کتاب جدید مجید ملامحمدی توسط نشر معارف منتشر شد. نویسنده در این کتاب ضمن نشان دادن روابط خانواده ایرانی، مفاهیم اعتقادی را در قالب داستان بیان کرده است.

مجید ملامحمدی دختر بیست 20»

به گزارش کتاب نیوز به نقل از تسنیم، کتاب جدید مجید ملامحمدی با عنوان «دختر بیست 20» توسط دفتر نشر معارف روانه کتابفروشی‌ها شد. ملامحمدی که فعالیت در حوزه ادبیات کودک و نوجوان را از سال 68 آغاز کرده و سال‌ها تجربه در زمینه نشریات برای این گروه سنی را نیز دارد، در کتاب جدید خود داستان یک دختر با مادربزرگش را روایت می‌کند.

«دختر بیست 20» که برای گروه سنی نوجوان نوشته شده، تلاش دارد در کنار نشان دادن روابط خانوادگی در نظام خانواده ایرانی، مفاهیم دینی و اعتقادی را نیز در خلال این داستان روایت کند. کتاب با نثری شیرین و خواندنی داستان یک دختر با مادربزرگش را روایت می‌کند که از هم دور افتاده و مجبورند این فاصله را با فرستادن پیغام پر کنند. هرچند می‌توانند در فضای مجازی به یکدیگر پیام دهند، اما نامه نوشتن را ترجیح می‌دهند.

هر نامه‌ای که در این کتاب ذکر شده، یک خاطره از ماجراهایی است که مادربزرگ و نوه با موضوع خاصی مثل حجاب، ارتباط با نامحرم، فرهنگ کتابخوانی، تساوی زن و مرد و ... در برخوردهایشان با ناهنجاری‌ها و ضد ارزش‌ها داشته‌اند و برای هم روایت می‌کنند.

مخاطب این کتاب دختران نوجوان هستند که تشنه درک آداب و رسوم ایرانی - اسلامی هستند و شناخت و جدا کردن هنجار از ناهنجار و ارزش‌های والای الهی و انسانی از ضد آنها، یکی از دغدغه‌های آنهاست؛ مجید ملا محمدی سردبیر مجله پوپک و سنجاقک با داستانی کردن این مفاهیم سعی در شناساندن این مفاهیم به آنها دارد.

کتاب دربردارنده 24 نامه است که از جمله عناوین آن می‌توان به «از بوسه‌هایی است که مزه توت فرنگی دارند»، «کتاب‌ها پرنده‌اند»، «دماغ شیطان» و ... اشاره کرد.

کتاب «دختر بیست 20» در 96 صفحه و با قیمت 25 هزار تومان توسط نشر معارف به چاپ رسیده و در قفسه کتاب‌فروشی‌ها قرار گرفته است.

................ هر روز با کتاب ...............

جنگیدن با فرهنگ کار عبثی است... این برادران آریایی ما و برادران وایکینگ، مثل اینکه سحرخیزتر از ما بوده‌اند و رفته‌اند جاهای خوب دنیا مسکن کرده‌اند... ما همین چیزها را نداریم. کسی نداریم از ما انتقاد بکند... استالین با وجود اینکه خودش گرجی بود، می‌خواست در گرجستان نیز همه روسی حرف بزنند...من میرم رو میندازم پیش آقای خامنه‌ای، من برای خودم رو نینداخته‌ام برای تو و امثال تو میرم رو میندازم... به شرطی که شماها برگردید در مملکت خودتان خدمت کنید ...
اگر بخواهم فیلمی بسازم که بگویم دروغ چیز بدی است باور نمی‌کنند، چون دروغ یک امر جاری در این مملکت است. قبحش از بین رفته... ما بچه‌مسلمان بودیم. اما می‌گفتند این مسلمان نیست... وقتی به آدمی که در کار سینماست می‌گویند اجازه کار نداری، یعنی با شکنجه او را می‌کشند... می‌توانند من را زمین بزنند اما نمی‌توانند من را روی زمین نگه دارند، من بلند می‌شوم... فردین عاشقانه مردم را دوست داشت ...
غالباً خشونتِ خود را زیر نام «دفاع از خود» پنهان می‌کنند. باتلر می‌پرسد: این «خود» کیست که حق دارد برای دفاع از بقای خود، دیگری را نابود کند؟ او پیشنهاد می‌دهد که ما باید «خود» را نه به عنوان یک فردِ مجزا، بلکه به عنوان بخشی از یک کلِ پیوسته تعریف کنیم. اگر من به تو آسیب بزنم، درواقع به ساختاری که بقای خودم به آن وابسته است آسیب زده‌ام ...
20 سال پیش خانه در دامنه‌ی آتشفشان کردیم؛ بدان امید که چشم بر حقیقت بگشاییم... شرح همسایگی خاکستر و دود و آتش؛ نه گفتنی ست، نه خواندنی؛ که ما این خانه‌ی دور از نفت! به شوق و رغبت برگزیده بودیم و هیچ منت و ملامتی بر هیچ دولت و صنف و حزب و نماینده‌ای نداشتیم و نداریم ...
او اگرچه همچون «همینگوی»، روایتگری را مقدم بر توصیف‌گری «زولا» قرار می‌دهد، اما این روایتگری کاملا «ایرانیزه» و بومی شده است... نویسنده با تشخص‌بخشی به کلیسای «تارگمانچاتس» از این بنا، یک شخصیت تاریخی در داستان می‌آفریند، شخصیتی ارمنی! در قلب تهران... ملک بدرقه، شکارچی کلمات مقدس و فاتحه‌های سرگردان است، ملکی که مأمور است فاتحه‌های فرستاده‌شده و سرگردان را برای افراد بی‌وارث و بد‌وراث شکار کند ...