مجموعه سه جلدی «نیما نابغه» نوشته آتوسا صالحی راهی کتابفروشی‌ها شد.

نیما نابغه آتوسا صالحی

به گزارش ایبنا، مجموعه «نیما نابغه» شامل سه جلد رمان برای گروه سنی کودک است که از سوی بخش کودک و نوجوان انتشارات افق (کتاب‌های فندق) منتشر شده است.

هر جلد از این مجموعه داستان جداگانه‌ای دارد که با زبان طنز ماجراهای پسری به نام نیما را روایت می‌کند.
نیما نابغه از آن بچه‌های وروجکی است که زیاد اهل حرف گوش کردن نیست و دوست دارد همه چیز را خودش تجربه کند. اتفاقا معلمشان خانم بالا هم زیاد حوصله‌ درس دادن ندارد و در عوض عاشق ماجراجویی است و برای همین مرتب بچه‌های کلاسش را به گردش علمی می‌برد.
نیما ادعا می‌کند که از همه چیز سردرمی‌آورد اما در خلال داستان متوجه می‌شود نیاز به کسب دانش و آگاهی دارد.
هر کتاب 10 فصل دارد و هر فصل با یک پیام توصیه‌ای به مخاطب شروع می‌شود.
 
بیشتر موضوعات داستان‌های این مجموعه تم شهری و محیط زیستی دارد و اغلب در فضای مدرسه می‌گذرد و گاهی هم داستان‌ها در محیط خانه روایت می‌شود. مثلا در یکی از داستان‌ها بچه‌ها به کوه می‌روند و در بخش دیگر به موزه ایران باستان و در خلال این بازدید‌ها اطلاعاتی را کسب می‌کنند که به مخاطب منتقل می‌شود.
 
«ورزشکارهای آشغال‌جمع‌کن(بشنو و باور نکن)»،‌ «موزه‌گردهای ایران باستان(یک داستان پرهیجان)» و «آشپزهای جشنواره عزا(ببخشید غذا)» عنوان‌های این مجموعه سه‌جلدی است.

در بخشی از کتاب «موزه‌گردهای ایران باستان(یک داستان پرهیجان)» می‌خوانیم:

«بعضی روزها آدم از همان اول صبح که از خانه می‌زند بیرون، پشت سرهم بد می‌آورد. بابا می‌گوید این‌جور وقت‌ها آدم باید همان اول صبح یک تاکسی بگیرد و برگردد خانه و صاف برود توی تختش و پتو را بکشد روی سرش و تا فردا صبح تخت بخوابد. این‌جوری اگر توی خواب سکته نزند یا زلزله نیاید یا لوله گاز نترکد، خیالش راحت است که همه چیز به خیر گذشته.»

بخش کودک و نوجوان انتشارات افق (کتاب‌های فندق)، مجموعه «نیما نابغه» با شمارگان هزار و 500 نسخه با قیمت 19هزارتومان منتشر شد.

................ هر روز با کتاب ...............

بازی‌های معمول در مدرسه مجاز بود، ولی اگر خدای ناکرده کسی سوت می‌زد، واویلا بود... جاسوسی و خبرچینی از بچه‌ها و معلمان نزد مدیریت مدرسه معمول بود... تعبد و تقید خود نسبت به مذهب را به تقید به سازمان تبدیل کردند... هم عرفان توحیدی دارد، هم مارکسیستی است، هم لنینیستی، هم مائوئیستی، هم توپاماروبی و هم چه‌گوارایی...به این نتیجه رسیدند که مبارزه با مجاهدین و التقاط آنان مهم‌تر از مبارزه با سلطنت پهلوی است ...
تلاش و رنج یک هنرمند برای زندگی و ارائه هنرش... سلاح اصلی‌اش دوربین عکاسی‌اش بود... زندانی‌ها هویت انسانی خود را از دست می‌دادند و از همه‌چیز تهی می‌شدند... وقتی تزار روسیه «یادداشت‌هایی از خانه مردگان» را مطالعه کرد گریه‌اش گرفت و به دستور او تسهیلاتی برای زندان‌های سیبری قایل شدند... نخواستم تاریخ‌نگاری مفصلی از اوضاع آن دوره به دست بدهم... روایت یک زندگی ست، نه بیان تاریخ مشروطیت... در آخرین لحظات زیستن خود تبدیل به دوربین عکاسی شد ...
هجوِ قالیباف است... مدیرِ مطلوبِ سیستم... مدیری که تمامِ بهره‌اش از فرهنگ در برداشتی سطحی از دو مفهومِ «توسعه» و «مذهب» خلاصه می‌شود... لیا خودِ امیرخانی‌ست که راوی‌اش این‌بار زن شده‌است تا برای تهران مادری کند؛ برای پسربچه‌ی معصومی که پیرزنی بدکاره است در یک بن‌بستِ سی‌ساله... ما را به جنگِ اژدها می‌برد امّا می‌گوید تمامِ سلاحم «چتربازی» است و «شاش بچّه» و... کارنامه‌ی امیرخانی و کارنامه‌ی جمهوری اسلامی بهترین نشان‌دهنده‌ی تناقض در مسئله‌شان است ...
بازخوانی ماجراهای چپ مارکسیست- لنینیست که از دهه ۲۰ در ایران ریشه دواند... برای انزلی و بچه‌های بندرپهلوی تاریخ می‌نویسد... تضاد عشق و ایدئولوژی در دوران مبارزه... گاهی قلم داستان‌نویسانه‌اش را زمین می‌گذارد و می‌رود بالای منبر وعظ. گاهی لیدر حزب می‌شود و می‌رود پشت تریبون. گاه لباس نصیحت‌گری می‌پوشد... یکی از اوباش قبل از انقلاب عضو کمیته می‌شود... کتاب پر است از «خودانتقادی» ...
آیا می‌توان در زبان یک متن خاص، راز هستی چندلایه و روزمره‌ انسان عام را پیدا کرد؟... هنری که انسان عام و مردم عوام را در خود لحاظ کرده باشد، به‌لحاظ اخلاقی و زیباشناسانه برتر و والاتر از هنری است که به عوام نپرداخته... کتاب خود را با نقدی تند از ویرجینیا وولف به پایان می‌برد، لوکاچ نیز در جیمز جویس و رابرت موزیل چیزی به‌جز انحطاط نمی‌دید... شکسپیر امر فرازین و فرودین را با ظرافتی مساوی درهم تنید، اما مردم عادی در آثار او جایگاهی چندان جدی ندارند ...