به گزارش خبرگزاری تسنیم،‌ اولین بار سال 1394 با چاپ «7جن»، پای موجودات ماورایی به صورت جدی به ادبیات داستانی ما باز شد. داستان‌هایی که بر اساس ذائقه ایرانی‌ نوشته شده‌اند. «7جن» تا همین امروز هم در لیست پیشنهادی خوانندگان ایرانی است و بسیاری با خواندن آن کتابخوان شده‌اند. بعدها که «لو30یا» و «صخور» هم به بازار آمدند، آن تجربه‌ خوب خواندن باز هم تکرار شد!

حالا «هَ ب ذُ وَ ل» ادامه‌ همان مجموعه است. می‌گوییم مجموعه، یعنی برای این که بهتر با موضوع و شخصیت‌ و فضای کتاب آشنا شوید بهتر است تا اولین کتاب از این مجموعه، یعنی «7‌جن» را بخوانید و بعدش «لو30یا» و «صخور»!

امید کوره‌چی، با خلاقیت و ذکاوت خاصی که به خرج داده، توانسته است نظر مخاطبین زیادی را به این سری کتاب‌های خود جلب کند. داستان‌هایی فانتزی با چاشنی تخیل و با استفاده از حقایقی درباره موجودات ماوراء الطبیعه با کمک گرفتن از آیات و روایات مستند و موثق به گونه‌ای که مخاطبان علاوه بر سرگرم شدن و همراهی با کاراکترهای داستان، زوایای مختلفی از حقایق موجودات ماوراء الطبیعه را کشف کنند و نقاط تاریک ناشناخته‌ای برایشان روشن می‌شود.

امید کوره‌چی در چهارمین جلد از هفت‌گانه هفت‌جن به کویر و موجودات ماورایی آن رفته است. سه جلد قبلی این هفت‌گانه، پرفروش‌ترین رمان‌های فانتزی و ماورایی ایرانی بوده‌اند. چیزی که نشان از اقبال خوب مخاطبان به این اثر دارد.

برشی از متن کتاب هبذول:

معطل نکردم؛ دست جوان را گرفتم و بالا رفتم و به محض آن که پایم بر سنگ سفید مدور قرار گرفت، حروف منقوش روی سنگ در تلألویی عجیبی درخشیدند. درخششی که با همه درخشش‌هایی که تا به حال دیده بودم فرق داشت. این درخشش زنده بود و سیال؛ انگار موجودی زنده حجم تنش باز شود و من نقره های سیال را می‌دیدم ...

«هَبذُوَل» جدیدترین اثر امید کوره‌چی با قیمت 60هزار تومان در 484 صفحه توسط انتشارات کتابستان منتشر  و روانه بازار نشر شده است.

................ هر روز با کتاب ...............

او اگرچه همچون «همینگوی»، روایتگری را مقدم بر توصیف‌گری «زولا» قرار می‌دهد، اما این روایتگری کاملا «ایرانیزه» و بومی شده است... نویسنده با تشخص‌بخشی به کلیسای «تارگمانچاتس» از این بنا، یک شخصیت تاریخی در داستان می‌آفریند، شخصیتی ارمنی! در قلب تهران... ملک بدرقه، شکارچی کلمات مقدس و فاتحه‌های سرگردان است، ملکی که مأمور است فاتحه‌های فرستاده‌شده و سرگردان را برای افراد بی‌وارث و بد‌وراث شکار کند ...
او «آدم‌های کوچک کوچه»ــ عروسک‌ها، سیاه‌ها، تیپ‌های عامیانه ــ را از سطح سرگرمی بیرون کشید و در قامت شخصیت‌هایی تراژیک نشاند. همان‌گونه که جلال آل‌احمد اشاره کرد، این عروسک‌ها دیگر صرفاً ابزار خنده نبودند؛ آنها حامل شکست، بی‌جایی و ناکامی انسان معاصر شدند. این رویکرد، روایتی از حاشیه‌نشینی فرهنگی را می‌سازد: جایی که سنت‌های مردمی، نه به عنوان نوستالژی، بلکه به عنوان ابزاری برای نقد اجتماعی احیا می‌شوند ...
زمانی که برندا و معشوق جدیدش توطئه می‌کنند تا در فرآیند طلاق، همه‌چیز، حتی خانه و ارثیه‌ خانوادگی تونی را از او بگیرند، تونی که درک می‌کند دنیایی که در آن متولد و بزرگ شده، اکنون در آستانه‌ سقوط به دست این نوکیسه‌های سطحی، بی‌ریشه و بی‌اخلاق است، تصمیم می‌گیرد که به دنبال راهی دیگر بگردد؛ او باید دست به کاری بزند، چراکه همانطور که وُ خود می‌گوید: «تک‌شاخ‌های خال‌خالی پرواز کرده بودند.» ...
پیوند هایدگر با نازیسم، یک خطای شخصی زودگذر نبود، بلکه به‌منزله‌ یک خیانت عمیق فکری و اخلاقی بود که میراث او را تا به امروز در هاله‌ای از تردید فرو برده است... پس از شکست آلمان، هایدگر سکوت اختیار کرد و هرگز برای جنایت‌های نازیسم عذرخواهی نکرد. او سال‌ها بعد، عضویتش در نازیسم را نه به‌دلیل جنایت‌ها، بلکه به این دلیل که لو رفته بود، «بزرگ‌ترین اشتباه» خود خواند ...
دوران قحطی و خشکسالی در زمان ورود متفقین به ایران... در چنین فضایی، بازگشت به خانه مادری، بازگشتی به ریشه‌های آباواجدادی نیست، مواجهه با ریشه‌ای پوسیده‌ است که زمانی در جایی مانده... حتی کفن استخوان‌های مادر عباسعلی و حسینعلی، در گونی آرد کمپانی انگلیسی گذاشته می‌شود تا دفن شود. آرد که نماد زندگی و بقاست، در اینجا تبدیل به نشان مرگ می‌شود ...