کتاب «چگونه کودکان را از تلفن همراه دور کنیم؟ ترفندها، ابزارها و فعالیت­‌های سرگرم ­کننده بدون تلفن همراه» [How to entertain, distract, and unplug your kids!: tricks, tools, and spontaneous screen-free activities‬] اثر متیو جرویس [Matthew Jervis] با ترجمه سولماز دینی و زهرا فتحی منتشر شد.

چگونه کودکان را از تلفن همراه دور کنیم؟ ترفندها، ابزارها و فعالیت­‌های سرگرم ­کننده بدون تلفن همراه» [How to entertain, distract, and unplug your kids!: tricks, tools, and spontaneous screen-free activities, 2015.‎‬] اثر متیو جرویس [Matthew Jervis]

به گزارش کتاب نیوز به نقل از ایبنا؛ نسخه اصلی کتاب «چگونه کودکان را از تلفن همراه دور کنیم؟» در سال 2015 منتشر شده و اکنون از سوی انتشارات ارجمند نسخه فارسی آن روانه بازار نشر شده است.

سولماز دینی درباره این اثر گفت: این کتاب حاوی بازی‌­هایی است که والدین، مراقبان و مربیان می‌­توانند به آسانی و بدون خرید لوازم خاصی آنها را اجرا کنند. بازی­‌ها به گونه‌­ای طراحی شده­‌اند که شادی، هیجان و آموزش مهارت­‌های مختلف زندگی را برای کودکان و آسودگی و وقت اضافی را برای والدین به ارمغان می‌­آورد. من و همکارم با مشاهده شکایات والدین از مشغولیت بیش از حد کودکانشان به تلفن همراه و سایر دستگاه­‌ها، به فکر یافتن و ترجمه کتابی معتبر برای والدین افتادیم و با مطالعه این کتاب متوجه شدیم که چقدر به راحتی والدین می‌­توانند از فعالیت‌­های ذکر شده در این کتاب در محیط خانه و بیرون از خانه استفاده کنند. البته والدین خلاق می­‌توانند با بهره­‌گیری از اصول کلی فعالیت‌­های ارائه شده، بازی­‌های متنوعی نیز تدوین کنند.

وی ادامه داد: کتاب فوق، کتابی برای عموم مردم است، هرچند کسانی که در مؤسسات مختلف به نحوی با کودکان سر و کار دارند، می‌­توانند از این کتاب بهره ببرند. اساتید و فعالان حوزه کودک این اثر را کتاب مفید و کاربردی برای والدین توصیف کردند و در واقع با تشویق چندتن از روان­شناسان کودک، ما علاقه‌­مند به ترجمه این اثر شدیم.

وی افزود: قطعاً فعالیت­‌های کتاب را می‌­توان در مراسم عمومی مدارس، جشن­‌ها و حتی کلاس‌­های درس اجرا کرد. معلمان می‌­توانند با اضافه کردن ایده‌­های منحصربه­ فردی، این فعالیت­‌ها را به قالب کلاسی درآورده و آموزش و نشاط را همزمان به کلاس خود هدیه کنند.

دینی با بیان اینکه امروزه یکی از شکایت اصلی والدین، مشغولیت بیش از حد کودکانشان به بازی‌­های دیجیتالی است بیان کرد: طبق پژوهش­‌های انجام شده، افزایش ساعات استفاده از دستگاه­‌های دیجیتالی یا فضاهای مجازی منجر به کاهش عملکرد و مهارت‌­های اجتماعی کودکان و نوجوانان می‌­شود؛ از سوی دیگر والدین پرمشغله امروز از زمان کافی برای برآوردن نیاز به بازی کودک برخوردار نیستند؛ بنابراین جای خالی چنین کتاب­‌هایی در جامعه به چشم می­‌آید؛ کتاب­‌هایی که ایده­‌هایی در اختیار والدین و مربیان قرار می‌­دهند تا بدون نیاز به خرید ابزار اضافی یا صرف مستقیم زمان به پرورش فرزندانشان بپردازند. البته ناگفته نماند که این کتاب نمی‌­تواند جایگزین بازی والدین با فرزندان شود، بلکه والدین می‌توانند از ایده‌­های مطرح شده در این اثر برای افزودن هیجان مثبت در اوقاتی که نمی‌­توانند با فرزندانشان سپری کنند، استفاده کنند.

