انتشارات کتاب جمکران در رمان «جواهر مصری» زندگی و رشد معنوی همسر شهیده فرعون را به قلم سعیده ملّایی روایت کرد.

جواهر مصری همسر شهیده فرعون

به گزارش کتاب نیوز به نقل از تسنیم، در طول تاریخ، زنان بافضیلت بسیاری بودند که داستان زندگی آنها الگوی انگیزشی در طول قرن‌ها مورد توجه بوده است. آسیه همسر فرعون و مادرخوانده حضرت موسی علیه‌السلام یکی از این بانوان شهیر و والامقام است. وی در دستگاه سلطنتی فرعون روح خود را پاک نگه داشت و به مقامات بالای معنوی دست یافت.

زندگی وی سراسر آموزنده و پرفراز و نشیب است. وی در اواخر عمر تحت تأثیر عظمت روحی بانو «صیّانه» آرایشگر دختر فرعون قرار گرفت و در نهایت با مقام شهادت در راه توحید از دنیا رفت.

«صیّانه» بانوی یکتاپرست و مقاومی بی‌نظیر در برابر کفر بود وبه چنان مقامی دست یافت که در روایات از وی به‌عنوان یکی از بانوان برگزیده و رجعت‌کننده در زمان ظهور امام زمان عج یاد شده است.

«جواهر مصری» مروری بر زندگی و مسیر رشد و فداکاری بانو «آسیه» و همچنین گذری بر سرنوشت بانو «صیّانه» در راه یکتاپرستی است که به قلم سعیده ملایی به رشته تحریر در آمده و انتشارات کتاب جمکران این رمان را در 176 صفحه از امروز به بازار نشر عرضه کرده است.

................ هر روز با کتاب ...............

جنگیدن با فرهنگ کار عبثی است... این برادران آریایی ما و برادران وایکینگ، مثل اینکه سحرخیزتر از ما بوده‌اند و رفته‌اند جاهای خوب دنیا مسکن کرده‌اند... ما همین چیزها را نداریم. کسی نداریم از ما انتقاد بکند... استالین با وجود اینکه خودش گرجی بود، می‌خواست در گرجستان نیز همه روسی حرف بزنند...من میرم رو میندازم پیش آقای خامنه‌ای، من برای خودم رو نینداخته‌ام برای تو و امثال تو میرم رو میندازم... به شرطی که شماها برگردید در مملکت خودتان خدمت کنید ...
اگر بخواهم فیلمی بسازم که بگویم دروغ چیز بدی است باور نمی‌کنند، چون دروغ یک امر جاری در این مملکت است. قبحش از بین رفته... ما بچه‌مسلمان بودیم. اما می‌گفتند این مسلمان نیست... وقتی به آدمی که در کار سینماست می‌گویند اجازه کار نداری، یعنی با شکنجه او را می‌کشند... می‌توانند من را زمین بزنند اما نمی‌توانند من را روی زمین نگه دارند، من بلند می‌شوم... فردین عاشقانه مردم را دوست داشت ...
غالباً خشونتِ خود را زیر نام «دفاع از خود» پنهان می‌کنند. باتلر می‌پرسد: این «خود» کیست که حق دارد برای دفاع از بقای خود، دیگری را نابود کند؟ او پیشنهاد می‌دهد که ما باید «خود» را نه به عنوان یک فردِ مجزا، بلکه به عنوان بخشی از یک کلِ پیوسته تعریف کنیم. اگر من به تو آسیب بزنم، درواقع به ساختاری که بقای خودم به آن وابسته است آسیب زده‌ام ...
20 سال پیش خانه در دامنه‌ی آتشفشان کردیم؛ بدان امید که چشم بر حقیقت بگشاییم... شرح همسایگی خاکستر و دود و آتش؛ نه گفتنی ست، نه خواندنی؛ که ما این خانه‌ی دور از نفت! به شوق و رغبت برگزیده بودیم و هیچ منت و ملامتی بر هیچ دولت و صنف و حزب و نماینده‌ای نداشتیم و نداریم ...
او اگرچه همچون «همینگوی»، روایتگری را مقدم بر توصیف‌گری «زولا» قرار می‌دهد، اما این روایتگری کاملا «ایرانیزه» و بومی شده است... نویسنده با تشخص‌بخشی به کلیسای «تارگمانچاتس» از این بنا، یک شخصیت تاریخی در داستان می‌آفریند، شخصیتی ارمنی! در قلب تهران... ملک بدرقه، شکارچی کلمات مقدس و فاتحه‌های سرگردان است، ملکی که مأمور است فاتحه‌های فرستاده‌شده و سرگردان را برای افراد بی‌وارث و بد‌وراث شکار کند ...