مجموعه کتاب‌ها و نسخه‌های خطی نادری که اولین بار توسط همسر شارلوت برونته جمع‌آوری شد، نزدیک به یک قرن از دید عموم دور بوده است.

شعرهای دست‌نویس امیلی برونته

به گزارش کتاب نیوز به نقل از ایبنا، یکی از نسخ خطی بسیار نادر از شعرهای امیلی برونته با اصلاحاتی که خواهرش شارلوت با مداد روی آنها انجام داده قرار است به عنوان بخشی از «کتابخانه گمشده» که نزدیک به یک قرن دور از دید عموم بوده، به حراج گذاشته شود.

این مجموعه توسط آرتور بل نیکولز، همسر شارلوت، جمع‌آوری شده که از میان شش فرزند برونته طولانی‌ترین عمر را داشت و سال ۱۸۵۵ در ۳۸ سالگی از دنیا رفت. نیکولز بخش عمده نسخ خطی به جای مانده از برونته را در سال ۱۸۹۵ به توماس جیمز وایز، کتاب‌باز بدنام و جعل‌کننده آثار ادبی فروخت. آلفرد و ویلیام لاو، برادران مجموعه‌داری که در ۲۰ مایلی خانه خانواده برونته در هاورث زندگی می‌کردند، بعدها بخشی از میراث این خانواده ازجمله دست‌نویس‌ شعرهای امیلی و نسخه حاشیه‌نویسی شده «تاریخچه پرندگان انگلیسی» را که در رمان «جین ایر» جاودانه شد، از وایز گرفتند.

کتابخانه برادران لاو در هارسفیلد هاوث در سال ۱۹۳۹ با مرگ آلفرد لاو، برادرزاده و وارثشان، از دسترس عموم خارج شد و حتا دانشگاهیان هم اجازه دسترسی به آن را نداشتند.

سخنگوی حراج‌خانه ساتبیز که قرار است ماه جولای بیش از ۵۰۰ نسخه خطی، چاپ اول کتاب‌ها و نامه‌های کتابخانه هارسفیلد را به حراج بگذارد گفت: «در ۹۰ سال اخیر تنها یک یا دو محقق توانستند به اطلاعات بسیار محدودی از این کتابخانه دسترسی پیدا کنند، بنابراین اساسا تنها دو فرد زنده ممکن است بعضی از این‌ها را دیده باشند.»

ساتبیز دست‌نویس ۲۹ شعر از امیلی را بسیار نادر توصیف کرد و ارزش آن را بین ۸۰۰ هزار تا ۱.۲ میلیون پوند ارزیابی کرد. این حراج‌خانه گفت:‌ «این مهم‌ترین دست‌نویس از امیلی برونته است که تا کنون وارد بازار شده و بااختلاف قابل ملاحظه‌ترین نسخه خطی است که در دست مقامی غیررسمی باقی مانده است. می‌توان گفت تقریبا چیزی از امیلی به جا نمانده. او اساسا «بلندی‌های بادگیر» را نوشت و بعد بدون هیچ ردی جهان را ترک گفت. حتا هیچ نامه‌ای هم از او وجود ندارد، زیرا کسی را نداشت که با او نامه‌نگاری کند.»

این تنها دست‌نویس باقی‌مانده است که برخی از مشهورترین اشعار امیلی را در بر می‌گیرد و در مقدمه نسخه سال ۱۸۵۰ «بلندی‌های بادگیر» که توسط شارلوت نوشته شد به آن اشاره شد. شارلوت نوشت: «نگاهی به آن انداختم و چیزی بیش از شگفتی مرا فراگرفت، عمیقا معتقدم این‌ها تراوشات ذهنی معمولی نیستند و هیچ شباهتی به شعرهایی که زنان می‌نویسند ندارند. به گوش من آنها موسیقی خاص و عجیبی دارند -مالیخولیایی، حزن‌آور و تعالی‌بخش.»

دکتر گابریل هیتون، متخصص دست‌نویس‌های تاریخی و ادبی حراجی ساتبیز گفت:‌ «عشق ما به آثار خواهران برونته بسیار به زندگی آنها وابسته است. این دست‌نوشته‌ها خلاقیت آنها در زمینه وجودی‌شان را برای خواننده به ارمغان می‌آورد. من همواره در حال کار با دست‌نوشته‌های ادبی هستم و امیلی برونته کسی نیست که هرگز انتظار دیدنش را داشته باشید، چون تعداد کمی از دست‌نویس‌هایش نجات پیدا کرده‌اند. بنابراین داشتن چنین چیزی بسیار هیجان‌انگیز است.»

