چاپ سوم رمان «غنیمت» نوشته صادق کرمیار با طرح جلدی جدید از سوی انتشارات نیستان منتشر شد.

غنیمت صادق کرمیار

به گزارش کتاب نیوز به نقل از تسنیم،‌ چاپ اول این کتاب در سال 1389 و چاپ دوم آن به سال 1395 منتشر شده بود.

داستان این کتاب روایتگر ماجرا و اتفاقات حمله آمریکا به عراق است، از طرفی این کتاب نسبت این جنگ را با جنگ عراق علیه ایران روایت می‌کند. این کتاب موفق شد که به بخش جایزه نهایی جایزه جلال آل احمد راه یابد.

کتاب غنیمت بازگوکننده رابطه بین یک پدر و پسر است، پدری که چند سال از عمر خود را در میدان‌های جنگ و نبرد گذرانده و در مقابل پسری که با تحلیل خود از وضعیت کنونی جهان، مدافع حمله آمریکا به عراق است.

داستان اصلی کتاب غنیمت از نوروزی آغاز می‌شود که به دنبال آن آمریکا در پی حمله به عراق است. شخصیت اصلی داستان فردی به نام اصلان است، رزمنده‌ای که در جنگ و به دنبال اشغال خرمشهر همسر خود را از دست داده و از طرفی دختر کوچکش را نیز گم کرده است. به دنبال اخباری که در مورد جنگ آمریکا و عراق از تلویزیون پخش می‌شود، تصاویری از دختر گم‌شده‌اش پخش می‌گردد و چنان از دیدن دخترش و باخبر شدن از زنده بودنش شوکه شده و ناآرام می‌شود که تنها راه آرامش خود را سفر به عراق و پیدا کردن دخترش می‌بیند. همسر فعلی اصلان به رفتن وی راضی نیست.دختر و پسر اصلان هر یک از دیدگاه‌های مختلفی نسبت به جنگ برخوردار هستند و نویسنده از همین عامل برای گفتن حرف‌های خود به نحو احسن استفاده کرده است. پیمان پسر اصلان که ابتدا با نظر پدر خود در مورد حمله آمریکا به عراق موافق نیست، اما بعدها با پدر خود هم نظر شده و از نزدیک با آمریکا برخورد می‌کند.

کتاب از ضرباهنگی تند برخوردار است، به طوریکه خواننده با خواندن و شنیدن بخش ابتدایی کتاب مشتاق می‌شود تا را بخواند. داستان به شکلی روایت شده که خواننده در هر یک از بخش‌های کتاب در چیستی ادامه داستان می‌ماند، البته این به معنای گیجی و سردرگمی مخاطب نیست.

انتشارات نیستان چاپ این کتاب را در 140 صفحه به قیمت 95 هزار تومان با طرح جلدی متفاوت روانه بازار نشر کرده است.

................ هر روز با کتاب ................

جنگیدن با فرهنگ کار عبثی است... این برادران آریایی ما و برادران وایکینگ، مثل اینکه سحرخیزتر از ما بوده‌اند و رفته‌اند جاهای خوب دنیا مسکن کرده‌اند... ما همین چیزها را نداریم. کسی نداریم از ما انتقاد بکند... استالین با وجود اینکه خودش گرجی بود، می‌خواست در گرجستان نیز همه روسی حرف بزنند...من میرم رو میندازم پیش آقای خامنه‌ای، من برای خودم رو نینداخته‌ام برای تو و امثال تو میرم رو میندازم... به شرطی که شماها برگردید در مملکت خودتان خدمت کنید ...
اگر بخواهم فیلمی بسازم که بگویم دروغ چیز بدی است باور نمی‌کنند، چون دروغ یک امر جاری در این مملکت است. قبحش از بین رفته... ما بچه‌مسلمان بودیم. اما می‌گفتند این مسلمان نیست... وقتی به آدمی که در کار سینماست می‌گویند اجازه کار نداری، یعنی با شکنجه او را می‌کشند... می‌توانند من را زمین بزنند اما نمی‌توانند من را روی زمین نگه دارند، من بلند می‌شوم... فردین عاشقانه مردم را دوست داشت ...
غالباً خشونتِ خود را زیر نام «دفاع از خود» پنهان می‌کنند. باتلر می‌پرسد: این «خود» کیست که حق دارد برای دفاع از بقای خود، دیگری را نابود کند؟ او پیشنهاد می‌دهد که ما باید «خود» را نه به عنوان یک فردِ مجزا، بلکه به عنوان بخشی از یک کلِ پیوسته تعریف کنیم. اگر من به تو آسیب بزنم، درواقع به ساختاری که بقای خودم به آن وابسته است آسیب زده‌ام ...
20 سال پیش خانه در دامنه‌ی آتشفشان کردیم؛ بدان امید که چشم بر حقیقت بگشاییم... شرح همسایگی خاکستر و دود و آتش؛ نه گفتنی ست، نه خواندنی؛ که ما این خانه‌ی دور از نفت! به شوق و رغبت برگزیده بودیم و هیچ منت و ملامتی بر هیچ دولت و صنف و حزب و نماینده‌ای نداشتیم و نداریم ...
او اگرچه همچون «همینگوی»، روایتگری را مقدم بر توصیف‌گری «زولا» قرار می‌دهد، اما این روایتگری کاملا «ایرانیزه» و بومی شده است... نویسنده با تشخص‌بخشی به کلیسای «تارگمانچاتس» از این بنا، یک شخصیت تاریخی در داستان می‌آفریند، شخصیتی ارمنی! در قلب تهران... ملک بدرقه، شکارچی کلمات مقدس و فاتحه‌های سرگردان است، ملکی که مأمور است فاتحه‌های فرستاده‌شده و سرگردان را برای افراد بی‌وارث و بد‌وراث شکار کند ...