کتاب «پایداری هویت ایرانی زیر سیطره مغول» نوشته مهشید گوهری کاخکی از سوی نشر سخن منتشر شد. در این کتاب کوشیده شده ابعاد گوناگون هویت ملی و ایرانی در آثار منظوم دوره ایلخانی بررسی شود.

پایداری هویت ایرانی زیر سیطره مغول مهشید گوهری کاخکی

به گزارش کتاب نیوز به نقل از ایبنا، دوره ایلخانی به دلیل احیاء و استمرار هویت ایرانی و اندیشه ایران‌شهری از اهمیت ویژه‌ای برخوردار است. می‌توان گفت پس از سقوط ساسانیان، برای نخستین بار در عصر ایلخانی بود که بستر و زمینه مناسب برای بازنمایی جنبه‌های گوناگون هویت ایرانی فراهم گردید. این موضوع در آثار تاریخی منثور و منظوم این دوره به‌ویژه شاهنامه‌های تاریخی انعکاس یافته است. عصر ایلخانی یکی از مهم‌ترین دوره‌های شاهنامه‌سرایی محسوب می‌شود؛ منظومه‌های تاریخی ارزشمندی در این دوره پدید آمده و موضوع هویت در این تاریخ‌های منظوم با تأکید و تصریح بیشتری نسبت به تاریخ‌های منثور بیان شده است.

در این کتاب کوشیده شده ابعاد گوناگون هویت ملی و ایرانی در آثار منظوم دوره ایلخانی بررسی شود تا مشخص شود شاعران این منظومه‌ها چقدر در خدمت نهادهای قدرت بودند و تا چه اندازه در راستای تثبیت و استمرار مؤلفه‌های ایرانی حرکت کردند. هدف اصلی پژوهش، بررسی مسئله هویت ایرانی و مشروعیت‌بخشی به نهاد قدرت در تاریخ‌های منظومی است که در دوره ایلخانی، یعنی از زمان ورد هولاکوخان به ایران و تأسیس سلسله ایلخانی تا مرگ ابوسعید در دربار حاکمان این سلسله سروده شده است. همایون‌نامه، شهنامه چنگیزی، ظفرنامه حمدالله مستوفی و شهنشاه‌نامه تبریزی نخستین حماسه‌های تاریخی موجود بعد از شاهنامه فردوسی و تنها تاریخ‌های منظومی هستند که در دوره تاریخی موردنظر در دربار ایلخانان سروده شده است. بنابراین این چهار منظومه، پیکره متنی اصلی این پژوهش را شکل می‌دهد.

در فصل اول به قمدمه و کلیات پژوهش پرداخته شده و مسئله تحقیق، پیشینه، روش کار و پیکره متنی پژوهش شرح داده شده است. در فصل دوم پس از ذکر مقدمه‌ای درباره پیشینه هویت، سازه‌های هویت ایرانی در چهار بخش جغرافیایی (برجسته‌سازی نام ایران و ایران‌زمین در عصر ایلخانی و انطباق محدوده حکمرانی ایلخانان با قلمرو ایران باستان)، سیاسی (بازنمایی صفات شاه آرمانی ایران‌زمین در چهره حاکمان مغول)، دینی (خلق چهره‌ای مقدس و دیندار از مغولان و ایلخانان از طریق ارتباط متافیزیکی و اسلام‌پناهی آنها) و فرهنگی (میزان توجه به آیین‌ها، سنت‌ها و فرهنگ ایرانی و زبان فارسی) در چهار منظومه حماسی ـ تاریخی مهم عصر ایلخانی بررسی و تحلیل شده است.

