کتاب "سایه‌نویسی و اخلاق اصالت" نوشته جان سی.نپ و آزالیا ام . هولبرت با ترجمه احسان شاه‌قاسمی منتشر شد.

به گزارش ایسنا، این کتاب که توسط سازمان انتشارات جهاددانشگاهی منتشر شده شامل ۹ فصل است: "اصالت و اخلاق در سایه‌نویسی"، "تولد یک شغل حرفه‌ای"، "ارتباطات سیاسی"، "ارتباطات شرکتی و نهادی"، "آرای قضایی و حرفه وکالت و قضاوت"، "ریاکاری دانشگاهی"، "نشریات علمی"، "نشر کتاب" و " بسترهای شخصی".

در معرفی  "سایه‌نویسی و اخلاق اصالت" عنوان شده است: سایه‌نویسی زمانی اتفاق می‌افتد که یک پدیدآورنده خلاق در ازای پول یا هر ارزش دیگری برای یک مشتری یک «متن» می‌آفریند. سایه‌نویسان طیفی از «متن‌ها» از کتاب و مقاله نوشته تا سخنرانی و فیلم و غیره را تهیه می‌کنند تا خریدار خدمت آن را به عنوان محصول فکری خود به همگان عرضه کند. این کتاب یک چارچوب اخلاقی را عرضه می‌کند که مشروعیت کردار سایه‌نویسی را ارزیابی می‌کند و پیوند میان اصالت شخصی و به‌کارگیری سایه‌نویسان در زمینه‌های سیاسی، قانونی، آموزشی و علمی را واکاوی می‌کند. افزون بر آن، این کتاب تاریخ سایه‌نویسی به عنوان یک کردار حرفه‌ای را بررسی می‌کند و مدلی برای تحلیل اخلاقی آن ارائه می‌دهد.

در این کتاب نویسنده به پرسش‌های مهم اخلاقی مانند این که چه زمانی یک رهبر اجتماعی می‌تواند ادعا کند واژگان یک سایه‌نویس متعلق به اویند، سایه‌نویسی چه زمانی درست یا غلط است، آیا استادان دانشگاه حق دارند مقاله‌های دانشجویان را به نام خود منتشر کنند، و غیره پاسخ می‌دهد.

کتاب "سایه‌نویسی و اخلاق اصالت" با شمارگان ۱۰۰۰ نسخه و قیمت ۳۹۰۰۰ تومان وارد بازار نشر شده است. علاقه‌مندان برای تهیه این اثر می‌توانند به فروشگاه سازمان انتشارات جهاد دانشگاهی به آدرس تهران، خیابان انقلاب، بین فلسطین و چهارراه ولیعصر، فروشگاه و نمایشگاه دائمی کتاب جهاد دانشگاهی مراجعه کنند و یا با شماره تلفن: ۰۲۱۶۶۴۸۷۶۲۵ تماس بگیرند.

او اگرچه همچون «همینگوی»، روایتگری را مقدم بر توصیف‌گری «زولا» قرار می‌دهد، اما این روایتگری کاملا «ایرانیزه» و بومی شده است... نویسنده با تشخص‌بخشی به کلیسای «تارگمانچاتس» از این بنا، یک شخصیت تاریخی در داستان می‌آفریند، شخصیتی ارمنی! در قلب تهران... ملک بدرقه، شکارچی کلمات مقدس و فاتحه‌های سرگردان است، ملکی که مأمور است فاتحه‌های فرستاده‌شده و سرگردان را برای افراد بی‌وارث و بد‌وراث شکار کند ...
او «آدم‌های کوچک کوچه»ــ عروسک‌ها، سیاه‌ها، تیپ‌های عامیانه ــ را از سطح سرگرمی بیرون کشید و در قامت شخصیت‌هایی تراژیک نشاند. همان‌گونه که جلال آل‌احمد اشاره کرد، این عروسک‌ها دیگر صرفاً ابزار خنده نبودند؛ آنها حامل شکست، بی‌جایی و ناکامی انسان معاصر شدند. این رویکرد، روایتی از حاشیه‌نشینی فرهنگی را می‌سازد: جایی که سنت‌های مردمی، نه به عنوان نوستالژی، بلکه به عنوان ابزاری برای نقد اجتماعی احیا می‌شوند ...
زمانی که برندا و معشوق جدیدش توطئه می‌کنند تا در فرآیند طلاق، همه‌چیز، حتی خانه و ارثیه‌ خانوادگی تونی را از او بگیرند، تونی که درک می‌کند دنیایی که در آن متولد و بزرگ شده، اکنون در آستانه‌ سقوط به دست این نوکیسه‌های سطحی، بی‌ریشه و بی‌اخلاق است، تصمیم می‌گیرد که به دنبال راهی دیگر بگردد؛ او باید دست به کاری بزند، چراکه همانطور که وُ خود می‌گوید: «تک‌شاخ‌های خال‌خالی پرواز کرده بودند.» ...
پیوند هایدگر با نازیسم، یک خطای شخصی زودگذر نبود، بلکه به‌منزله‌ یک خیانت عمیق فکری و اخلاقی بود که میراث او را تا به امروز در هاله‌ای از تردید فرو برده است... پس از شکست آلمان، هایدگر سکوت اختیار کرد و هرگز برای جنایت‌های نازیسم عذرخواهی نکرد. او سال‌ها بعد، عضویتش در نازیسم را نه به‌دلیل جنایت‌ها، بلکه به این دلیل که لو رفته بود، «بزرگ‌ترین اشتباه» خود خواند ...
دوران قحطی و خشکسالی در زمان ورود متفقین به ایران... در چنین فضایی، بازگشت به خانه مادری، بازگشتی به ریشه‌های آباواجدادی نیست، مواجهه با ریشه‌ای پوسیده‌ است که زمانی در جایی مانده... حتی کفن استخوان‌های مادر عباسعلی و حسینعلی، در گونی آرد کمپانی انگلیسی گذاشته می‌شود تا دفن شود. آرد که نماد زندگی و بقاست، در اینجا تبدیل به نشان مرگ می‌شود ...