در بریتانیا در سال 2020 حدود دو سوم از فروش کتاب در این کشور مربوط به خریدهای آنلاین از فروشگاه‌های کتاب بوده است.

خرید آنلاین از فروشگاه‌های کتاب

به گزارش کتاب نیوز به نقل از ایبنا، طبق گزارش کانال‌ها و شرکت‌های توزیع‌کننده کتاب در بریتانیا در سال 2020 حدود دو سوم از فروش کتاب در این کشور مربوط به خریدهای آنلاین از فروشگاه‌های کتاب بوده است که البته آمازون سهم عمده‌‌ای در این میان داشته است. آخرین گزارش اتحادیه ناشران بین‌الملل (IPA) در نمایشگاه فرانکفورت نشان می‌دهد که بیشتر کتاب‌های فروخته‌شده در سال 2020 از طریق سایت‌های آنلاین بوده است.

آمار و ارقام ارائه‌شده از سوی انجمن ناشران نشان می‌دهد در سال ۲۰۲۰ فروش کتاب‌های داستانی در بریتانیا با ۱۶ درصد افزایش از ۵۷۱ میلیون پوند به ۶۸۸ میلیون پوند رسید. این افزایش درحالی اتفاق افتاده که در سال ۲۰۲۰، دوره‌ای که کتابفروشی‌ها در بریتانیا به دلیل کرونا ماه‌ها تعطیل شده بودند فروش کتاب‌های چاپی با ۶ درصد کاهش به ۳.۴ میلیارد پوند رسید.

فروش کتاب‌های غیرداستانی در سال ۲۰۲۰ نیز با ۴ درصد افزایش همراه بوده است تا آمار فروش به یک میلیارد پوند برسد. همچنین فروش کتاب‌های کودک با ۲ درصد افزایش ۳۹۶ میلیون پوند شد. بیشترین افزایش به کتاب‌های صوتی تعلق دارد که در سال ۲۰۲۰ در مقایسه با سال ۲۰۱۹ افزایش ۳۷ درصدی داشته است. در مجموع درآمد فروش کتاب در این سال ۷ درصد افزایش داشته است.

................ هر روز با کتاب ...............

جنگیدن با فرهنگ کار عبثی است... این برادران آریایی ما و برادران وایکینگ، مثل اینکه سحرخیزتر از ما بوده‌اند و رفته‌اند جاهای خوب دنیا مسکن کرده‌اند... ما همین چیزها را نداریم. کسی نداریم از ما انتقاد بکند... استالین با وجود اینکه خودش گرجی بود، می‌خواست در گرجستان نیز همه روسی حرف بزنند...من میرم رو میندازم پیش آقای خامنه‌ای، من برای خودم رو نینداخته‌ام برای تو و امثال تو میرم رو میندازم... به شرطی که شماها برگردید در مملکت خودتان خدمت کنید ...
اگر بخواهم فیلمی بسازم که بگویم دروغ چیز بدی است باور نمی‌کنند، چون دروغ یک امر جاری در این مملکت است. قبحش از بین رفته... ما بچه‌مسلمان بودیم. اما می‌گفتند این مسلمان نیست... وقتی به آدمی که در کار سینماست می‌گویند اجازه کار نداری، یعنی با شکنجه او را می‌کشند... می‌توانند من را زمین بزنند اما نمی‌توانند من را روی زمین نگه دارند، من بلند می‌شوم... فردین عاشقانه مردم را دوست داشت ...
غالباً خشونتِ خود را زیر نام «دفاع از خود» پنهان می‌کنند. باتلر می‌پرسد: این «خود» کیست که حق دارد برای دفاع از بقای خود، دیگری را نابود کند؟ او پیشنهاد می‌دهد که ما باید «خود» را نه به عنوان یک فردِ مجزا، بلکه به عنوان بخشی از یک کلِ پیوسته تعریف کنیم. اگر من به تو آسیب بزنم، درواقع به ساختاری که بقای خودم به آن وابسته است آسیب زده‌ام ...
20 سال پیش خانه در دامنه‌ی آتشفشان کردیم؛ بدان امید که چشم بر حقیقت بگشاییم... شرح همسایگی خاکستر و دود و آتش؛ نه گفتنی ست، نه خواندنی؛ که ما این خانه‌ی دور از نفت! به شوق و رغبت برگزیده بودیم و هیچ منت و ملامتی بر هیچ دولت و صنف و حزب و نماینده‌ای نداشتیم و نداریم ...
او اگرچه همچون «همینگوی»، روایتگری را مقدم بر توصیف‌گری «زولا» قرار می‌دهد، اما این روایتگری کاملا «ایرانیزه» و بومی شده است... نویسنده با تشخص‌بخشی به کلیسای «تارگمانچاتس» از این بنا، یک شخصیت تاریخی در داستان می‌آفریند، شخصیتی ارمنی! در قلب تهران... ملک بدرقه، شکارچی کلمات مقدس و فاتحه‌های سرگردان است، ملکی که مأمور است فاتحه‌های فرستاده‌شده و سرگردان را برای افراد بی‌وارث و بد‌وراث شکار کند ...