...
او اگرچه همچون «همینگوی»، روایتگری را مقدم بر توصیف‌گری «زولا» قرار می‌دهد، اما این روایتگری کاملا «ایرانیزه» و بومی شده است... نویسنده با تشخص‌بخشی به کلیسای «تارگمانچاتس» از این بنا، یک شخصیت تاریخی در داستان می‌آفریند، شخصیتی ارمنی! در قلب تهران... ملک بدرقه، شکارچی کلمات مقدس و فاتحه‌های سرگردان است، ملکی که مأمور است فاتحه‌های فرستاده‌شده و سرگردان را برای افراد بی‌وارث و بد‌وراث شکار کند ...
او «آدم‌های کوچک کوچه»ــ عروسک‌ها، سیاه‌ها، تیپ‌های عامیانه ــ را از سطح سرگرمی بیرون کشید و در قامت شخصیت‌هایی تراژیک نشاند. همان‌گونه که جلال آل‌احمد اشاره کرد، این عروسک‌ها دیگر صرفاً ابزار خنده نبودند؛ آنها حامل شکست، بی‌جایی و ناکامی انسان معاصر شدند. این رویکرد، روایتی از حاشیه‌نشینی فرهنگی را می‌سازد: جایی که سنت‌های مردمی، نه به عنوان نوستالژی، بلکه به عنوان ابزاری برای نقد اجتماعی احیا می‌شوند ...