گیل بو در کتاب «راهنمای جامع پارچه برای طراحان مد و لباس» اطلاعات دقیقی درباره هر پارچه و ویژگی‌های آن به مخاطبان ارائه می‌دهد.

ملیحه ملائی به خبرنگار مهر گفت: کتاب «راهنمای جامع پارچه برای طراحان مد و لباس» نوشته گیل بو از آخرین ترجمه‌های من است که چندی پیش توسط موسسه انتشارات جمال هنر در دسترس مخاطبان قرار گرفت. همچنین ترجمه کتاب «آشنایی با مفاهیم سایز بندی» را نیز در دست انتشار دارم.

وی افزود: کتاب راهنمای جامعی است درباره تمام پارچه‌های موجود در سطح جهان. به عنوان مثال نویسنده پس از معرفی پارچه «حریر ژرژت» و شرح ویژگی‌های این پارچه به نوع بافت پارچه و همچنین لباس‌هایی که می‌توان با آن تولید کرد، نیز اشاره کرده است.

ملائی ادامه داد: کتاب با مباحثی پیرامون نخ ریسی، کارخانه‌های نساجی، صنعت تولید پارچه، رنگرزی، مراقب و نگهداری پوشاک و… آغاز می‌شود و بعد به معرفی پارچه‌ها می‌پردازد. از ویژگی‌های اصلی این کتاب توصیفات جزئی و دقیق نویسنده درباره هر پارچه است. این کتاب دانش کاملی از پارچه را به طراحان مد و لباس و دانشجویان این رشته‌ها می‌دهد.

«راهنمای جامع پارچه برای طراحان مد و لباس» نوشته گیل بو و ترجمه ملیحه ملائی را انتشارات جمال هنر در شمارگان ۵۰۰ نسخه، ۳۲۰ صفحه و بهای ۱۲۳ هزار تومان منتشر کرده است.

در بخشی از مقدمه نویسنده بر این کتاب آمده است: «کتاب راهنمای پارچه برای طراحان مد و لباس، در واقع راهنمای بصری برای شناخت پارچه‌هاست و در این کتاب به جای تمرکز بر نحوه تولید پارچه‌ها، بر روش‌هایی تاکید می‌شود که طراحان از طریق آنها می‌توانند لباسی را طراحی کنند. این کتاب به طور همزمان درباره خصووصیات پارچه‌ها و در عین حال مهارت‌های ایجاد اتاق طراحی شما را راهنمایی می‌کند.»

جنگیدن با فرهنگ کار عبثی است... این برادران آریایی ما و برادران وایکینگ، مثل اینکه سحرخیزتر از ما بوده‌اند و رفته‌اند جاهای خوب دنیا مسکن کرده‌اند... ما همین چیزها را نداریم. کسی نداریم از ما انتقاد بکند... استالین با وجود اینکه خودش گرجی بود، می‌خواست در گرجستان نیز همه روسی حرف بزنند...من میرم رو میندازم پیش آقای خامنه‌ای، من برای خودم رو نینداخته‌ام برای تو و امثال تو میرم رو میندازم... به شرطی که شماها برگردید در مملکت خودتان خدمت کنید ...
اگر بخواهم فیلمی بسازم که بگویم دروغ چیز بدی است باور نمی‌کنند، چون دروغ یک امر جاری در این مملکت است. قبحش از بین رفته... ما بچه‌مسلمان بودیم. اما می‌گفتند این مسلمان نیست... وقتی به آدمی که در کار سینماست می‌گویند اجازه کار نداری، یعنی با شکنجه او را می‌کشند... می‌توانند من را زمین بزنند اما نمی‌توانند من را روی زمین نگه دارند، من بلند می‌شوم... فردین عاشقانه مردم را دوست داشت ...
غالباً خشونتِ خود را زیر نام «دفاع از خود» پنهان می‌کنند. باتلر می‌پرسد: این «خود» کیست که حق دارد برای دفاع از بقای خود، دیگری را نابود کند؟ او پیشنهاد می‌دهد که ما باید «خود» را نه به عنوان یک فردِ مجزا، بلکه به عنوان بخشی از یک کلِ پیوسته تعریف کنیم. اگر من به تو آسیب بزنم، درواقع به ساختاری که بقای خودم به آن وابسته است آسیب زده‌ام ...
20 سال پیش خانه در دامنه‌ی آتشفشان کردیم؛ بدان امید که چشم بر حقیقت بگشاییم... شرح همسایگی خاکستر و دود و آتش؛ نه گفتنی ست، نه خواندنی؛ که ما این خانه‌ی دور از نفت! به شوق و رغبت برگزیده بودیم و هیچ منت و ملامتی بر هیچ دولت و صنف و حزب و نماینده‌ای نداشتیم و نداریم ...
او اگرچه همچون «همینگوی»، روایتگری را مقدم بر توصیف‌گری «زولا» قرار می‌دهد، اما این روایتگری کاملا «ایرانیزه» و بومی شده است... نویسنده با تشخص‌بخشی به کلیسای «تارگمانچاتس» از این بنا، یک شخصیت تاریخی در داستان می‌آفریند، شخصیتی ارمنی! در قلب تهران... ملک بدرقه، شکارچی کلمات مقدس و فاتحه‌های سرگردان است، ملکی که مأمور است فاتحه‌های فرستاده‌شده و سرگردان را برای افراد بی‌وارث و بد‌وراث شکار کند ...