انتشارات مانیاهنر دست به انتشار مجدد کتاب «دام‌گستران»، اثر زنده‌یاد عبدالحسین صنعتی‌زاده زده است.

دام‌گستران انتقام‌خواهان مزدک عبدالحسین صنعتی‌زاده ب

به گزارش کتاب نیوز به نقل از ایبنا، کتاب «دام‌گستران» یا «انتقام‌خواهان مزدک» اثر عبدالحسین صنعتی‌زاده با ویرایش مهدی گنجوی و مهرناز منصوری با اجازه خانواده صنعتی و بعد از گذشت صد سال از انتشار نخست آن در بمبئی، از سوی انتشارات مانیاهنر منتشر و روانه بازار شد.

ادوارد براون، مورخ و محقق تاریخ ادبیات فارسی پس از چاپ جلد اول این رمان آن را تلاشی جاه‌طلبانه برای تاسیس رمان به معنای دقیق کلمه در فارسی ارزیابی کرد.

کریستف بالایی نیز در سال‌های اخیر این رمان را در مقایسه با سایر رمان‌های اولیه‌ تاریخی در ادبیات مدرن فارسی برجسته ارزیابی کرده است و آن را محصول شناخت از رمان اروپایی و با ساختاری پیچیده می‌داند.

حوادث این رمان در سال‌های پایانی امپراطوری ساسانی در ایران می‌گذرد و در روایتی پر از حادثه و تعلیق شرح حوادث دربار ساسانی، توطئه‌های مزدکیان علیه این امپراطوری و عشق هرمزان که در این رمان شهریار ایران و پسر یزدگرد فرض شده است به دختری مزدکی و همراه شدن او با مزدکیان را روایت می‌کند.

مهدی گنجوی، ویراستار این اثر و محقق تاریخ ادبیات، این اثر را یکی از پیشگامان رمان انتقادی تاریخی معرفی کرده است. با توجه به توضیح ویراستاران، این ویرایش برمبنای مقابله دقیق و وفادارانه با چاپ اول و دوم جلد اول (منتشر شده در مطبع شرافت در بمبئی به ترتیب در سال‌های 1299 و 1302 شمسی) و جلد دوم (منتشرشده در مطبعه مجلس در تهران به سال 1304 شمسی) آماده شده است.

مهدی گنجوی و مهرناز منصوری پیش از این نیز با اجازه خانواده عبدالحسین صنعتی‌زاده پنج اثر دیگر این نویسنده‌ برجسته را بازنشر کرده بودند. از عبدالحسین صنعتی‌زاده به عنوان پیشگام رمان تاریخی و آغازگر رمان علمی-‌تخیلی و رمان آرمانشهری در ادبیات فارسی یاد می‌شود.

این کتاب در 371 صفحه و با قیمت 98000 تومان منتشر شده است.

................ هر روز با کتاب ...............

جنگیدن با فرهنگ کار عبثی است... این برادران آریایی ما و برادران وایکینگ، مثل اینکه سحرخیزتر از ما بوده‌اند و رفته‌اند جاهای خوب دنیا مسکن کرده‌اند... ما همین چیزها را نداریم. کسی نداریم از ما انتقاد بکند... استالین با وجود اینکه خودش گرجی بود، می‌خواست در گرجستان نیز همه روسی حرف بزنند...من میرم رو میندازم پیش آقای خامنه‌ای، من برای خودم رو نینداخته‌ام برای تو و امثال تو میرم رو میندازم... به شرطی که شماها برگردید در مملکت خودتان خدمت کنید ...
اگر بخواهم فیلمی بسازم که بگویم دروغ چیز بدی است باور نمی‌کنند، چون دروغ یک امر جاری در این مملکت است. قبحش از بین رفته... ما بچه‌مسلمان بودیم. اما می‌گفتند این مسلمان نیست... وقتی به آدمی که در کار سینماست می‌گویند اجازه کار نداری، یعنی با شکنجه او را می‌کشند... می‌توانند من را زمین بزنند اما نمی‌توانند من را روی زمین نگه دارند، من بلند می‌شوم... فردین عاشقانه مردم را دوست داشت ...
غالباً خشونتِ خود را زیر نام «دفاع از خود» پنهان می‌کنند. باتلر می‌پرسد: این «خود» کیست که حق دارد برای دفاع از بقای خود، دیگری را نابود کند؟ او پیشنهاد می‌دهد که ما باید «خود» را نه به عنوان یک فردِ مجزا، بلکه به عنوان بخشی از یک کلِ پیوسته تعریف کنیم. اگر من به تو آسیب بزنم، درواقع به ساختاری که بقای خودم به آن وابسته است آسیب زده‌ام ...
20 سال پیش خانه در دامنه‌ی آتشفشان کردیم؛ بدان امید که چشم بر حقیقت بگشاییم... شرح همسایگی خاکستر و دود و آتش؛ نه گفتنی ست، نه خواندنی؛ که ما این خانه‌ی دور از نفت! به شوق و رغبت برگزیده بودیم و هیچ منت و ملامتی بر هیچ دولت و صنف و حزب و نماینده‌ای نداشتیم و نداریم ...
او اگرچه همچون «همینگوی»، روایتگری را مقدم بر توصیف‌گری «زولا» قرار می‌دهد، اما این روایتگری کاملا «ایرانیزه» و بومی شده است... نویسنده با تشخص‌بخشی به کلیسای «تارگمانچاتس» از این بنا، یک شخصیت تاریخی در داستان می‌آفریند، شخصیتی ارمنی! در قلب تهران... ملک بدرقه، شکارچی کلمات مقدس و فاتحه‌های سرگردان است، ملکی که مأمور است فاتحه‌های فرستاده‌شده و سرگردان را برای افراد بی‌وارث و بد‌وراث شکار کند ...