نشر افکار «بهار و خزان تهران: از نخست‌وزیری علی امینی تا انحلال جبهه ملی دوم» اثر رسول مهربان را منتشر کرده است.

بهار و خزان تهران: از نخست‌وزیری علی امینی تا انحلال جبهه ملی دوم رسول مهربان

به گزارش کتاب نیوز به نقل از ایبنا، بنا به یادداشت ناشر بر این مجموعه، «رسول مهربان در سال 1314 در بندرانزلی متولد شد. آموزش ابتدایی و متوسطه را در انزلی و رشت گذراند و سپس به تشویق خانواده مذهبی خود برای آموزش علوم مذهبی به قم رفت و به حوزه درسی مرحوم آیت‌الله سیدعلی‌اکبر برقعی راه یافت. در سال‌های اوج نهضت ملی‌کردن نفت و جنبش دموکراسی‌خواهی دولت ملی دکتر محمد مصدق، وارد فعالیت‌های جدی اجتماعی و سیاسی شد و در روزنامه‌های قم و تهران مقاله‌هایی نوشت. در ادامه فعالیت سیاسی، به «حزب ایران» و پس از شکست نهضت ملی، به «نهضت مقاومت ملی» و سپس «جبهه ملی دوم» پیوست. مدتی منشی اللهیار صالح، رهبر جبهه ملی دوم، بود و در انتخابات دوره بیستم مجلس شورای ملی، سخنگوی ستاد انتخاباتی او شد. در آن دوران طولانی پرتلاطم همواره در کنار اللهیار صالح قرار داشت و از نزدیک شاهد مذاکرات و مباحثات رهبران جبهه ملی دوم بود. این تجربیات اجتماعی و سیاسی پشتوانه پژوهش‌های تاریخی او در سال‌های آتی شدند؛ آثاری چند در تشریح شکست نهضت ملی و علل صعود و سقوط آن که از جمله می‌­توان از «بررسی احزاب بورژوازی لیبرال» و «گوشه‌­هایی از تاریخ معاصر ایران» نام برد.»

بر اساس این مقدمه، «بهار و خزان تهران» هفتمین جلد از مجموعه‌ای با همان عنوان «گوشه­‌هایی از تاریخ معاصر ایران» است که پیش از این جلد هشتم آن با عنوان «اصلاحات ارضی» (جلد ششم در چاپ اول و دوم ویرایش نخست) منتشر شده است. نگارش مجلدات دیگر این مجموعه ادامه دارد و حوادث دوران محمدرضاپهلوی را از شهریور 1320 تا بهمن 1357 روایت خواهد کرد.

«بهار و خزان تهران: از نخست‌وزیری علی امینی تا انحلال جبهه ملی دوم» در 400 صفحه در قطع رقعی به بهای 105000 تومان منتشر شده است. از این مجموعه، چاپ سوم «اصلاحات ارضی» نیز به زودی منتشر خواهد شد.

................ هر روز با کتاب ...............

جنگیدن با فرهنگ کار عبثی است... این برادران آریایی ما و برادران وایکینگ، مثل اینکه سحرخیزتر از ما بوده‌اند و رفته‌اند جاهای خوب دنیا مسکن کرده‌اند... ما همین چیزها را نداریم. کسی نداریم از ما انتقاد بکند... استالین با وجود اینکه خودش گرجی بود، می‌خواست در گرجستان نیز همه روسی حرف بزنند...من میرم رو میندازم پیش آقای خامنه‌ای، من برای خودم رو نینداخته‌ام برای تو و امثال تو میرم رو میندازم... به شرطی که شماها برگردید در مملکت خودتان خدمت کنید ...
اگر بخواهم فیلمی بسازم که بگویم دروغ چیز بدی است باور نمی‌کنند، چون دروغ یک امر جاری در این مملکت است. قبحش از بین رفته... ما بچه‌مسلمان بودیم. اما می‌گفتند این مسلمان نیست... وقتی به آدمی که در کار سینماست می‌گویند اجازه کار نداری، یعنی با شکنجه او را می‌کشند... می‌توانند من را زمین بزنند اما نمی‌توانند من را روی زمین نگه دارند، من بلند می‌شوم... فردین عاشقانه مردم را دوست داشت ...
غالباً خشونتِ خود را زیر نام «دفاع از خود» پنهان می‌کنند. باتلر می‌پرسد: این «خود» کیست که حق دارد برای دفاع از بقای خود، دیگری را نابود کند؟ او پیشنهاد می‌دهد که ما باید «خود» را نه به عنوان یک فردِ مجزا، بلکه به عنوان بخشی از یک کلِ پیوسته تعریف کنیم. اگر من به تو آسیب بزنم، درواقع به ساختاری که بقای خودم به آن وابسته است آسیب زده‌ام ...
20 سال پیش خانه در دامنه‌ی آتشفشان کردیم؛ بدان امید که چشم بر حقیقت بگشاییم... شرح همسایگی خاکستر و دود و آتش؛ نه گفتنی ست، نه خواندنی؛ که ما این خانه‌ی دور از نفت! به شوق و رغبت برگزیده بودیم و هیچ منت و ملامتی بر هیچ دولت و صنف و حزب و نماینده‌ای نداشتیم و نداریم ...
او اگرچه همچون «همینگوی»، روایتگری را مقدم بر توصیف‌گری «زولا» قرار می‌دهد، اما این روایتگری کاملا «ایرانیزه» و بومی شده است... نویسنده با تشخص‌بخشی به کلیسای «تارگمانچاتس» از این بنا، یک شخصیت تاریخی در داستان می‌آفریند، شخصیتی ارمنی! در قلب تهران... ملک بدرقه، شکارچی کلمات مقدس و فاتحه‌های سرگردان است، ملکی که مأمور است فاتحه‌های فرستاده‌شده و سرگردان را برای افراد بی‌وارث و بد‌وراث شکار کند ...