کتاب «عاشورات» شامل روایتی از واقعه عاشورا اثر امیر خداوردی توسط انتشارات کتابستان منتشر و راهی بازار نشر شد.

عاشورات»  روایتی از واقعه عاشورا امیر خداوردی

به گزارش کتاب نیوز به نقل از مهر، این کتاب برگرفته از تفسیر طبری، روض‌الجنانِ ابوالفتوح رازی، کشف‌الاسرارِ میبدی، و فیض‌الدموع نوشته‌ی ملأ محمدابراهیم نواب تهرانی است.

امیر خداوردی پس از یک دهه حضور فعال در عرصه رمان‌نویسی در کتاب «عاشورات» به داستان حسین بن‌علی (ع) پرداخته است و روایتی مختصر و بی‌حاشیه در سبک و زبانی ادبی و خوش‌خوان پیش روی مخاطب گذاشته است.

محتوای کتاب «عاشورات» برگرفته از لهوف نوشته سید بن‌طاووس و الإرشاد نوشته شیخ مفید، و تاریخ الأُمم نوشته محمد بن‌جریر طبری است. نویسنده در این کتاب تلاش کرده است در ارائه داستان کربلا از فرم ویژه‌ای بهره برد که در نوع خود کم‌نظیر است و متون مقدس، خصوصاً اناجیل اربعه یادآوری کند.

در بخشی از متن این کتاب می‌خوانیم:

و من با مالک بن‌نضر اَرحبی بودم که بر حسین وارد شدیم. بر او سلام کردیم و نزد وی در خیمه نشستیم. خیر مقدم گفت و سبب پرسید که به کربلا چه می‌کنیم؟
گفتیم: آمده‌ایم تا سلامی تو را گوییم و عافیت از خدای برای تو طلبیم و دیدار تازه کنیم، و از اخبار مردمان تو را باز گوییم که ایشان بر جنگ با تو متفق‌اند، رأی تو چیست؟
گفت: خدای مرا بس است و هم او نیک نگاه‌بان من است.
پس ما شرم حضور داشتیم، برخاستیم و حسین را دعای خیر گفتیم.
گفت: شما را چه از یاری من باز می‌دارد؟

این کتاب با ۱۰۷ صفحه و قیمت ۶۰ هزار تومان عرضه شده است.

................ هر روز با کتاب ................

جنگیدن با فرهنگ کار عبثی است... این برادران آریایی ما و برادران وایکینگ، مثل اینکه سحرخیزتر از ما بوده‌اند و رفته‌اند جاهای خوب دنیا مسکن کرده‌اند... ما همین چیزها را نداریم. کسی نداریم از ما انتقاد بکند... استالین با وجود اینکه خودش گرجی بود، می‌خواست در گرجستان نیز همه روسی حرف بزنند...من میرم رو میندازم پیش آقای خامنه‌ای، من برای خودم رو نینداخته‌ام برای تو و امثال تو میرم رو میندازم... به شرطی که شماها برگردید در مملکت خودتان خدمت کنید ...
اگر بخواهم فیلمی بسازم که بگویم دروغ چیز بدی است باور نمی‌کنند، چون دروغ یک امر جاری در این مملکت است. قبحش از بین رفته... ما بچه‌مسلمان بودیم. اما می‌گفتند این مسلمان نیست... وقتی به آدمی که در کار سینماست می‌گویند اجازه کار نداری، یعنی با شکنجه او را می‌کشند... می‌توانند من را زمین بزنند اما نمی‌توانند من را روی زمین نگه دارند، من بلند می‌شوم... فردین عاشقانه مردم را دوست داشت ...
غالباً خشونتِ خود را زیر نام «دفاع از خود» پنهان می‌کنند. باتلر می‌پرسد: این «خود» کیست که حق دارد برای دفاع از بقای خود، دیگری را نابود کند؟ او پیشنهاد می‌دهد که ما باید «خود» را نه به عنوان یک فردِ مجزا، بلکه به عنوان بخشی از یک کلِ پیوسته تعریف کنیم. اگر من به تو آسیب بزنم، درواقع به ساختاری که بقای خودم به آن وابسته است آسیب زده‌ام ...
20 سال پیش خانه در دامنه‌ی آتشفشان کردیم؛ بدان امید که چشم بر حقیقت بگشاییم... شرح همسایگی خاکستر و دود و آتش؛ نه گفتنی ست، نه خواندنی؛ که ما این خانه‌ی دور از نفت! به شوق و رغبت برگزیده بودیم و هیچ منت و ملامتی بر هیچ دولت و صنف و حزب و نماینده‌ای نداشتیم و نداریم ...
او اگرچه همچون «همینگوی»، روایتگری را مقدم بر توصیف‌گری «زولا» قرار می‌دهد، اما این روایتگری کاملا «ایرانیزه» و بومی شده است... نویسنده با تشخص‌بخشی به کلیسای «تارگمانچاتس» از این بنا، یک شخصیت تاریخی در داستان می‌آفریند، شخصیتی ارمنی! در قلب تهران... ملک بدرقه، شکارچی کلمات مقدس و فاتحه‌های سرگردان است، ملکی که مأمور است فاتحه‌های فرستاده‌شده و سرگردان را برای افراد بی‌وارث و بد‌وراث شکار کند ...