وی در پایان یادآور شد: دوران کودکی زیربنای زندگی بزرگسالی هر انسانی است، برای خلق بهتر زندگی فرزندانتان بکوشید، مطالعه کنید، با متخصصین امر مشورت کنید، تأمل و آگاهی را به رابطه خود با فرزندانتان بیفزایید. فراموش نکنید که هر رویداد جدیدی در زندگی، نیاز به آموزش و یادگیری دارد، فرزندآوری و مراحل مختلف رشد فرزند نیز از جمله این رویدادها محسوب می‌‌‌شوند.

................ هر روز با کتاب ...............

جنگیدن با فرهنگ کار عبثی است... این برادران آریایی ما و برادران وایکینگ، مثل اینکه سحرخیزتر از ما بوده‌اند و رفته‌اند جاهای خوب دنیا مسکن کرده‌اند... ما همین چیزها را نداریم. کسی نداریم از ما انتقاد بکند... استالین با وجود اینکه خودش گرجی بود، می‌خواست در گرجستان نیز همه روسی حرف بزنند...من میرم رو میندازم پیش آقای خامنه‌ای، من برای خودم رو نینداخته‌ام برای تو و امثال تو میرم رو میندازم... به شرطی که شماها برگردید در مملکت خودتان خدمت کنید ...
اگر بخواهم فیلمی بسازم که بگویم دروغ چیز بدی است باور نمی‌کنند، چون دروغ یک امر جاری در این مملکت است. قبحش از بین رفته... ما بچه‌مسلمان بودیم. اما می‌گفتند این مسلمان نیست... وقتی به آدمی که در کار سینماست می‌گویند اجازه کار نداری، یعنی با شکنجه او را می‌کشند... می‌توانند من را زمین بزنند اما نمی‌توانند من را روی زمین نگه دارند، من بلند می‌شوم... فردین عاشقانه مردم را دوست داشت ...
غالباً خشونتِ خود را زیر نام «دفاع از خود» پنهان می‌کنند. باتلر می‌پرسد: این «خود» کیست که حق دارد برای دفاع از بقای خود، دیگری را نابود کند؟ او پیشنهاد می‌دهد که ما باید «خود» را نه به عنوان یک فردِ مجزا، بلکه به عنوان بخشی از یک کلِ پیوسته تعریف کنیم. اگر من به تو آسیب بزنم، درواقع به ساختاری که بقای خودم به آن وابسته است آسیب زده‌ام ...
20 سال پیش خانه در دامنه‌ی آتشفشان کردیم؛ بدان امید که چشم بر حقیقت بگشاییم... شرح همسایگی خاکستر و دود و آتش؛ نه گفتنی ست، نه خواندنی؛ که ما این خانه‌ی دور از نفت! به شوق و رغبت برگزیده بودیم و هیچ منت و ملامتی بر هیچ دولت و صنف و حزب و نماینده‌ای نداشتیم و نداریم ...
او اگرچه همچون «همینگوی»، روایتگری را مقدم بر توصیف‌گری «زولا» قرار می‌دهد، اما این روایتگری کاملا «ایرانیزه» و بومی شده است... نویسنده با تشخص‌بخشی به کلیسای «تارگمانچاتس» از این بنا، یک شخصیت تاریخی در داستان می‌آفریند، شخصیتی ارمنی! در قلب تهران... ملک بدرقه، شکارچی کلمات مقدس و فاتحه‌های سرگردان است، ملکی که مأمور است فاتحه‌های فرستاده‌شده و سرگردان را برای افراد بی‌وارث و بد‌وراث شکار کند ...