رمان «خوبی‌های خوبان» به قلم علی مؤذنی توسط انتشارات نیستان منتشر شد.

خوبی‌های خوبان علی مؤذنی

به گزارش کتاب نیوز به نقل از خبرآنلاین، موذنی نویسنده نام آشنای معاصر در سال‌های اخیر بیش از هر چیز با سبک خاص خود در داستان نویسی اجتماعی شهره شده است، سبکی که می توان او را از صاحبان انحصاری فکر و اندیشه برای ساختار دادن به آن دانست؛ داستان بلند «خوبی های خوبان» نمونه ای است تازه و در خور اعتنا از این اتفاق.

داستان حول و حوش یک گروه اجرای تئاتر می گذرد. کارگردان و نویسنده و دستیار او که دختر جوانی است صحنه گردان این داستان هستند، نمایشی با نام خوبی های خوبان که گروه به دنبال انتخاب بازیگر برای اجرای آن است.

موذنی در این داستان نخست از علاقه مندی قدیمی و همیشگی خود به تئاتر و نمایش استفاده می کند و صحنه ای را می آراید که دوستدار و شیفته آن و در عین حال متخصص در چینش آن است. او در ادامه داستان را از سه زاویه دید یعنی از زاویه نویسنده، کارگردان و دستیار او بازگو می کند، چالش ایجاد می کند و برای حل آن به سراغ روانکاوی شخصیت های داستانی خود می رود. نوعی نگاه خیر و شر را که ناشی از شخصیت آنهاست در درونش بروز و ظهور می دهد و در ادامه خواننده داستان خود را به سمت استنتاج آنچه مد نظر دارد فرا می خواند.

علی موذنی در زمره داستان نویسانی است که تکنیک را در روایت خود حل می کند. او اهل ظاهر آرایی روایی در داستان نیست و ترجیح داده با ساده ترین شکل روایت مخاطبش را راهی کش و قوسهای داستانی خود کند.

«خوبی های خوبان» برای علاقه مندان به آثار داستانی موذنی یک نمونه جذاب برای مرور تمامی این دست اتفاقات در بستر داستان نویسی و یک عاشقانه داستانی ملایم و جذاب برای علاقه مندان به روایت عاشقانه اجتماعی است. داستانی برای غلبه بر تردید و گرفتن تصمیم هایی که می تواند سرنوشت بخشی بزرگ از زندگی را تحت الشعاع خود قرار دهد.

خوبی های خوبان از علی موذنی که در ۱۶۰ صفحه رقعی با قیمت پشت جلد ۷۳۰۰۰تومان به تازگی از سوی انتشارات کتاب نیستان منتشر شده است.

................ هر روز با کتاب ...............

بی‌فایده است!/ باد قرن‌هاست/ در کوچه‌ها/ خیابان‌ها/ می‌چرخد/ زوزه می‌کشد/ و رمه‌های شادی را می‌درد./ می‌چرخم بر این خاک/ و هرچه خون ماسیده بر تاریخ را/ با اشک‌هایم می‌شویم/ پاک نمی‌شود... مانی، وزن و قافیه تنها اصولی بودند که شعر به وسیلهء آنها تعریف می‌شد؛ اما امروزه، توجه به فرم ذهنی، قدرت تخیل، توجه به موسیقی درونی کلمات و عمق نگاه شاعر به جهان و پدیده‌های آن، ورای نظام موسیقایی، لازمه‌های شعری فاخرند ...
صدای من یک خیشِ کج بود، معوج، که به درون خاک فرومی‌رفت فقط تا آن را عقیم، ویران، و نابود کند... هرگاه پدرم با مشکلی در زمین روبه‌رو می‌شد، روی زمین دراز می‌کشید و گوشش را به آنچه در عمق خاک بود می‌سپرد... مثل پزشکی که به ضربان قلب گوش می‌دهد... دو خواهر در دل سرزمین‌های دورافتاده باهیا، آنها دنیایی از قحطی و استثمار، قدرت و خشونت‌های وحشتناک را تجربه می‌کنند ...
احمد کسروی به‌عنوان روشنفکری مدافع مشروطه و منتقد سرسخت باورهای سنتی ازجمله مخالفان رمان و نشر و ترجمه آن در ایران بود. او رمان را باعث انحطاط اخلاقی و اعتیاد جامعه به سرگرمی و مایه سوق به آزادی‌های مذموم می‌پنداشت... فاطمه سیاح در همان زمان در یادداشتی با عنوان «کیفیت رمان» به نقد او پرداخت: ... آثار کسانی چون چارلز دیکنز، ویکتور هوگو و آناتول فرانس از ارزش‌های والای اخلاقی دفاع می‌کنند و در بروز اصلاحات اجتماعی نیز موثر بوده‌اند ...
داستان در زاگرب آغاز می‌شود؛ جایی که وکیل قهرمان داستان، در یک مهمانی شام که در خانه یک سرمایه‌دار برجسته و بانفوذ، یعنی «مدیرکل»، برگزار شده است... مدیرکل از کشتن چهار مرد که به زمینش تجاوز کرده بودند، صحبت می‌کند... دیگر مهمانان سکوت می‌کنند، اما وکیل که دیگر قادر به تحمل بی‌اخلاقی و جنایت نیست، این اقدام را «جنایت» و «جنون اخلاقی» می‌نامد؛ مدیرکل که از این انتقاد خشمگین شده، تهدید می‌کند که وکیل باید مانند همان چهار مرد «مثل یک سگ» کشته شود ...
معلمی بازنشسته که سال‌های‌سال از مرگ همسرش جانکارلو می‌گذرد. او در غیاب دو فرزندش، ماسیمیلیانو و جولیا، روزگارش را به تنهایی می‌گذراند... این روزگار خاکستری و ملا‌ل‌آور اما با تلألو نور یک الماس در هم شکسته می‌شود، الماسی که آنسلما آن را در میان زباله‌ها پیدا می‌کند؛ یک طوطی از نژاد آمازون... نامی که آنسلما بر طوطی خود می‌گذارد، نام بهترین دوست و همرازش در دوران معلمی است. دوستی درگذشته که خاطره‌اش نه محو می‌شود، نه با چیزی جایگزین... ...