چاپ دوم ترجمه «تحقیق ما لِلهند» ابوریحان بیرونی اثر منوچهر صدوقی سها یکی از اتفاقات خوب عرصه کتاب و نشر بود؛ چراکه نه فقط کتاب اصلی از آثار بسیار مهم تاریخ ادیان و مردم نگاری سنت اسلامی است، بلکه با ترجمه‌ای دقیق و قابل اتکا زیور طبع پوشیده است.

تحقیق ما للهند ابوریحان بیرونی اثر منوچهر صدوقی سها

همانند ترجمه‌ها از انگلیسی به فارسی که گاهی «سقیمش» از «صحیحش» بیشتر است، ترجمه از عربی به فارسی هم چنین مسئله‌ای دارد، تا جایی که گاه رجوع به اصل کتاب برای خواننده ساده تر و مفیدتر است. در این کلمات نگاهی خواهیم انداخت به این کتاب عظیم و مهم.

حال چون در اینجا قصد معرفی ترجمه یک کتاب را داریم، ناگزیر باید هم کتاب را معرفی کنیم و هم به ترجمه و خصوصیات آن بپردازیم. از طرف دیگر، نه فقط کتاب تحقیق ماللهند یکی از کتاب‌های بسیار مهم تاریخ تفکر در ایران است بلکه ترجمه حاضر نیز یکی از بهترین ترجمه‌ها در نوع خود است و این هر دو، ادای حق کتاب و ترجمه را به نحو شایسته دشوار می‌کند. ابتدا نگاهی خواهیم انداخت به خود کتاب ماللهند و سپس به معرفی ترجمه خواهیم پرداخت.

برخی کتاب‌ها یگانه‌اند و تکرار نشدنی؛ برخی از آنها حتی در زمان خود یگانه بوده‌اند. کتاب «تحقیق مالِلهند» (پژوهش در آنچه از هند است) ابوریحان بیرونی یکی از این کتاب‌ها است. دایره المعارفی غنی از معارف هند، همراه با تاریخ فرهنگی هند و ادیان هند. او تقریباً هرچه درباره هند قابل تحقیق بوده است، جمع آوری کرده است.

اگرچه گفتیم دایره المعارف است، و به حق چنین است، اما این کتاب یکی از اولین کتاب‌های مردم نگاری اسلامی است؛ یکی از بهترین کتاب‌های این حوزه. اهمیت کتاب فقط به غنا و وسعت اطلاعات آن نیست بلکه ویژگی‌های مهم دیگری دارد که آن را یگانه می‌کند.

مهمترین ویژگی آن پس از جامعیت، بی طرفی و داخل نکردن قضاوت‌ها و پیش فرض‌های مولف در شرح خود است؛ هرچند، همانطور که خود تذکر داده است، گاهی قضاوتی کرده است، اما این قضاوت خود بخشی از وصف است، چنانکه در ابتدا اوضاع عمومی و گرایش افکار عمومی آنها را وصف می‌کند که تنها خود را عالم و آگاه می‌دانند، و تنها شهرهای خود را آباد می‌دانند و تنها نژاد خود را نژاده می‌دانند و تنها دین، دین آنان است (ص. 26). اما هرگاه نیازی نبوده است تا داوری خود بگوید، تنها به ذکر و وصف بی طرفانه واقعیت پرداخته است.

در واقع، ابوریحان هدف خود از تالیف این کتاب را شرح منصفانه آنچه از هند است عنوان کرده است؛ چراکه پیشینیان وی یا راه انصاف نپیموده‌اند یا منابعشان نادرست و سقیم بوده است. ابوریحان خود زبان هندی یاد گرفته است و در آنجا به سفر و سیاحت پرداخته است و این کتاب دستاورد آن است.

تحقیق ماللهند 80 باب و یک مقدمه یا دیباچه دارد؛ موضوعات آن از یک مقدمه کلی درباره هند شروع می‌شود و سپس به بحث از خداشناسی در هند، اعتقاد به موجودات عقلی و حسی، تعلق نفس به ماده، تناسخ و رهایی از دنیا تا اعتقادات نجومی ، علوم ، فرهنگ روزمره آنها و حتی بازی‌ها و نام روزها و شب‌ها و اوقات و ایام ادامه می‌یابد.