در کتابخانه هارسفیلد که توسط نسل‌های مختلف خانواده لاو نگهداری شده همچنین نسخه خانواده برونته از «تاریخچه پرندگان انگلیسی» توماس بِویک وجود دارد که حاشیه‌نویسی‌های پدرشان، پاتریک برونته، در آن به چشم می‌خورد. این نسخه خانوادگی با طراحی‌های مدادی که توسط یکی از فرزندان برونته کشیده شده با قیمت راهنمای ۳۰ تا ۵۰ هزار پوند به حراج گذاشته می‌شود.

علاوه بر مجموعه‌ای از یادداشت‌های رد و بدل شده میان اَن و امیلی، ساتبیز همچنین نامه‌ای از شارلوت به ناشرش، جرج اسمیت، را به حراج می‌گذارد که در آن به نقدهای پیرامون «جین ایر» می‌پردازد.

این حراج‌ها به همراه دست‌نویس‌هایی از رابرت برنز و والتر اسکات در سه حراجی در ساتبیز انجام می‌شود که از ماه جولای آغاز خواهد شد. هیتون گفت: «این مجموعه چهره‌ای بی‌نظیر از احساسات یکی از بزرگ‌ترین خانواده‌های مجموعه‌دار که کمتر شناخته شده‌اند از دوران طلایی جمع‌آوری کتاب ترسیم می‌کند. وقتی این کتابخانه در دهه ۱۹۳۰ از دید عموم غایب شد، بسیاری تصور می‌کردند که ناپدید شده و حالا بازگرداندن آن برای طیف گسترده‌تری از مخاطبان اتفاق چشمگیری است.»

................ هر روز با کتاب ...............

20 سال پیش خانه در دامنه‌ی آتشفشان کردیم؛ بدان امید که چشم بر حقیقت بگشاییم... شرح همسایگی خاکستر و دود و آتش؛ نه گفتنی ست، نه خواندنی؛ که ما این خانه‌ی دور از نفت! به شوق و رغبت برگزیده بودیم و هیچ منت و ملامتی بر هیچ دولت و صنف و حزب و نماینده‌ای نداشتیم و نداریم ...
او اگرچه همچون «همینگوی»، روایتگری را مقدم بر توصیف‌گری «زولا» قرار می‌دهد، اما این روایتگری کاملا «ایرانیزه» و بومی شده است... نویسنده با تشخص‌بخشی به کلیسای «تارگمانچاتس» از این بنا، یک شخصیت تاریخی در داستان می‌آفریند، شخصیتی ارمنی! در قلب تهران... ملک بدرقه، شکارچی کلمات مقدس و فاتحه‌های سرگردان است، ملکی که مأمور است فاتحه‌های فرستاده‌شده و سرگردان را برای افراد بی‌وارث و بد‌وراث شکار کند ...
او «آدم‌های کوچک کوچه»ــ عروسک‌ها، سیاه‌ها، تیپ‌های عامیانه ــ را از سطح سرگرمی بیرون کشید و در قامت شخصیت‌هایی تراژیک نشاند. همان‌گونه که جلال آل‌احمد اشاره کرد، این عروسک‌ها دیگر صرفاً ابزار خنده نبودند؛ آنها حامل شکست، بی‌جایی و ناکامی انسان معاصر شدند. این رویکرد، روایتی از حاشیه‌نشینی فرهنگی را می‌سازد: جایی که سنت‌های مردمی، نه به عنوان نوستالژی، بلکه به عنوان ابزاری برای نقد اجتماعی احیا می‌شوند ...
زمانی که برندا و معشوق جدیدش توطئه می‌کنند تا در فرآیند طلاق، همه‌چیز، حتی خانه و ارثیه‌ خانوادگی تونی را از او بگیرند، تونی که درک می‌کند دنیایی که در آن متولد و بزرگ شده، اکنون در آستانه‌ سقوط به دست این نوکیسه‌های سطحی، بی‌ریشه و بی‌اخلاق است، تصمیم می‌گیرد که به دنبال راهی دیگر بگردد؛ او باید دست به کاری بزند، چراکه همانطور که وُ خود می‌گوید: «تک‌شاخ‌های خال‌خالی پرواز کرده بودند.» ...
پیوند هایدگر با نازیسم، یک خطای شخصی زودگذر نبود، بلکه به‌منزله‌ یک خیانت عمیق فکری و اخلاقی بود که میراث او را تا به امروز در هاله‌ای از تردید فرو برده است... پس از شکست آلمان، هایدگر سکوت اختیار کرد و هرگز برای جنایت‌های نازیسم عذرخواهی نکرد. او سال‌ها بعد، عضویتش در نازیسم را نه به‌دلیل جنایت‌ها، بلکه به این دلیل که لو رفته بود، «بزرگ‌ترین اشتباه» خود خواند ...