پیدایش تاریخی اتحادیه‌ها، به خصوص اتحادیه‌های کارگری، در کشورهای صنعتی اروپا و آمریکا از جنبه‌های مختلف در متون متعددی بررسی شده است. در کتاب «فریادرسان مردم و اتحادیه‌های کارگری»  [Tribunes of the people and the trade unions] تداوم آن پیدایش تاریخی در پرتو جریانات اجتماعی کنونی به صورت فشرده بررسی می‌شود.

فریادرسان مردم و اتحادیه‌های کارگری»  [Tribunes of the people and the trade unions]

به گزارش کتاب نیوز به نقل از ایبنا، کتاب «فریادرسان مردم و اتحادیه‌های کارگری» نوشته کارل مارکس، وی. آی. لنین، لئون تروتسکی، فارل دابز و جک بارنز با ترجمه شقایق فرامرزی از سوی انتشارات طلایه پُرسو منتشر شد. سرمایه‌داری انحصاری، کمتر و کمتر حاضر است خود را با استقلال اتحادیه‌های کارگری تطابق دهد. او از بوروکراسی رفرمیستی و اشرافیت کارگری، که ریزه‌خوار خوان او هستند، می‌خواهد که در برابر چشمان کارگران، تبدیل به پلیس سیاسی او بشوند. اگر این هدف به دست نیاید، بوروکراسی کارگری از صحنه کنار زده می‌شود و فاشیست‌ها جایگزین آن می‌شوند. همچنین تمام تلاش‌های اشرافیت کارگری برای خدمت به امپریالیسم، نمی‌تواند آن‌ها را در درازمدت از نابودی در امان دارد.

کتاب «فریادرسان مردم و اتحادیه‌های کارگری» با مقدمه‌ای از جک بارنز آغاز می‌شود و 4 فصل اصلی دارد که فریادرسان مردم، اتحادیه‌های کارگری در عصر زوال امپریالیستی، در مینیاپولیس ما شروع کردیم تا به همه‌ کشور نشان دهیم، اتحادیه‌های کارگری: گذشته، اکنون و آینده‌ی آن‌ها را شامل می‌شود.

جک بارنز در «مقدمه» کتاب مطرح می‌کند که جنبش اتحادیه‌ای را در ایالات متحده بیشتر آن‌هایی رهبری می‌کنند که با احزاب امپریالیستی، به خصوص حزب دموکرات عجین شده‌اند و استقلال طبقاتی کارگران را مخدوش می‌کنند. او می‌نویسد: نحوه‌ی نگرش مقامات اتحادیه‌های کارگری به بیشتر کارگران در صفوف اتحادیه و اکثریت گسترده‌ی زحمت‌کشان خارج از اتحادیه به گونه‌ای است که آنان را «زباله» می‌پندارند هم آنان که امروز رهبران حزب دموکرات آن‌ها را به بیان تحقیرآمیزی «رقت‌انگیزان» می‌نامند... دستیابی به استقلال طبقاتی از طریق مقامات اتحادیه‌ها، چه زن و چه مرد، که آرزوی سبک زندگی، آسایش و ارزش‌های اخلاقی اقشار بالای طبقه‌ی متوسط را دارند، غیرممکن است. اقشاری که باور دارند «هوش برتر» و موقعیت اجتماعی به آن‌ها اجازه داده است. زندگی بقیه‌ ما را «تنظیم» کنند. این به اصطلاح شایسته‌سالاری بر تفکر سیاسی لیبرالی در ایالات متحده تسلط دارد. تسمه‌ انتقالی این تسلط رسانه‌ها، حرفه‌های ممتاز، مقامات دولتی، آموزش عالی، «غیرانتفاعی»ها و عناصر دیگری هستند که برای ساختن شبکه‌ای از نهادهای ضروری برای حکومت سرمایه‌داری لازمند.

در عین حال نویسندگان نیاز مبرم و اهمیت نیاز مبرم و اهمیت اتحادیه‌ها را رد نمی‌کنند. بارنز، بر پایه تجربیات مبارزات سال‌های 1930 تاکنون در ایالات متحده، می‌نویسد: «اما، با یک رهبری مبارز- طبقاتی بسیار قابل، با یک رهبری پرولتاریایی که اجتماعی می‌اندیشد و سیاسی عمل می‌کند، اتحادیه‌ها می‌توانند به شهرهای کوچک‌تر و شهرستان‌ها توجه کرده، کارگران و متحدانشان را در آنجاها سازماندهی کنند-زن و مرد، زحمت‌کشان با هر رنگ پوست، ملیت، زبان مادری، وضعیت قانونی مهاجرتی و مذهب....»

