کتاب «جستارهایی در ابعاد فرهنگی و اجتماعی بحران ویروس کرونا در ایران» به همت پژوهشکده مطالعات فرهنگی و اجتماعی وزارت علوم، تحقیقات و فناوری منتشر شد.

به گزارش خبرگزاری مهر، کتاب «جستارهایی در ابعاد فرهنگی و اجتماعی بحران ویروس کرونا در ایران» به همت پژوهشکده مطالعات فرهنگی و اجتماعی وزارت علوم، تحقیقات و فناوری منتشر شد. در این کتاب که ملاحظات و تأملات جمعی از اعضای هیئت علمی این مرکز پژوهشی درباره تبعات فرهنگی و اجتماعی شیوع این ویروس در حوزه‌های علمی، اجتماعی، دینی، سیاسی، مدیریتی و رسانه‌ای آمده است، به تحولات بزرگی که در پی حضور این بیگانه ناشناس در جامعه ایرانی به وجود آمده، اشاره شده است.

در مقدمه این مجموعه، که توسط حسین میرزایی رئیس این پژوهشکده نگاشته شده است، به تحلیل تحولات حوزه آموزش عالی نیز در مجلدی دیگر، که به کمک سایر متخصصان این حوزه انجام خواهد شد، اشاره شده است.

علاقه‌مندان می‌توانند در این مجموعه جستارهایی را با عناوین «مدافعین سلامت و نابرابری جنسیتی» به قلم لیلا فلاحتی، «ویروس کرونا، ما نظاره‌کنندگان و توسعه روابط انسانی» نوشته خدیجه کشاورز، «کرونا ویروس و دوگانه ناسیونالیسم و انترناسیونالیسم» به قلم رضا ماحوزی، «نگاهی به هشتگ «در خانه می‌مانیم؛ شکاف میان درک مردم و ستاد بحران در یک شعار کلیدی» به قلم حسین میرزایی و جبار رحمانی، «سفرهای کرونایی؛ چرا مردم به سفر می‌روند؟»، «کرونا و الهیات امروزی و مسئله آینده علم در ایران» و «سبک زندگی مراقبتی در شرایط بحران کرونا و سهم اصحاب علوم‌انسانی در آن» دو نوشته دیگر از جبار رحمانی، «واقعیت‌های اجتماعی جامعه ایرانی» نوشته مهدی حسین‌زاده فرمی، «شهی که پاس رعیت نگاه می‌دارد؛ نگاهی به مسئولیت‌های حاکمیت در شرایط کنونی مواجهه با ویروس کووید ۱۹» نوشته فرهاد بیانی، «کرونا به‌مثابه تکنولوژی و اثرات اجتماعی آن» نوشته اباذر اشتری مهرجردی و «راهکارهایی برای استفاده از فضای مجازی در مبارزه با ویروس کرونا» نوشته حامد طاهری‌کیا مطالعه کنند.

علاقه‌مندان می‌توانند نسخه الکترونیک این کتاب را به صورت رایگان از این نشانی دانلود و مطالعه کنند.

................ هر روز با کتاب ...............

لودویک یان، که به دلیل شوخی ساده‌­ای از حزب و دانشگاه اخراج شده و مجبور شده است که شش سال تمام در معادن زغال‌­سنگ کار کند، پانزده سال بعد وقتی با هلنا زمانووا، همسر رئیس سازمان حزبی دانشکده، روبرو می‌­شود، گمان می‌­کند فرصت انتقام را به چنگ آورده است ... لودویک آن زن را فریب می­‌دهد و در اختیار می‌­گیرد، اما به زودی خبردار می­‌شود که شوهر او دیگر با زنش زندگی نمی­‌کند. ...
از اوان‌ جوانی‌، سوسیالیستی‌ مبارز بود... بازمانده‌ای از شاهزاده‌های منقرض شده (شوالیه‌ای) که از‌ حصارش‌ بیرون‌ می‌آید و در صدد آن است که حماسه‌ای بیافریند... فرانسوای‌ باده گسار زنباره به دنیا پشت پا می‌زند. برای این کار از وسایل و راههای کاملا درستی استفاده نمی‌کند‌ ولی‌ سعی در بهتر شدن دارد... اعتقادات ما با دین مسیح(ع) تفاوتهایی دارد. و حتی نگرش مسیحیان‌ نیز‌ با‌ نگرش فرانسوا یا نویسنده اثر، تفاوتهایی دارد ...
فرهنگ و سلطه... صنعت آگاهی این اعتقاد کاذب را برای مردم پدید می‌آورد که آنها آزادانه سرنوشت خود و جامعه‌شان را تعیین می‌کنند... اگر روشنفکران از کارکردن برای صنعت فرهنگ سر باز زنند، این صنعت از حرکت می‌ایستد... دلش را خوش می‌کرد سلیقه‌اش بهتر از نازی‌هاست و ذهنیت دموکراتیک خویش را با خریدن آنچه نازی‌ها رو به انحطاط می‌خواندند، نشان دهد... در اینجا هم عده‌ای با یکی‌کردن ادبیات متعهد با ادبیات حزبی به هر نوعی از تعهد اجتماعی در ادبیات تاخته‌اند ...
دختر بارها تصمیم به تمام‌کردن رابطه‌شان می‌گیرد اما هر بار به بهانه‌های مختلف منصرف می‌شود. او بین شریک و همراه داشتن در زندگی و تنهابودن مردد است. از لحظاتی می‌گوید که در تنهایی گاهی به غم شدیدی دچار می‌شود و در لحظه‌ای دیگر با خود تصور می‌کند که شریک‌شدن خانه و زندگی از تنها بودن هم دشوارتر است و از اینکه تا آخر عمر کنار یک نفر زندگی کند، پیر شود، گرفتار هم شوند و به نیازها و خُلق و خوی او توجه کند می‌نالد ...
دکتر مجد در کتاب «قحطی بزرگ و نسل کشی در ایران» برای اولین بار اسناد مربوط به قتل عام بیش از 10 میلیون ایرانی در قحطی «عمدی» جنگ جهانی اول را با تکیه بر اسناد و مدارک و گزارش‌های آرشیو وزارت امور خارجه‌ی آمریکا و آرشیو روزنامه‌ها منتشر کرده است... در ایرلند مردم برای یادآوری جنایت بریتانیا در قحطی سیب‌زمینی؛ هر سال هفته‌ی بزرگداشت کشته‌شدگان قحطی دارند... ملت ایران به ققنوس تشبیه شده و به فاجعه عادت کرده است ...