به گزارش کتاب نیوز به نقل از ایبنا، زغال‌ زیستی ویژگی‌های منحصربه‌فردی دارد که نه‌تنها آن‌را به اصلاح‌کننده ارزشمند خاک برای افزایش سلامت پایدار و باروری خاک تبدیل می‌کند، بلکه ابزار مناسبی برای جداسازی بلندمدت دی‌اکسید کربن موجود در خاک در راستای تلاش برای کاهش گرمایش جهانی است. عنصر کلیدی در فناوری‌های زغال زیستی، ساخت زغال چوب است که شامل گرمایش ماده آلی در غیاب اکسیژن است. به‌جای یک فناوری واحد، زغال زیستی زنجیره مشترکی است که در رویکردهای فناورانه متنوعی جریان دارد.

زغال زیستی برای مدیریت محیط زیست[Biochar for Environmental Management: Science and Technology]

کتاب «زغال زیستی برای مدیریت محیط زیست» [Biochar for Environmental Management: Science and Technology] اثر یوهانس لمان [Johannes Lehmann]  و ایتفن جوزف [Stephen Joseph] در 16 فصل، اطلاعات پایه و لازم برای پیاده‌سازی یکی از مهم‌ترین راه‌حل‌ها برای آینده زیست‌محیطی بشر را ارائه می‌دهد. اثر حاضر، با ارزیابی دقیق و همه‌جانبه زغال زیستی، شالوده پایداری جهانی آینده ما را به تصویر می‌کشد.

جابر سلطانی؛ عضو هیأت علمی دانشگاه تهران به‌عنوان یکی از مترجمان کتاب در پیشگفتار نوشته است: «در سال‌های اخیر، تحقیق و بررسی در زمینه زغال‌های زیستی به‌عنوان یکی از روش‌های توسعه پایدار مدیریت و مهندسی محیط زیست مورد توجه محققین بسیاری قرار گرفته است. مطالعه زغال‌های زیستی در مناطق اندکی از جهان سوابق قبلی دارد و مورد توجه تحقیقات علمی قرار گرفته است، اما در بسیاری از مناطق، تحقیقات روی زغال زیستی در مدیریت محیط زیست به نوعی جدید محسوب می‌شود. استفاده از زغال زیستی در راستای توسعه پایدار مدیریت محیط زیست می‌تواند به کاهش اثرات نامطلوب تغییرات اقلیم، بهبود مدیریت و بازچرخانی آب‌های غیرمتعارف، بهبود خاک، مدیریت پسماند و تولید انرژی کمک کند.

کتاب حاضر، یک راهنمای کامل در زمینه چگونگی کاربرد زغال‌زیستی در مهندسی محیط زیست است که تحلیل‌های ماهرانه‌ای را در رابطه با جنبه‌های زیستی، فناورانه، اقتصادی، سیاسی و اجتماعی این رویکرد ارائه می‌کند. زغال زیستی حوزه‌ای نوظهور با پتانسیل رشد بسیار بالاست و اطلاعات علمی و فناورانه در این زمینه دائما در حال افزایش است.»

کاربرد زغال زیستی در خاک
«روش‌های کاربرد زغال زیستی در خاک تا به امروز به ندرست بررسی شده است. اثرگذاری کاربرد کمپوست‌ها، کودهای حیوانی یا کودهای معدنی بسته به اینکه وارد خاک شوند یا به‌طور سطحی اعمال شوند، همچنین به‌صورت موضعی یا گسترده به‌کار روند،‌ به‌طور چشمگیری تغییر می‌کند. پاسخ‌های مشابهی را می‌توان برای روش کاربرد زغال زیستی انتظار داشت. پاسخ‌های زیست‌فیزیکی به شیوه‌ای که زغال زیستی به‌کار می‌رود و نیز امکان‌سنجی فنی، محدودیت‌های اقتصادی و ایمنی باید درنظر گرفته شوند. برای مثال ویژگی‌های ریزی (غبارینگی)،‌ خطر اشتعال خودبخودی، خطرات سلامتی و چگالی انباشت بسیار کم زغال زیستی می‌تواند چالش‌های ویژه‌ای را برای کاربردهای ایمن و کم‌هزینه در خاک ایجاد کند.»

