کتاب «پانصد گفتار در باب دیپلماسی» (دو زبانه) نوشته دکتر حمید زنگنه در 176 صفحه از سوی انتشارات میزان وارد بازار نشر شده است.
این کتاب با هدف جمع آوری گفتارهایی ارزشمند از زبان سیاستمداران و برخی دانشمندان علوم مختلف در اهمیت مفاهیم مرتبط با دیپلماسی تهیه و تدوین شده است و با نقل این گفتارها، چشم اندازی از دیدگاه‌های مطرح در سطح بین‌المللی به این مفاهیم را ارائه می‌دهد. دیدگاه‌های ارائه شده در این کتاب، گاه در مقابل همدیگر هستند، هدف آن بوده است که تنوع هم نشان داده شود.

پانصد گفتار در باب دیپلماسی» (دو زبانه) نوشته دکتر حمید زنگنه

دیگر منفعت مطالعه این کتاب دو زبانه، یادگیری کلمات و جملات ارزشمند و کاربردی در محیط‌های دیپلماتیک به دو زبان فارسی و انگلیسی است. استفاده از متن انگلیسی و ترجمه آن می‌تواند برای دانشجویان رشته‌های روابط بین‌الملل، حقوق بین‌الملل و دیگر رشته‌های مرتبط با دیپلماسی و سازمان‌های بین‌المللی نیز مفید باشد.

چینش مفاهیم، به ترتیب حروف الفبا تنظیم شده است و در بیان نقل قول‌ها در زیرمجموعه هر مفهوم، تلاش شده است تقدم زمانی مد نظر قرار گیرد. در این کتاب مفاهیمی همچون «آپارتاید، اتحاد، اجبار، اجماع، احترام متقابل، ادب، ارزش، استثمار، اسستقلال، استعمارگری، اسلام هراسی، اشغالگری، افراط گرایی، اقتصاد جهانی، اعتماد، اقدام و تلاش، امنیت بین‌المللی، اولویت‌ها، بازارهای جهانی، بازدارندگی، بیگانه هراسی و...» مورد اشاره قرار گرفته است.

همچنین سعی شده است معرفی مختصری از هر گوینده آورده شود. البته در این معرفی، معمولاً بالاترین پست و موقعیت مرتبط با دیپلماسی درج شده است. کتاب دو پیوست دارد و شامل نمایه مفاهیم و نمایه شخصیت‌هاست. در این مجموعه، 536 گفتار در 114 مفهوم از 275 شخصیت 48 کشور جهان معرفی شده است. با توجه به این که این کتاب، دو زبانه انگلیسی و فارسی است، لذا نقل قول‌هایی انتخاب شدند که هم دسترسی به متن انگلیسی آن وجود داشته باشد و هم در راستای مفاهیم مورد نظر کتاب هستند.

اعتماد

................ تجربه‌ی زندگی دوباره ...............

غالباً خشونتِ خود را زیر نام «دفاع از خود» پنهان می‌کنند. باتلر می‌پرسد: این «خود» کیست که حق دارد برای دفاع از بقای خود، دیگری را نابود کند؟ او پیشنهاد می‌دهد که ما باید «خود» را نه به عنوان یک فردِ مجزا، بلکه به عنوان بخشی از یک کلِ پیوسته تعریف کنیم. اگر من به تو آسیب بزنم، درواقع به ساختاری که بقای خودم به آن وابسته است آسیب زده‌ام ...
20 سال پیش خانه در دامنه‌ی آتشفشان کردیم؛ بدان امید که چشم بر حقیقت بگشاییم... شرح همسایگی خاکستر و دود و آتش؛ نه گفتنی ست، نه خواندنی؛ که ما این خانه‌ی دور از نفت! به شوق و رغبت برگزیده بودیم و هیچ منت و ملامتی بر هیچ دولت و صنف و حزب و نماینده‌ای نداشتیم و نداریم ...
او اگرچه همچون «همینگوی»، روایتگری را مقدم بر توصیف‌گری «زولا» قرار می‌دهد، اما این روایتگری کاملا «ایرانیزه» و بومی شده است... نویسنده با تشخص‌بخشی به کلیسای «تارگمانچاتس» از این بنا، یک شخصیت تاریخی در داستان می‌آفریند، شخصیتی ارمنی! در قلب تهران... ملک بدرقه، شکارچی کلمات مقدس و فاتحه‌های سرگردان است، ملکی که مأمور است فاتحه‌های فرستاده‌شده و سرگردان را برای افراد بی‌وارث و بد‌وراث شکار کند ...
او «آدم‌های کوچک کوچه»ــ عروسک‌ها، سیاه‌ها، تیپ‌های عامیانه ــ را از سطح سرگرمی بیرون کشید و در قامت شخصیت‌هایی تراژیک نشاند. همان‌گونه که جلال آل‌احمد اشاره کرد، این عروسک‌ها دیگر صرفاً ابزار خنده نبودند؛ آنها حامل شکست، بی‌جایی و ناکامی انسان معاصر شدند. این رویکرد، روایتی از حاشیه‌نشینی فرهنگی را می‌سازد: جایی که سنت‌های مردمی، نه به عنوان نوستالژی، بلکه به عنوان ابزاری برای نقد اجتماعی احیا می‌شوند ...
زمانی که برندا و معشوق جدیدش توطئه می‌کنند تا در فرآیند طلاق، همه‌چیز، حتی خانه و ارثیه‌ خانوادگی تونی را از او بگیرند، تونی که درک می‌کند دنیایی که در آن متولد و بزرگ شده، اکنون در آستانه‌ سقوط به دست این نوکیسه‌های سطحی، بی‌ریشه و بی‌اخلاق است، تصمیم می‌گیرد که به دنبال راهی دیگر بگردد؛ او باید دست به کاری بزند، چراکه همانطور که وُ خود می‌گوید: «تک‌شاخ‌های خال‌خالی پرواز کرده بودند.» ...