رمان «انار بانوی من» نوشته عاطفه خزلی توسط نشر پایتخت راهی بازار نشر شد.

انار بانوی من عاطفه خزلی

به گزارش کتاب نیوز به نقل از مهر، کتاب «انار بانوی من» نوشته عاطفه خزلی به تازگی در ۳۴۲ صفحه و با قیمت ۵۰ هزار تومان توسط نشر پایتخت در ۱۰۰۰ نسخه راهی بازار نشر شد.

داستان رمان «انار بانوی من» بر پایه یک سوءتفاهم شکل می‌گیرد. سوءتفاهمی که ذهن را به سوی طرح سوالات بسیاری می‌کشاند. سپیده دختر بزرگ خانواده به ناحق طرد می‌شود و راهی شهر کیش. سال‌ها می‌گذرد و این‌بار خانواده عظیمی برای سالگرد فوت پدرشان و ازدواج کوچک‌ترین خواهرشان دور هم جمع می‌شوند، غافل از آن‌که رازی پنهان بعد از سال‌ها آشکار می‌شود و عشق، محبت، دوستی و نفرت این خانواده مورد آزمون قرار می‌گیرد.

نویسنده با استفاده از دو راوی، زمان حال و گذشته زندگی سپیده عظیمی را روایت می‌کند. گذشته‌ای مملو از عشق و مادرانه‌ای تمام عیار برای خانواده و قضاوتی که نباید می شده و می‌شود؛ قضاوتی که تنها مختص به خداوند است.

نویسنده این رمان با تحقیق در زمینه اختلال روانی اوتیسم، این موضوع را دست مایه خلق داستان فرعی رمان کرده است و توانسته است از پس توصیف این موقعیت برآید.

................ هر روز با کتاب ...............

گویی انسان‌ها ترمزِ خود را از دست داده‌اند و آن کُدِ اخلاقی که نگهبان عقل سلیم بود، فروریخته است. در دنیای امروز، همه می‌خواهند فاشیست باشند؛ یعنی می‌خواهند نفرت، محورِ زندگی‌شان باشد... ما با گوشت و پوست خود احساس کردیم «دیگری» بودن چه معنایی دارد... نوشتن پاسخی است به بی‌عدالتی‌هایی که ما را احاطه کرده‌اند، و در عین حال، ستایشی است از زیبایی زندگی و شادی‌هایش ...
انسان‌ها با ترس، طمع، امید، حسرت و مقایسه زندگی می‌کنند و همین احساسات، حتی در آگاه‌ترین افراد، تصمیم‌های مالی را شکل می‌دهد. از این منظر، «روان‌شناسی پول» بیش از آنکه درباره پول باشد، کتابی درباره انسان معاصر و رابطه پرتنش او با مفهوم ثروت و دارایی است... اوزل به‌جای ارائه نسخه‌های مستقیم یا توصیه‌های دستوری، تجربه زندگی سرمایه‌گذاران، کارآفرینان، میلیاردرها و حتی افراد عادی را روایت می‌کند و از دل این داستان‌ها روایت خود را برمی‌سازد و بحث را به پیش می‌راند ...
جنگیدن با فرهنگ کار عبثی است... این برادران آریایی ما و برادران وایکینگ، مثل اینکه سحرخیزتر از ما بوده‌اند و رفته‌اند جاهای خوب دنیا مسکن کرده‌اند... ما همین چیزها را نداریم. کسی نداریم از ما انتقاد بکند... استالین با وجود اینکه خودش گرجی بود، می‌خواست در گرجستان نیز همه روسی حرف بزنند...من میرم رو میندازم پیش آقای خامنه‌ای، من برای خودم رو نینداخته‌ام برای تو و امثال تو میرم رو میندازم... به شرطی که شماها برگردید در مملکت خودتان خدمت کنید ...
اگر بخواهم فیلمی بسازم که بگویم دروغ چیز بدی است باور نمی‌کنند، چون دروغ یک امر جاری در این مملکت است. قبحش از بین رفته... ما بچه‌مسلمان بودیم. اما می‌گفتند این مسلمان نیست... وقتی به آدمی که در کار سینماست می‌گویند اجازه کار نداری، یعنی با شکنجه او را می‌کشند... می‌توانند من را زمین بزنند اما نمی‌توانند من را روی زمین نگه دارند، من بلند می‌شوم... فردین عاشقانه مردم را دوست داشت ...
غالباً خشونتِ خود را زیر نام «دفاع از خود» پنهان می‌کنند. باتلر می‌پرسد: این «خود» کیست که حق دارد برای دفاع از بقای خود، دیگری را نابود کند؟ او پیشنهاد می‌دهد که ما باید «خود» را نه به عنوان یک فردِ مجزا، بلکه به عنوان بخشی از یک کلِ پیوسته تعریف کنیم. اگر من به تو آسیب بزنم، درواقع به ساختاری که بقای خودم به آن وابسته است آسیب زده‌ام ...