نشر مروارید کتاب «رمان نویسی در ۹۰ روز» [The 90-Day Novel: Unlock the Story Within] نوشته آلن وات [Alan Watt] و ترجمه پروانه موفقی را منتشر کرد.

رمان نویسی در ۹۰ روز» [The 90-Day Novel: Unlock the Story Within] نوشته آلن وات [Alan Watt]

به گزارش کتاب نیوز به نقل از مهر، کتاب «رمان نویسی در ۹۰ روز» در ۲۳۰ صفحه و بهای ۱۳۵ هزار تومان توسط نشر مروارید منتشر شده است.

آلن وات، نویسنده و بازیگر کانادایی، اولین پیش‌نویس رمان خود با عنوان سگ‌های الماسی را فقط در نود روز نوشت و ۶ ماه بعد، حق چاپ آن را به انتشارات لیتل براون به مبلغ پانصد هزار دلار فروخت. او با راه‌اندازی کارگاهی آموزشی، که سرانجام محتوای آن در قالب این کتاب عرضه شد، توانست به نویسندگان جوان یا غیرحرفه‌ای کمک کند تا با بهره‌گیری از یک دستور کار روزانه در طی نود روز اولین پیش‌نویس رمان خود را بنویسند.

تعدادی از کارآموزان این کارگاه به‌تدریج به نویسندگانی پرفروش تبدیل شدند و جوایز ادبی مهمی به‌دست آوردند. همچنین نویسندگانی مانند آلن زادوف (نویسنده مجموعه قاتل ناشناس) و آتوسا مُشفق (نویسنده آمریکایی ایرانی‌تبار و نامزد نهایی جایزه ادبی «مَن‌بوکر») این کتاب را راهنمای خود دانسته‌اند. کتابِ آلن وات به کشف خصلت‌هایی مانند کنجکاوی، صبر، ایمان و تسلیم در هنگام رمان‌نویسی توجه می‌کند که از نظر او از ابزارهای حیاتی یک نویسنده است.

................ هر روز با کتاب ...............

جنگیدن با فرهنگ کار عبثی است... این برادران آریایی ما و برادران وایکینگ، مثل اینکه سحرخیزتر از ما بوده‌اند و رفته‌اند جاهای خوب دنیا مسکن کرده‌اند... ما همین چیزها را نداریم. کسی نداریم از ما انتقاد بکند... استالین با وجود اینکه خودش گرجی بود، می‌خواست در گرجستان نیز همه روسی حرف بزنند...من میرم رو میندازم پیش آقای خامنه‌ای، من برای خودم رو نینداخته‌ام برای تو و امثال تو میرم رو میندازم... به شرطی که شماها برگردید در مملکت خودتان خدمت کنید ...
اگر بخواهم فیلمی بسازم که بگویم دروغ چیز بدی است باور نمی‌کنند، چون دروغ یک امر جاری در این مملکت است. قبحش از بین رفته... ما بچه‌مسلمان بودیم. اما می‌گفتند این مسلمان نیست... وقتی به آدمی که در کار سینماست می‌گویند اجازه کار نداری، یعنی با شکنجه او را می‌کشند... می‌توانند من را زمین بزنند اما نمی‌توانند من را روی زمین نگه دارند، من بلند می‌شوم... فردین عاشقانه مردم را دوست داشت ...
غالباً خشونتِ خود را زیر نام «دفاع از خود» پنهان می‌کنند. باتلر می‌پرسد: این «خود» کیست که حق دارد برای دفاع از بقای خود، دیگری را نابود کند؟ او پیشنهاد می‌دهد که ما باید «خود» را نه به عنوان یک فردِ مجزا، بلکه به عنوان بخشی از یک کلِ پیوسته تعریف کنیم. اگر من به تو آسیب بزنم، درواقع به ساختاری که بقای خودم به آن وابسته است آسیب زده‌ام ...
20 سال پیش خانه در دامنه‌ی آتشفشان کردیم؛ بدان امید که چشم بر حقیقت بگشاییم... شرح همسایگی خاکستر و دود و آتش؛ نه گفتنی ست، نه خواندنی؛ که ما این خانه‌ی دور از نفت! به شوق و رغبت برگزیده بودیم و هیچ منت و ملامتی بر هیچ دولت و صنف و حزب و نماینده‌ای نداشتیم و نداریم ...
او اگرچه همچون «همینگوی»، روایتگری را مقدم بر توصیف‌گری «زولا» قرار می‌دهد، اما این روایتگری کاملا «ایرانیزه» و بومی شده است... نویسنده با تشخص‌بخشی به کلیسای «تارگمانچاتس» از این بنا، یک شخصیت تاریخی در داستان می‌آفریند، شخصیتی ارمنی! در قلب تهران... ملک بدرقه، شکارچی کلمات مقدس و فاتحه‌های سرگردان است، ملکی که مأمور است فاتحه‌های فرستاده‌شده و سرگردان را برای افراد بی‌وارث و بد‌وراث شکار کند ...