انتشارات کتاب جمکران در رمان «جواهر مصری» زندگی و رشد معنوی همسر شهیده فرعون را به قلم سعیده ملّایی روایت کرد.

جواهر مصری همسر شهیده فرعون

به گزارش کتاب نیوز به نقل از تسنیم، در طول تاریخ، زنان بافضیلت بسیاری بودند که داستان زندگی آنها الگوی انگیزشی در طول قرن‌ها مورد توجه بوده است. آسیه همسر فرعون و مادرخوانده حضرت موسی علیه‌السلام یکی از این بانوان شهیر و والامقام است. وی در دستگاه سلطنتی فرعون روح خود را پاک نگه داشت و به مقامات بالای معنوی دست یافت.

زندگی وی سراسر آموزنده و پرفراز و نشیب است. وی در اواخر عمر تحت تأثیر عظمت روحی بانو «صیّانه» آرایشگر دختر فرعون قرار گرفت و در نهایت با مقام شهادت در راه توحید از دنیا رفت.

«صیّانه» بانوی یکتاپرست و مقاومی بی‌نظیر در برابر کفر بود وبه چنان مقامی دست یافت که در روایات از وی به‌عنوان یکی از بانوان برگزیده و رجعت‌کننده در زمان ظهور امام زمان عج یاد شده است.

«جواهر مصری» مروری بر زندگی و مسیر رشد و فداکاری بانو «آسیه» و همچنین گذری بر سرنوشت بانو «صیّانه» در راه یکتاپرستی است که به قلم سعیده ملایی به رشته تحریر در آمده و انتشارات کتاب جمکران این رمان را در 176 صفحه از امروز به بازار نشر عرضه کرده است.

................ هر روز با کتاب ...............

20 سال پیش خانه در دامنه‌ی آتشفشان کردیم؛ بدان امید که چشم بر حقیقت بگشاییم... شرح همسایگی خاکستر و دود و آتش؛ نه گفتنی ست، نه خواندنی؛ که ما این خانه‌ی دور از نفت! به شوق و رغبت برگزیده بودیم و هیچ منت و ملامتی بر هیچ دولت و صنف و حزب و نماینده‌ای نداشتیم و نداریم ...
او اگرچه همچون «همینگوی»، روایتگری را مقدم بر توصیف‌گری «زولا» قرار می‌دهد، اما این روایتگری کاملا «ایرانیزه» و بومی شده است... نویسنده با تشخص‌بخشی به کلیسای «تارگمانچاتس» از این بنا، یک شخصیت تاریخی در داستان می‌آفریند، شخصیتی ارمنی! در قلب تهران... ملک بدرقه، شکارچی کلمات مقدس و فاتحه‌های سرگردان است، ملکی که مأمور است فاتحه‌های فرستاده‌شده و سرگردان را برای افراد بی‌وارث و بد‌وراث شکار کند ...
او «آدم‌های کوچک کوچه»ــ عروسک‌ها، سیاه‌ها، تیپ‌های عامیانه ــ را از سطح سرگرمی بیرون کشید و در قامت شخصیت‌هایی تراژیک نشاند. همان‌گونه که جلال آل‌احمد اشاره کرد، این عروسک‌ها دیگر صرفاً ابزار خنده نبودند؛ آنها حامل شکست، بی‌جایی و ناکامی انسان معاصر شدند. این رویکرد، روایتی از حاشیه‌نشینی فرهنگی را می‌سازد: جایی که سنت‌های مردمی، نه به عنوان نوستالژی، بلکه به عنوان ابزاری برای نقد اجتماعی احیا می‌شوند ...
زمانی که برندا و معشوق جدیدش توطئه می‌کنند تا در فرآیند طلاق، همه‌چیز، حتی خانه و ارثیه‌ خانوادگی تونی را از او بگیرند، تونی که درک می‌کند دنیایی که در آن متولد و بزرگ شده، اکنون در آستانه‌ سقوط به دست این نوکیسه‌های سطحی، بی‌ریشه و بی‌اخلاق است، تصمیم می‌گیرد که به دنبال راهی دیگر بگردد؛ او باید دست به کاری بزند، چراکه همانطور که وُ خود می‌گوید: «تک‌شاخ‌های خال‌خالی پرواز کرده بودند.» ...
پیوند هایدگر با نازیسم، یک خطای شخصی زودگذر نبود، بلکه به‌منزله‌ یک خیانت عمیق فکری و اخلاقی بود که میراث او را تا به امروز در هاله‌ای از تردید فرو برده است... پس از شکست آلمان، هایدگر سکوت اختیار کرد و هرگز برای جنایت‌های نازیسم عذرخواهی نکرد. او سال‌ها بعد، عضویتش در نازیسم را نه به‌دلیل جنایت‌ها، بلکه به این دلیل که لو رفته بود، «بزرگ‌ترین اشتباه» خود خواند ...