چاپ سوم «هنر به منزله تجربه» [Art as experience] اثر جان دیویی [John Dewey] با ترجمه مسعود علیا منتشر شد. این کتاب مهم‌ترین متن پراگماتیستی در حوزه زیبایی شناسی و فلسفه هنر است.

هنر به منزله تجربه [Art as experience] جان دیویی [John Dewey]

به گزارش کتاب نیوز به نقل از مهر، نشر ققنوس سومین چاپ کتاب «هنر به منزله تجربه»را با شمارگان ۶۶۰ نسخه، ۵۱۶ صفحه و بهای ۷۵ هزار تومان منتشر کرد. چاپ نخست این کتاب سال ۱۳۹۱ با شمارگان هزار و ۶۵۰ نسخه و بهای ۲۲ هزار تومان و چاپ دوم (پیشین) آن سال ۱۳۹۳ با شمارگان هزار و ۱۰۰ نسخه و بهای ۳۲ هزار تومان در دسترس مخاطبان قرار گرفت.

«هنر به منزله تجربه» ۱۴ فصل دارد که عناوین آنها به ترتیب عبارتند از: «موجود زنده»، «موجود زنده و چیزهای اثیری»، «به دست آوردن تجربه‌ای واحد»، «عمل بیان»، «عین بیانگر»، «ماده و فرم»، «تاریخ طبیعی فرم»، «سازمان یافتگی نیروها»، «ماده مشترک هنرها»، «ماده گوناگون هنرها»، «سهم بشری»، «به چالش خواندن فلسفه»، «نقد و ادراک» و «هنر و تمدن».

این کتاب با توجه به نظام فکری و معرفتی خالق آن، جان دیویی، بررسی و تحلیل هنر از منظر پراگماتیستی است و یکی از مهمترین متون زیبایی‌شناسی پراگماتیستی و بنا بر نظر بسیاری از منتقدان سرآغازی بر زیبایی‌شناسی پراگماتیستی محسوب می‌شود. بنابر پیشگفتار جان دیویی، این کتاب در اصل سلسله درسگفتارهای او در دانشگاه هاروارد درباره فلسفه هنر بود. متاسفانه این کتاب با تمام اهمیتی که دارد چندان دیده نشد و مورد استقبال قرار نگرفت و شاید یکی از دلایل این بی‌توجهی عدم شهرت یا رجوع به آرا و افکار دیویی در ایران باشد.

دیویی در این کتاب میان هنر و زندگی فاصله چندانی قایل نشده است. از منظر او هنر و زندگی مقولاتی جدا از هم نیستند. بنابراین هنر و هرگونه تجربه زیباشناسانه را باید در متن زندگی دنبال کرد. به همین جهت دیویی در این کتاب بر این نکته تاکید می‌کند که هیچ مفهوم از پیش تعیین شده‌ای برای بهره‌مندی از زندگی لازم نیست. این خود زندگی است که زندگی را توضیح و توجیه می‌کند. نگاه دیویی به فلسفه به طور کل خاص است. به باور وی، فلسفه باید به عنوان روشی برای آموزش مردمسالاری و مسایل زندگی قلمداد شود.

................ هر روز با کتاب ...............

زن با وقاحتی بی‌اندازه و خشمی غرورآمیز با کلفتش حرف می‌زند: «بروید عقب. شما بوی حیوانات طویله را می‌دهید... نوبت به کلفت می‌رسد و او با همان خشونت خشماگین و باورنکردنی، بیزاری خود را از وضع زندگی‌اش ابراز می‌دارد. درست در لحظه‌ای که به اوج خشم و خروش رسیده است و گویی می‌خواهد اربابش را خفه کند، ناگهان صدای زننده و بی‌موقع ساعت شماطه بلند می‌شود. بازی به پایان می‌رسد... محبت سطحی و ارزان‌یافته و تفقدآمیز خانم خانه هیچ مرهمی بر دل چرکین آنها نمی‌نهد ...
در دادگاه طلاق هفتمین زنش حضور دارد... هر دو ازدواج‌های متعدد کرده‌اند، شکست‌های عاطفی خورده‌اند و به دنبال عدالت و حقیقتند... اگر جلوی اشتهاتون به زن‌ها رو نگیرین بدجوری پشیمون می‌شین... اشتتلر تا پایان داستان، اشتهایش را از دست نداد، ترفیع شغلی نگرفت و پشیمان هم نشد... دیگر گاوصندوق نمی‌دزدند بلکه بیمه را گول می‌زنند و با ساختن صحنه تصادف، خسارت می‌گیرند... صاحب‌منصب‌ها و سیاستمداران، پشت ویترین زندگی‌شان، قانون و عدالت را کنار می‌گذارند ...
زنی خوش‌پوش و آراسته که خودش را علاقه‌مند به مجلات مد معرفی می‌کند... از تلاش برای به قدرت رسیدن تا همراهی برای در قدرت ماندن... قانون برای ما، تصمیم حزب است... پژوهشگرانی که در رساله‌های علمی به یافته‌های دانشمندان غربی ارجاع می‌دادند به «دادگاه‌های شرافت» سپرده می‌شدند... دریافت جایزه خارجی باعث سوءتفاهم بین مردم کشور می‌شد... ماجرای ویلایی که با پول دولت ساخت همه‌ خدمات او به حزب را محو کرد... سرنوشت تلخ او خودکشی ست ...
روابط متقابل زردشتیان و مسلمانان... ادبیات پیش‌گویانه با ایجاد مشابهت‌هایی میان تولد و زندگی‌نامه‌ی محمد[ص]، زردشت و شاهان ایرانی برقراری روابط اجتماعی میان دو گروه را آسان‌تر کرد... پیروزی مسلمانان تجلی لطف خداوند توصیف می‌شد و هر شکست زردشتیان گامی به سوی آخرالزمان... از مهمترین علل مسلمان شدن زردشتیان: ایمان خالصانه به اسلام، باور به اینکه پیروزی‌های اعراب اعتبار اسلام را تأیید می‌کند، به‌دست آوردن آزادی(اسیران)، تهدید به مرگ، انگیزه‌های مالی و اجتناب از پرداخت خراج ...
جنبش‌های اجتماعی نوعی همبستگی اجتماعی به ارمغان می‌آورند که می‌توانند فرصتی برای احیای دو عنصر کلیدی حیات مبتنی بر سرمایه اجتماعی ـ یعنی ارزش‌های مشترک و ارتباطات بیشتر ـ فراهم کند... «اجتماع» عرصه‌ای است که نه منافع فردی در آن سیطره دارد، نه فرد در جمع ذوب شده است... سه‌ضلع دولت، بازار و اجتماع سرنوشت جامعه را رقم می‌زنند... برخورد انحصارگرایانه گروه‌های مذهبی نسبت به سکولارها در داخل و دین‌ستیزی بنیادگراهای سکولار در خارج کشور، منازعه‌ای برابر نیست ...