اغلب اطلاعات آن دست اول و موثق است که کمتر بر اساس شنیده‌های نامطمئن و دست دوم است. گرایش اصلی ابو ریحان وصف منصفانه است و گاهی موضوعات و مسائل هند را با یونانیان و دیگر ملل مقایسه کرده است.

این کتاب تنها مناسب محققان تاریخ ادیان یا علاقه مندان به تاریخ و فرهنگ و دین هند نیست، بلکه گریزهای ابوریحان به مسائل تطبیقی و اشاره‌های پرمعنای او به موضوعات مهم، مانند اشاره به ابوالعباس ایرانشهری، و یا منشاء و ریشه واژه «صوفی»، و امثال آن سبب می‌شود که خواندن آن برای علاقه‌مندان و محققان تاریخ و فرهنگ ایران و به طور عام سنت اسلامی ناگزیر باشد.

آنچه که مدّ نظر ماست ترجمه بخش اول کتاب است به فارسی که توسط استاد منوچهر صدوقی سها منتشر شده است. پیشتر گفته شد که کتاب ابوریحان این اقبال را داشته است که توسطی فردی آگاه به زبان عربی و مسلط بر تاریخ ادیان و سنت اسلامی ترجمه شود. ترجمه حاضر از جهت صحیح بودن کاملاً قابل قبول و دقیق است، در عین حال که تحت اللفظی نیست و زبان ترجمه نیز فارسی معیار است.

خواننده خود می‌بیند که مترجم از سبکی از نوشتار بهره گرفته است که می‌توان آن را فخیم دانست؛ یعنی در عین حال که ترجمه پایبند به متن است، سبک ترجمه چنان جذاب و محکم است که گویی اصل کتاب فارسی بوده است.

این ویژگی در بسیاری از ترجمه‌ها دیده نمی‌شود؛ زیرا مترجمان گاهی ترجمه تحت اللفظی را ترجیح می‌دهند و در ضمن آن بسیاری از قواعد زبان مبدا بر زبان مقصد تحمیل می‌شود، و در طرف دیگر، مترجمانی هستند که قواعد زبان مقصد را رعایت می‌کنند اما از متن اصلی بسیار دور می‌شوند و ترجمه آنها وفادار به متن نیست. در ترجمه حاضر هیچ کدام از این دو شق رخ نداده است و این بر جذابیت کتاب می‌افزاید.

از جهت دیگر، گفته شد که ترجمه حاضر بخش اول کتاب است، در واقع دیباچه و 30 فصل اول کتاب که از نظر حجم تقریباً نیمی از کتاب است؛ 49 فصل کتاب باقی می‌ماند. اما این مسئله تقریباً قابل چشم پوشی است چون هر کس که نظری به فصول کتاب بیندازد می‌بیند که مسائل کلیدی و مهم درباره عقاید و فرهنگ در همان نیمه ابتدایی کتاب، حتی شاید بتوان گفت در 20 فصل اول، آمده است.

بسیاری از مسائل مهم و چشمگیری که خواننده باید بداند در همین ترجمه حاضر آمده است، خصوصاً وصفی کامل و شامل از دین هندو و عبادت‌ها و مناسک هندیان. در طرف دیگر، هیچ ترجمه جامع تری موجود نیست. مرحوم استاد اکبر دانا سرشت بخش‌های نخستین کتاب را در سال 1334 ترجمه و چاپ کرده است اما این فصول در واقع چند فصل اول است و کلاً 68 صفحه چاپی است؛ این ترجمه مقدم بر چاپ حاضر است اما کمتر از آن است.