زغال زیستی و کمپوست
«زغال زیستی را می‌توان برای پسماندهای آلی به‌کار برد و گزارش شده است که سرعت کمپوست شدن را افزایش داده و کود حیوانی را بوزدایی می‌کند. این موضوع را می‌توان با نرخ‌های بیشتر بازتولید میکروارگانیسم‌ها در حضور زغال زیستی و حفظ بیشتر میکروارگانیسم‌ها توضیح داد. این امر ارزش زغال زیستی در کشاورزی ارگانیک را به‌طور چشمگیری می‌افزاید. روش‌های کاربرد ممکن است به دلیل مقادیر به‌کاررفته، نیاز به کوددهی آلی و روش‌های کشت‌وکار خاک،‌ بین کشاورزی ارگانیک و سنتی تفاوت قابل‌توجهی داشته باشد.»

نخستین چاپ کتاب «زغال زیستی برای مدیریت محیط زیست» با ترجمه مریم احمدوند و جابر سلطانی در 540 صفحه با شمارگان 100 نسخه به بهای 70 هزار تومان از سوی سازمان انتشارات جهاد دانشگاهی تهران راهی بازار نشر شده است.

................ هر روز با کتاب ...............

20 سال پیش خانه در دامنه‌ی آتشفشان کردیم؛ بدان امید که چشم بر حقیقت بگشاییم... شرح همسایگی خاکستر و دود و آتش؛ نه گفتنی ست، نه خواندنی؛ که ما این خانه‌ی دور از نفت! به شوق و رغبت برگزیده بودیم و هیچ منت و ملامتی بر هیچ دولت و صنف و حزب و نماینده‌ای نداشتیم و نداریم ...
او اگرچه همچون «همینگوی»، روایتگری را مقدم بر توصیف‌گری «زولا» قرار می‌دهد، اما این روایتگری کاملا «ایرانیزه» و بومی شده است... نویسنده با تشخص‌بخشی به کلیسای «تارگمانچاتس» از این بنا، یک شخصیت تاریخی در داستان می‌آفریند، شخصیتی ارمنی! در قلب تهران... ملک بدرقه، شکارچی کلمات مقدس و فاتحه‌های سرگردان است، ملکی که مأمور است فاتحه‌های فرستاده‌شده و سرگردان را برای افراد بی‌وارث و بد‌وراث شکار کند ...
او «آدم‌های کوچک کوچه»ــ عروسک‌ها، سیاه‌ها، تیپ‌های عامیانه ــ را از سطح سرگرمی بیرون کشید و در قامت شخصیت‌هایی تراژیک نشاند. همان‌گونه که جلال آل‌احمد اشاره کرد، این عروسک‌ها دیگر صرفاً ابزار خنده نبودند؛ آنها حامل شکست، بی‌جایی و ناکامی انسان معاصر شدند. این رویکرد، روایتی از حاشیه‌نشینی فرهنگی را می‌سازد: جایی که سنت‌های مردمی، نه به عنوان نوستالژی، بلکه به عنوان ابزاری برای نقد اجتماعی احیا می‌شوند ...
زمانی که برندا و معشوق جدیدش توطئه می‌کنند تا در فرآیند طلاق، همه‌چیز، حتی خانه و ارثیه‌ خانوادگی تونی را از او بگیرند، تونی که درک می‌کند دنیایی که در آن متولد و بزرگ شده، اکنون در آستانه‌ سقوط به دست این نوکیسه‌های سطحی، بی‌ریشه و بی‌اخلاق است، تصمیم می‌گیرد که به دنبال راهی دیگر بگردد؛ او باید دست به کاری بزند، چراکه همانطور که وُ خود می‌گوید: «تک‌شاخ‌های خال‌خالی پرواز کرده بودند.» ...
پیوند هایدگر با نازیسم، یک خطای شخصی زودگذر نبود، بلکه به‌منزله‌ یک خیانت عمیق فکری و اخلاقی بود که میراث او را تا به امروز در هاله‌ای از تردید فرو برده است... پس از شکست آلمان، هایدگر سکوت اختیار کرد و هرگز برای جنایت‌های نازیسم عذرخواهی نکرد. او سال‌ها بعد، عضویتش در نازیسم را نه به‌دلیل جنایت‌ها، بلکه به این دلیل که لو رفته بود، «بزرگ‌ترین اشتباه» خود خواند ...