کتاب «مارشال اروین رومل» نوشته لویی سُورِل با ترجمه امیرهوشنگ کاووسی توسط نشر گویا منتشر و راهی بازار نشر شد.

به گزارش مهر، کتاب «مارشال اروین رومل (سالار نبرد صحرا)» برای اولین‌بار در سال ۶۴ توسط این ناشر عرضه شد و چاپ فعلی‌اش در واقع چاپ سوم آن محسوب می‌شود.

اروین رومل یکی از چهره‌های معروف و محبوب جنگ جهانی دوم است. این فیلدمارشال آلمانی بین مردم آلمان و البته دشمنان این کشور یعنی متفقین دارای احترام بود. علت این احترام نیز رفتار منصفانه و اخلاق‌مدارانه با زیردستان و اسرای جنگی بود. رومل به‌دلیل فرماندهی خوب، ابتکارات و موفقیت‌های درخشان در نبرد آفریقا و فرانسه با لقب «روباه صحرا» شناخته می‌شود.

در ماه‌های پایانی جنگ جهانی دوم که عده‌ای از ژنرال‌های ارتش و درجه‌داران آلمانی در پی کودتا و براندازی حکومت هیتلر بودند، رومل نیز با آن‌ها موافقت کرد. البته او موافق کشتن هیتلر نبود و بیشتر در پی دستگیری و تحویل او بود. اما با شکست عملیات والکری یعنی توطئه ترور هیتلر با بمب سرهنگ کلاوس فون اشتافنبرگ (از نیروهای رومل در آفریقا)، برخی از متهمان زیر بازجویی، نام رومل را به زبان آوردند و همین‌باعث شد ژنرال محبوب تبدیل به ژنرال مغضوب شود. به همین‌دلیل رومل ناچار به خودکشی با خوردن کپسول سیانور شد؛ به‌شرطی که امنیت خانواده‌اش تضمین شود.

لویی سورل نویسنده کتاب «مارشال اروین رومل» اهل فرانسه است. او از نیروهای مبارز فرانسوی بود که علیه اشغال آلمان‌ها جنگید. با این‌حال او ژنرال اروین رومل را ستایش می‌کند. همچنین لیدل هارت دیگر نویسنده و محقق که اهل انگلستان است و بسیاری از هموطنانش توسط نیروهای رومل کشته شدند، از ستایش‌کنندگان اوست. هر دو پژوهشگر بر این باورند که رومل سربازی شرافتمند بوده که از حدود مرزهای مقررات جنگ پا را فراتر نگذاشت و تنها به سرنوشت آلمان و مردمش می‌اندیشید.

عناوین بخش‌های مختلف این کتاب به‌ترتیب عبارت است از: دوران پرسعادت جوانی، جنگ رومل را به‌عنوان یک فرمانده لایق شناساند، دوران بعد از جنگ جهانی اول تا به قدرت رسیدن هیتلر، رومل و هیتلر، رخنه در موز، یورش به غرب، رخنه به منطقه سُم، مقاومت قهرمانانه در سن والری آنکو، جنگ در صحرا، رومل در لیبی، نخستین حمله رومل، طبرق خاری در پای فاتح، حمله اوچین لک، یک جنگ جوانمردانه، حمله دوم رومل، بیرحکیم، العلمین، رومل ضد هیتلر گردید، صحنه‌سازی مسخره و فجیع مرگ رومل.

امیرهوشنگ کاووسی مترجم این کتاب را عموماً به‌عنوان کارگردان و منتقد فیلم می‌شناسند اما او آثار ترجمه هم در کارنامه دارد و این کتاب را سال ۶۴ به نشر گویا سپرد. «مارشال اروین رومل» در سال ۶۴ با تیراژ ۳ هزار نسخه چاپ شد. کاووسی متولد سال ۱۳۰۱ و درگذشته به سال ۱۳۹۲ است.

در قسمتی از این کتاب می‌خوانیم:

برای اینکه هجوم آغازشده توسط وی‌ول شانس موفقیت را داشته باشد، لازم بود آلمانی‌ها غافلگیر شوند. اما در ۱۱ ژوئن، نیروی هوایی آلمان به رومل خبر داد که نیروهای کمکی در پشت خطوط بریتانیایی‌ها پیاده شده‌اند و همچنین نقل و انتقالاتی توسط واحدهای دور انجام گرفته است. فرمانده آفریکا کورپس فوری واکنش نشان داده فرمان صادرکرد که لشگر پنجم سبک از جبهه طبرق کنار کشیده شود و از آن پس یک نیروی ذخیره متحرک آماده دخالت در جبهه سولوم به شمار آید. در این هنگام لشگر پانزدهم تانک مامور سولوم بود. رومل می‌گوید:

«در ۱۵ ژوئن، حدود ساعت ۴ صبح، دشمن در آن واحد از سوی بلندی‌ها و دشت کناره دریا حمله را آغاز کرد و موانع ما را در جنوب شرقی و در جنوب سولوم منهدم کرد. نخستین گزارش‌ها توضیح می‌داد که گرچه دشمن سریعاً زمینه را به دست می‌آورد اما برای ما اوضاع خوشبینانه پیش می‌رود. انگلیسی‌ها پس از ساعت ۹، عزم تصرف کاپوتزورا کردند. حمله متقابل به لشگر پانزدهم نمی‌توانست آغاز گردد مگر با روشن شدن کامل اوضاع.