همچنین، استاد غلامرضا اعوانی دو فصل اولیه کتاب را ترجمه و به سال 1355 در نشریه جاویدان خرد (ش 3) منتشر کرده است، که این ترجمه هم تنها دو فصل اول بدون دیباچه است. ترجمه تحقیق ما للهند اثر منوچهر صدوقی سها در طبع اول به سال 1362 توسط پژوهشگاه علوم انسانی فعلی (موسسه مطالعات و تحقیقات فرهنگی) منتشر شد و طبع مجدد آن توسط انتشارات سورا در 250 صفحه و با قیمت 70 هزار تومان چاپ شده است.

................ تجربه‌ی زندگی دوباره ...............

معمار چین نوین است... افراطیونِ طرفدار انقلاب فرهنگی و جوخه‌های خاص آنها علاوه بر فحاشی در مطبوعاتِ تحت امر، به فرزندان او که در دانشگاه درس می‌خواندند حمله بردند و یکی از آنها را از پنجره به بیرون انداختند که منجر به قطع نخاع او شد... اولین و مهمترین درخواست او از آمریکایی‌ها (پس از توافق) نه وام بود و نه تجهیزات و نه تجارت، بلکه امکان اعزام دانشجو به دانشگاه‌های معتبر آمریکایی بود... می‌دانست عمده تغییرات، تدریجی است و رفتار پرشتاب، ممکن است نتیجه عکس دهد ...
بازی‌های معمول در مدرسه مجاز بود، ولی اگر خدای ناکرده کسی سوت می‌زد، واویلا بود... جاسوسی و خبرچینی از بچه‌ها و معلمان نزد مدیریت مدرسه معمول بود... تعبد و تقید خود نسبت به مذهب را به تقید به سازمان تبدیل کردند... هم عرفان توحیدی دارد، هم مارکسیستی است، هم لنینیستی، هم مائوئیستی، هم توپاماروبی و هم چه‌گوارایی...به این نتیجه رسیدند که مبارزه با مجاهدین و التقاط آنان مهم‌تر از مبارزه با سلطنت پهلوی است ...
تلاش و رنج یک هنرمند برای زندگی و ارائه هنرش... سلاح اصلی‌اش دوربین عکاسی‌اش بود... زندانی‌ها هویت انسانی خود را از دست می‌دادند و از همه‌چیز تهی می‌شدند... وقتی تزار روسیه «یادداشت‌هایی از خانه مردگان» را مطالعه کرد گریه‌اش گرفت و به دستور او تسهیلاتی برای زندان‌های سیبری قایل شدند... نخواستم تاریخ‌نگاری مفصلی از اوضاع آن دوره به دست بدهم... روایت یک زندگی ست، نه بیان تاریخ مشروطیت... در آخرین لحظات زیستن خود تبدیل به دوربین عکاسی شد ...
هجوِ قالیباف است... مدیرِ مطلوبِ سیستم... مدیری که تمامِ بهره‌اش از فرهنگ در برداشتی سطحی از دو مفهومِ «توسعه» و «مذهب» خلاصه می‌شود... لیا خودِ امیرخانی‌ست که راوی‌اش این‌بار زن شده‌است تا برای تهران مادری کند؛ برای پسربچه‌ی معصومی که پیرزنی بدکاره است در یک بن‌بستِ سی‌ساله... ما را به جنگِ اژدها می‌برد امّا می‌گوید تمامِ سلاحم «چتربازی» است و «شاش بچّه» و... کارنامه‌ی امیرخانی و کارنامه‌ی جمهوری اسلامی بهترین نشان‌دهنده‌ی تناقض در مسئله‌شان است ...
بازخوانی ماجراهای چپ مارکسیست- لنینیست که از دهه ۲۰ در ایران ریشه دواند... برای انزلی و بچه‌های بندرپهلوی تاریخ می‌نویسد... تضاد عشق و ایدئولوژی در دوران مبارزه... گاهی قلم داستان‌نویسانه‌اش را زمین می‌گذارد و می‌رود بالای منبر وعظ. گاهی لیدر حزب می‌شود و می‌رود پشت تریبون. گاه لباس نصیحت‌گری می‌پوشد... یکی از اوباش قبل از انقلاب عضو کمیته می‌شود... کتاب پر است از «خودانتقادی» ...