در فصل سوم چگونگی روایت حوادث تاریخی مهم دوره مغول و ایلخانی شامل حمله چنگیزخان مغول به ایران، فتح قلاع اسماعیلیه و نابودی خلافت عباسی به دست هولاکوخان، خصومت و درگیری‌ها با خاندان جوچی و جغتای و نبرد با ممالیک مصر و شام در چهار منظومه بررسی و با یکدیگر مقایسه شده است تا روند تبدیل مغولان مهاجم به ایلخانان پاسدار ایران‌زمین بهتر آشکار شود؛ با بررسی انگیزه و عوامل روی‌دادن این وقایع و چگونگی توصیف مغولان، ایلخانان و دشمنان آنها، نگرش هر یک از این شاعران نسبت به این حوادث و رویکرد ایران‌گرایانه آنها بهتر آشکار می‌شود.

کتاب «پایداری هویت ایرانی زیر سیطره مغول» نوشته مهشید گوهری کاخکی در 390 صفحه، شمارگان 1100 نسخه و بهای 220 هزار تومان از سوی نشر سخن منتشر شد.

................ هر روز با کتاب ...............

20 سال پیش خانه در دامنه‌ی آتشفشان کردیم؛ بدان امید که چشم بر حقیقت بگشاییم... شرح همسایگی خاکستر و دود و آتش؛ نه گفتنی ست، نه خواندنی؛ که ما این خانه‌ی دور از نفت! به شوق و رغبت برگزیده بودیم و هیچ منت و ملامتی بر هیچ دولت و صنف و حزب و نماینده‌ای نداشتیم و نداریم ...
او اگرچه همچون «همینگوی»، روایتگری را مقدم بر توصیف‌گری «زولا» قرار می‌دهد، اما این روایتگری کاملا «ایرانیزه» و بومی شده است... نویسنده با تشخص‌بخشی به کلیسای «تارگمانچاتس» از این بنا، یک شخصیت تاریخی در داستان می‌آفریند، شخصیتی ارمنی! در قلب تهران... ملک بدرقه، شکارچی کلمات مقدس و فاتحه‌های سرگردان است، ملکی که مأمور است فاتحه‌های فرستاده‌شده و سرگردان را برای افراد بی‌وارث و بد‌وراث شکار کند ...
او «آدم‌های کوچک کوچه»ــ عروسک‌ها، سیاه‌ها، تیپ‌های عامیانه ــ را از سطح سرگرمی بیرون کشید و در قامت شخصیت‌هایی تراژیک نشاند. همان‌گونه که جلال آل‌احمد اشاره کرد، این عروسک‌ها دیگر صرفاً ابزار خنده نبودند؛ آنها حامل شکست، بی‌جایی و ناکامی انسان معاصر شدند. این رویکرد، روایتی از حاشیه‌نشینی فرهنگی را می‌سازد: جایی که سنت‌های مردمی، نه به عنوان نوستالژی، بلکه به عنوان ابزاری برای نقد اجتماعی احیا می‌شوند ...
زمانی که برندا و معشوق جدیدش توطئه می‌کنند تا در فرآیند طلاق، همه‌چیز، حتی خانه و ارثیه‌ خانوادگی تونی را از او بگیرند، تونی که درک می‌کند دنیایی که در آن متولد و بزرگ شده، اکنون در آستانه‌ سقوط به دست این نوکیسه‌های سطحی، بی‌ریشه و بی‌اخلاق است، تصمیم می‌گیرد که به دنبال راهی دیگر بگردد؛ او باید دست به کاری بزند، چراکه همانطور که وُ خود می‌گوید: «تک‌شاخ‌های خال‌خالی پرواز کرده بودند.» ...
پیوند هایدگر با نازیسم، یک خطای شخصی زودگذر نبود، بلکه به‌منزله‌ یک خیانت عمیق فکری و اخلاقی بود که میراث او را تا به امروز در هاله‌ای از تردید فرو برده است... پس از شکست آلمان، هایدگر سکوت اختیار کرد و هرگز برای جنایت‌های نازیسم عذرخواهی نکرد. او سال‌ها بعد، عضویتش در نازیسم را نه به‌دلیل جنایت‌ها، بلکه به این دلیل که لو رفته بود، «بزرگ‌ترین اشتباه» خود خواند ...