«دشمن نیروهای بسیار مهمی را در فاصله سیدی عمر و کاپوتزو گرد آورده بود تا با یک حمله متمرکز در جهت شمال، لشگر پانزدهم زرهی ما را تار و مار کند.»
در روز یکشنبه ۱۵ ژوئن، کاپوتزو مرکز نبرد شدیدی شد و انگلیسی‌ها آن را تصرف کردند.
اینک تابلویی دوزخی از آن معرکه: حمله به گذرگاه هالفایا که به سولوم منتهی می‌گردید با تانک‌های انگلیسی (مارک॥) انجام گرفت. این تانک‌ها بدون آگاهی به سوی یک میدان مین پیش می‌رفتند.

چاپ جدید این کتاب با ۲۹۶ صفحه، شمارگان ۵۰۰ نسخه و قیمت ۳۸ هزار تومان منتشر شده است.

رمان به نظر من جعل است. جعل تاریخ، جعل زمان و... شما در رمان به کمک جعل است که یک دنیای متفاوت می‌سازید... پدرم اگرچه نمازش را همیشه به‌جا می‌آورد و حتی نماز شب هم می‌خواند، اما هیچ‌گاه پیشانی‌اش پینه نبست!... پاورقی‌خوان قهاری می‌شود. امیرعشیری، منوچهر مطیعی، ارونقی کرمانی... بهرام صادقی را اصلا قبول ندارد و می‌گوید که اصفهانی‌ها او را به ناحق برکشیده‌اند. به نویسندگی آل‌احمد اعتقادی ندارد و او را یک مقاله‌نویس سیاسی می‌داند ...
اگر جنگ برای مردم خاصه مردمِ رشت -که داستان در آنجا روایت می‌شود- فقر و بدبختی و قحط‌سالی به بار آورده است، اما این دو برادر سرشار از نعمت‌اند... احمدگل با رفتنش به دیدار ارباب دختر خودش را هم قربانی می‌دهد... کوته‌بینی و خودرأیی میرزا کوچک خان مانع این می‌شود که جنبش جنگل به انقلاب منجر شود... وارثان بی‌ثباتی‌های سیاسی و جنبش‌های ناکام بیش از هرکس فقرا هستند... داستان پُر از سبک زندگی است؛ سبک زندگی اواخر قرن گذشته ...
هیچ خبری از حجاب راهبه‌ها و سوگند خوردنشان نیست، درعوض آیرا از سنت روایت پیکارسک استفاده می‌کند... مرا آماده کرده‌اند که فرشته‌ باشم، فرشته‌ نگهبان همه‌ مجرمان، دزدها و قاتلان... این کارهای خوبی که در تنهایی و خیالاتش انجام می‌دهد، سزار را تبدیل به راهبه می‌کند. ولی، در زندگی واقعی، او یک دروغگوی قهار است... رمز و راز دروغگوی خوب‌ بودن را فاش می‌کند: «باید خیلی قانع‌کننده وانمود کنی که چیزهای واضح را نمی‌دانی.» ...
متوجه ماده‌مگس جوانی شد که در مرز میان پوره و سس نشسته بود... پوست آبدار و سبزش، بانشاط زیر نور خورشید می‌درخشید... دور کمرش چنان شکننده و ظریف بود که گویا می‌توانست با سبک‌ترین نسیم بشکند... جابه‌جایی حشره و انسان و توصیفات آبدار و تنانه از مگس علاوه بر شوخی شیطنت‌آمیز پلوین با توصیفات رمان‌‌های احساساتی و حتی کلاسیک، کاریکاتورگونه‌ای است گروتسک از وضعیت بشر ...
سیر آفاق و انفس مردی جوان و آمریکایی به‌نام لاری برای یافتن معنای زندگی است که از غرب تا شرق عالم را طی می‌کند... تحت تاثیر زیبایی او نمی‌تواند بدی‌هایش را ببیند... زنی سطحی، حسود و کینه‌توز است... به نظر من آن‌ها که می‌گویند عشق بدون شهوت می‌تواند وجود داشته باشد، چرند می‌گویند. وقتی مردم می‌گویند بعد از آنکه شهوت مرد، عشق هنوز زنده است، دارند از چیز دیگری صحبت می‌کنند که عشق نیست، انس و مهر و همخویی و عادت است ...