«بازگشته» دومین رمان حمید نورشمسی از سوی انتشارات کتاب نیستان منتشر شد.

بازگشته حمید نورشمسی

به گزارش کتاب نیوز به نقل از ایبنا، حمید نورشمسی که به عنوان یک فعال فرهنگی سابقه همکاری با روزنامه‌ها و رسانه‌های متعددی را دارد، در این رمان قهرمان داستان را روزنامه‌نگاری انتخاب کرده است که سعی در کشف و بازیابی هویت و جایگاه خویش دارد.

داستان این رمان از حضور شخصیت اول در مراسم تشییع پیکر شهدای غواص آغاز می‌شود و برخورد مخاطب با خانواده‌ای که سال‌هاست دو عضو از آنها در جریان جنگ تحمیلی مفقود الاثر شده‌اند و در ادامه آشنایی و علاقمندی قهرمان داستان به دختر این خانواده او را به ماجرای کشف ماهیت و سرنوشت دو عضو مفقود الاثر این خانواده هدایت می‌کند.

«بازگشته» رمانی است با شیوه روایت ساده و با زاویه دید اول شخص. زبان روایت در این داستان در خدمت پیشبرد داستان قرار گرفته است و نویسنده بیش از هر چیز سعی در بیان جزئیات و توصیفاتی دارد که داستان را پیش می‌برد. چالش‌های متعدد نویسنده با خود و خانواده و پیشینه‌اش و درگیری‌های ذهنی که او را به تغییر ساختار زندگی‌اش نیز هدایت کرده است در این داستان به شکلی در خور توجه ترسیم می‌شود. به علاوه، این اثر داستانی است که نیمی از آن در فضای سفر و روایت جاده‌ای رقم می‌خورد و از این منظر نیز اثری پرتعلیق و پرفراز و نشیب به شمار می‌رود. قهرمان این رمان در جای جای آن بی‌تاب رسیدن به فرجامی است که هیچ تصوری از آن ندارد و در نهایت نیز در پایان داستان با اتفاقی غیرمنتظره همراه می‌شود. متن ساده و بهره‌مندی از خرده‌روایت‌های متعدد در داستان و نیز بن مایه مستند این اثر مهمترین ویژگی‌هایی است که این داستان بلند را خواندنی می‌کند.

نویسنده رمان، «بازگشته» را به چشم‌های منتظر مادران سرزمینش تقدیم کرده است. نورشمسی می‌گوید بن‌مایه اصلی داستان را از شخصیتی الهام گرفته که در مراسم تشییع پیکر شهدای غواص از نزدیک دیده است و تصویر حک‌شده از او در ذهن وی پیرنگ این قصه را شکل داده است.

پیش از این رمان «دایره‌ها» از نورشمسی منتشر شده بود.

انتشارات نیستان کتاب «بازگشته» اثر حمید نورشمسی را در 136 صفحه و با قیمت 29000 تومان منتشر کرده است.

................ هر روز با کتاب ...............

جنگیدن با فرهنگ کار عبثی است... این برادران آریایی ما و برادران وایکینگ، مثل اینکه سحرخیزتر از ما بوده‌اند و رفته‌اند جاهای خوب دنیا مسکن کرده‌اند... ما همین چیزها را نداریم. کسی نداریم از ما انتقاد بکند... استالین با وجود اینکه خودش گرجی بود، می‌خواست در گرجستان نیز همه روسی حرف بزنند...من میرم رو میندازم پیش آقای خامنه‌ای، من برای خودم رو نینداخته‌ام برای تو و امثال تو میرم رو میندازم... به شرطی که شماها برگردید در مملکت خودتان خدمت کنید ...
اگر بخواهم فیلمی بسازم که بگویم دروغ چیز بدی است باور نمی‌کنند، چون دروغ یک امر جاری در این مملکت است. قبحش از بین رفته... ما بچه‌مسلمان بودیم. اما می‌گفتند این مسلمان نیست... وقتی به آدمی که در کار سینماست می‌گویند اجازه کار نداری، یعنی با شکنجه او را می‌کشند... می‌توانند من را زمین بزنند اما نمی‌توانند من را روی زمین نگه دارند، من بلند می‌شوم... فردین عاشقانه مردم را دوست داشت ...
غالباً خشونتِ خود را زیر نام «دفاع از خود» پنهان می‌کنند. باتلر می‌پرسد: این «خود» کیست که حق دارد برای دفاع از بقای خود، دیگری را نابود کند؟ او پیشنهاد می‌دهد که ما باید «خود» را نه به عنوان یک فردِ مجزا، بلکه به عنوان بخشی از یک کلِ پیوسته تعریف کنیم. اگر من به تو آسیب بزنم، درواقع به ساختاری که بقای خودم به آن وابسته است آسیب زده‌ام ...
20 سال پیش خانه در دامنه‌ی آتشفشان کردیم؛ بدان امید که چشم بر حقیقت بگشاییم... شرح همسایگی خاکستر و دود و آتش؛ نه گفتنی ست، نه خواندنی؛ که ما این خانه‌ی دور از نفت! به شوق و رغبت برگزیده بودیم و هیچ منت و ملامتی بر هیچ دولت و صنف و حزب و نماینده‌ای نداشتیم و نداریم ...
او اگرچه همچون «همینگوی»، روایتگری را مقدم بر توصیف‌گری «زولا» قرار می‌دهد، اما این روایتگری کاملا «ایرانیزه» و بومی شده است... نویسنده با تشخص‌بخشی به کلیسای «تارگمانچاتس» از این بنا، یک شخصیت تاریخی در داستان می‌آفریند، شخصیتی ارمنی! در قلب تهران... ملک بدرقه، شکارچی کلمات مقدس و فاتحه‌های سرگردان است، ملکی که مأمور است فاتحه‌های فرستاده‌شده و سرگردان را برای افراد بی‌وارث و بد‌وراث شکار کند ...