ترجمه رمان «تصرف عدوانی» [Egenmäktigt förfarande - en roman om kärlek] نوشته لنا آندرشون توسط نشر مرکز به چاپ سی‌وپنجم رسید.

به گزارش مهر، رمان «تصرف عدوانی (داستانی درباره عشق)» نوشته لنا آندرشون با ترجمه سعید مقدم به‌تازگی به چاپ سی‌وپنجم رسیده است. چاپ اول این‌کتاب در سال ۹۵ به بازار عرضه شد و حالا نسخه‌های چاپ سی‌وپنجمش به کتابفروشی‌ها آمده‌اند.

لنا آندرشون نویسنده سوئدی متولد سال ۱۹۷۰ است که رمان دیگرش با عنوان «پسر اسوئا» به‌تازگی به‌قلم همین‌مترجم و همین ناشر منتشر شده است.

نسخه اصلی این‌کتاب در سال ۲۰۱۳ چاپ شد و جایزه آگوست معتبرترین جایزه ادبی سوئد را برای نویسنده‌اش به ارمغان آورد. «تصرف عدوانی» همچنین برنده جایزه اسوندسکا داگبلادت شد که توسط روزنامه‌های سوئدی اهدا می‌شود. داستان این‌کتاب درباره سقوط تمام و کمال یک زن در ورطه‌ اغفال و توهم عشق دوطرفه است.

این‌کتاب که ششمین کتاب نویسنده‌اش محسوب می‌شود، داستان درباره عشق مخربی است که تمام روح و هویت یک زن را می‌مکد و مثل تفاله با او کاری می‌کند که تمام اعتماد به نفسش را از دست بدهد و حس کند در مقابل شریک احساسی مشهور و هنرمندش، هیچ‌چیزی برای عرضه و مقابله ندارد.

چاپ سی‌وپنجم این‌کتاب با ۱۷۶ صفحه و قیمت ۲۸ هزار و ۵۰۰ تومان منتشر شده است.

................ هر روز با کتاب ...............

بی‌خود و بی‌جهت... فیلم «زن و شوهرها» را دوست دارد، فیلمی که تولیدش همزمان با رسوایی او و سون‌-یی شد... در مورد مادرش می‌نویسد: زن جذابی نبود و شبیه به گروچو مارکس بود... دو فرزندخوانده‌اش خودکشی کردند و سومی با توجه به اینکه دختر دوست‌داشتنی‌ای بود، در حالی‌که در سی سا‌لگی با بیماری ایدز دست‌وپنجه نرم می‌کرد، توسط میا رها شد تا صبح کریسمس در بیمارستان و در تنهایی فوت کند... هیچ داستان جالبی برای وودی آلن وجود ندارد ...
از تهران آغاز و به استانبول و سپس پاریس ختم می‌شود... در مواجهه با زن‌ها دچار نوعی خودشیفتگی است... ثریا تقریبا هیچ نقش فعالی در رمان ندارد... کِرم کمک‌کردن به دیگران را دارد خاصه که عشقی هم در میان باشد... اغلب آدم‌هایی که زندگی‌شان روایت می‌شود، آدم‌های ته خطی‌اند. حتی انقلابیون و آنان که در حال جنگ و مبارزه هستند... مثل نسلی در ایران و مهاجرانی در خارج... ...
اتی(احترام) به جهان می‌گوید: «تو هم بدبختی! از تو هم بدم میاد!» آری جهان(جهانگیر) هم بدبخت است، اما نه از آن رو که جنوبِ شهر زندگی می‌کند؛ یا پدر و برادرش در قبرستان، کتاب دعا و شمع می‌فروشند؛ یا «پراید» ندارد تا صدای ضبطش را تا ته! بلند کند... بلکه جهان بدبخت است، چرا که دختری را دوست دارد که جهانِ او را دوست ندارد. جهان برای «نجات» دختری دست و پا می زند، که خودش به جای اراده به تغییر، خیالِ «فرار» در سر می‌پرورد... ...
انسان تا عاشق نشود از خودمحوری و انانیت رهایی ندارد... باورهای زندگی‌ساز... وقتی انسان خودش را با یک باور یا یک تئوری یکی بداند، این موجب می‌شود هر که به نظر او حمله کرد، فکر کند به او حمله شده ... باورهای ما باید آزموده باشند نه ارثی... چون حقیقت تلخ است، انسان برای شیرین‌کردن زندگی به تعمیم‌های شتاب‌زده روی می‌آورد... مجموعه درس گفتارهای ملکیان درباره اخلاق کاربستی ...
در تور دار و دسته فاگین پیر می‌افتد. یهودی دزدی که در محله‌‌های فقیرنشین لندن بر دزدان و فواحش پادشاهی می‌کند... تا امروز، نزدیک به 20 بار و با فیلمنامه‌های متفاوت بر روی پرده سینما و تلویزیون رفته است... الیور به اشتباه به جای دزد دستگیر شده است و مالباخته که شخصی فرهیخته است با قاضی دادگاه درباره‌ی حقوق متهم جدل می‌کند. طنز تلخ دیکنز در نقد دستگاه قضایی... خدا رو شکر کن که این کتابفروش ازت شکایت نکرد! ...