کتاب «ارداویراف‌نامه (ارداویرازنامه)» [Lelivred Ardaviraz] با ترجمه و تحقیق ژاله آموزگار توسط انتشارات معین به چاپ هفتم رسید.

به گزارش کتاب نیوز به نقل از مهر، چاپ اول کتاب «ارداویراف‌نامه (ارداویرازنامه)» اثر فیلیپ ژینیو [philippe Gignoux] در سال ۱۳۷۲ به بازار نشر آمد.

ارداویراف‌نامه یکی از منابع کهن و قدیمی، و کتابی درباره اعتقادات عموم مردم ایران، در روزگار پیش از ورود اسلام به ایران است. مفاهیم و مطالب آمده در این‌کتاب درباره باورهای دینی و جهان دیگر است.

نسخه‌ای که انتشارات معین چاپ کرده، دربرگیرنده متن پهلوی، ترجمه آن، حرف‌نویسی و واژه‌نامه است که توسط آموزگار ترجمه شده است.

در قسمتی از این‌کتاب آمده است:

چون گام سوم را به کردارِ نیک فراز نهادم، آنجایی که کردارِ نیک جای دارد، آنجا رسیدم. آن‌را بالاترین روشنیِ بالاترین روشنی‌ها خوانند و دیدم اهلوان (پرهیزگاران) را در درگاه و بستر از زر ساخته شده، آنها مردمی بودند که روشنی آنان به روشنی خورشید همانند بود. و پرسیدم از سروش اهلو و آذر ایزد که: «این کدام جای و آنان روانان، کیستند؟» سروش اهلو و آذرایزد گفتند که: «این جای، خورشید پایه و ایشان روانهای کسانی هستند که در گیتی پادشاهی خوب و دهبدی و سالاری کردند.»

چاپ هفتم این‌کتاب با ۳۶۰ صفحه و قیمت ۵۰ هزار تومان عرضه شده است.

................ هر روز با کتاب ...............

دادگاه‌های تفتیش عقاید و دیگر فجایع کلیسا در قرون وسطا برای برخی ابزار تحقیر مسیحیان و حجتی! بر حقانیت خویشتن است؛ اما نباید فراموش کرد که همان سنت‌های الهی که با مسیحیان شوخی نداشت، با ما مسلمانان هم تعارف ندارد. داستان سوارشدن اهالی متون مقدس بر جهل مردم به نام دین و باجگیری روحانیت اشرافی از قدرت، در طول تاریخ بشر، یک داستان تکراری با نتایج تکراری ست. حتی برای اهالی کتاب و سنت اسلامی: «ایمانی که با ترس آمده باشد؛ با خنده خواهد رفت.» ...
این آزارِ کوچکِ از سر عادت، سرنوشتش را تغییر خواهد داد... موجودات هرچه قدر هم که کوچک و خُرد باشند شأن و منزلتی رعایت‌کردنی دارند... داستان بیست نفر از کسانی را که الهام‌بخشش بوده‌اند برای خوانندگان تعریف می‌کند... از خلبان و فضانورد و ژرف‌پیما هست تا دوچرخه‌سوار و ویولون‌زن و ویلچرنشین. زن‌ها و مردهایی که در سنین جوانی یا پیری از خانه بیرون زده‌اند... قصه‌ی تلاش برای رسیدن ...
روایتی از اعماق «ناشنیده‌ها» و «مسکوت‌ گذاشته شده‌ها»... دعوتی به اندیشیدن درباره‌ی «پدری و فرزندی»... پدر رفته است اما تو باید بمانی و «زندگی» کنی... مصاحبه یک روان‌درمانگر تحلیلی با چهارده فرزند شهید... کودکی، نوجوانی و بلوغ در نبود پدر چه رنگ و بویی داشت؟ فقدان او در بزنگاه‌های مهم زندگی -تحصیل، کار، ازدواج، صاحب فرزند شدن- خود را چگونه نشان داد؟... مادرانی که مجدداً ازدواج کرده‌اند و مادرانی که نه ...
صبا که نیم ‌ساعت دیرتر از صنم به دنیا آمده زودتر از او از دنیا می‌رود و خواهر خود را در گیجی و بهت چنین مرگ نزدیکی رها می‌گذارد... مسئله‌ی هر دو یکی است: «عشق»... سهم مادر در خانه پای تلویزیون مشغول تماشای سریال‌های جور و واجور... پرداخت به وجوه اروتیک و جسمانی یا زمینی عشق در پرده‌داری و حجب صورت گرفته ولی آن‌قدر به زبانی رومانتیک و رویایی نزدیک شده که گاه پرگو و گاه برانگیزاننده می‌شود. ...
الهامی از زندگی کارگران پاریسی... با کار رختشویی توانسته است که مبلغی پس‌انداز کند... از او دو پسر داشت... تنبل و خوش‌گذران است و به زودی معشوقه را رها می‌کند و به زنان دیگری روی می‌آورد... با او ازدواج می‌کند... کارگر دیگری زن را می‌ستاید و در دل به او عشق می‌ورزد، اما یاری او کارساز نیست... به باده‌گساری روی می‌آورد... شوق کار را از دست می‌دهد... برای گذران زندگی به روسپی‌گری روی می‌آورد... ...