بخشی از تجربیات مندرج در کتاب شورش تیمسترها: فصلی از تاریخ اتحادیه‌ها در آمریکا اثر فارل دابز نیز در این کتاب آورده شده است. دابز، رهبر مرکزی اتحادیه در سال‌های 1930 در شهر مینیاپولیس بود. گزیده‌ای از این تجربیات و همچنین مبارزه موفقیت‌آمیز در اواخر آن دهه برای مقابله با حملات گروه‌های فاشیستی، که بر اثر بحران شدید اقتصاد در کشورهای صنعتی سرمایه‌داری داشتند جان می‌گرفتند، بخشی از کتاب را تشکیل می‌دهد.

«فریادرسان مردم و اتحادیه‌های کارگری» همه‌ نشانه‌های سرکوب سرمایه‌داری را به کار می‌گیرد تا توضیح دهد چرا این کارگران و متحدان ما هستند که –در مسیر مبارزه توسط اتحادیه‌ها و فراتر از آن- بنیان‌های جهانی نه بر مبنای خشونت و رقابت، بلکه بر مبنای همبستگی بین زحمت‌کشان سراسر جهان را پی‌ریزی می‌‌کنند.

کتاب «فریادرسان مردم و اتحادیه‌های کارگری» تالیف کارل مارکس، وی. آی. لنین، لئون تروتسکی، فارل دابز و جک بارنز و ترجمه شقایق فرامرزی در 200 صفحه، شمارگان 500 نسخه و بهای 40 هزار تومان از سوی انتشارات طلایه پُرسو منتشر شد.

................ هر روز با کتاب ...............

پس از ۲۰ سال به موطن­‌شان بر می­‌گردند... خود را از همه چیز بیگانه احساس می‌­کنند. گذشت روزگار در بستر مهاجرت دیار آشنا را هم برای آنها بیگانه ساخته است. ایرنا که که با دل آکنده از غم و غصه برگشته، از دوستانش انتظار دارد که از درد و رنج مهاجرت از او بپرسند، تا او ناگفته‌­هایش را بگوید که در عالم مهاجرت از فرط تنهایی نتوانسته است به کسی بگوید. اما دوستانش دلزده از یک چنین پرسش­‌هایی هستند ...
ما نباید از سوژه مدرن یک اسطوره بسازیم. سوژه مدرن یک آدم معمولی است، مثل همه ما. نه فیلسوف است، نه فرشته، و نه حتی بی‌خرده شیشه و «نایس». دقیقه‌به‌دقیقه می‌شود مچش را گرفت که تو به‌عنوان سوژه با خودت همگن نیستی تا چه رسد به اینکه یکی باشی. مسیرش را هم با آزمون‌وخطا پیدا می‌کند. دانش و جهل دارد، بلدی و نابلدی دارد... سوژه مدرن دنبال «درخورترسازی جهان» است، و نه «درخورسازی» یک‌بار و برای همیشه ...
همه انسان‌ها عناصری از روباه و خارپشت در خود دارند و همین تمثالی از شکافِ انسانیت است. «ما موجودات دوپاره‌ای هستیم و یا باید ناکامل بودن دانشمان را بپذیریم، یا به یقین و حقیقت بچسبیم. از میان ما، تنها بااراده‌ترین‌ها به آنچه روباه می‌داند راضی نخواهند بود و یقینِ خارپشت را رها نخواهند کرد‌»... عظمت خارپشت در این است که محدودیت‌ها را نمی‌پذیرد و به واقعیت تن نمی‌دهد ...
در کشورهای دموکراتیک دولت‌ها به‌طور معمول از آموزش به عنوان عاملی ثبات‌بخش حمایت می‌کنند، در صورتی که رژیم‌های خودکامه آموزش را همچون تهدیدی برای پایه‌های حکومت خود می‌دانند... نظام‌های اقتدارگرای موجود از اصول دموکراسی برای حفظ موجودیت خود استفاده می‌کنند... آنها نه دموکراسی را برقرار می‌کنند و نه به‌طور منظم به سرکوب آشکار متوسل می‌شوند، بلکه با برگزاری انتخابات دوره‌ای، سعی می‌کنند حداقل ظواهر مشروعیت دموکراتیک را به دست آورند ...
نخستین، بلندترین و بهترین رمان پلیسی مدرن انگلیسی... سنگِ ماه، در واقع، الماسی زردرنگ و نصب‌شده بر پیشانی یک صنمِ هندی با نام الاهه ماه است... حین لشکرکشی ارتش بریتانیا به شهر سرینگاپاتام هند و غارت خزانه حاکم شهر به وسیله هفت ژنرال انگلیسی به سرقت رفته و پس از انتقال به انگلستان، قرار است بر اساس وصیت‌نامه‌ای مکتوب، به دخترِ یکی از اعیان شهر برسد ...